مشخصات اثر

  • نام اثر
    Condor کرکس
  • نام نویسنده
    اِروین کلس والتر باله
  • نام ناشر
    هوپا
  • ژانر
    علمی تخیلی ماجراجویی
  • سال انتشار
    2015
  • شابک
    9786008655114
  • تعداد صفحات
    252
  • رده بندی سنی
    +10
  • کشور
    بلژیک
  • ارتباطات
    قرار است فیلمی با اقتباس از داستان این کتاب ساخته شود.
  • جوایز
    نامزد دریافت نشان کتاب برتر به انتخاب نوجوانان بلژیک در سال 2017
نوشته شده در: توسط: فاطمه شهاب‌الدین در: کتاب

انسانیت در پوسته نمی‌گنجد. بلکه مفهومی فرای ظاهر دارد. وقتی قدمی از آنچه هست فراتر گذاشته و به ناممکن‌ها اجازه بروز دهیم؛ بی‌‌شک با جهانی به مراتب زیباتر رو به رو خواهیم شد.

انتشارات هوپا

نبرد ربات‌ها و انسان‌ها

درگیری انسان با ربات از زمان انقلاب صنعتی شروع شد. نیروی بازوی انسان با ماشین آلات و ابزار خودکار جا به جا شد تا کارها را آسان‌تر و سریع‌تر پیش ببریم. اما در میان تمام نکات مثبت، نکات منفی بسیاری در این دگرگونی نهفته بود. جایگزینی ربات‌ها به جای انسان، کارگران بسیاری را خانه نشین کرد و مهارت‌های بسیاری بلااستفاده شدند.

همانطور که دست‌های انسان از کار خود فاصله میگرفت و زندگی کارگران در سایه این جایگزینی تباه می‌شد. نفرت از ماشین‌‌ها و سازندگان آنان نیز آتش شورش‌های بسیاری را روشن می‌کرد. اما این نفرت به قرن 18 و 19 محدود نمی‌شود. هنوز هم پیشرفت تکنولوژی باعث خانه نشینی بسیاری از کارگران شده و زندگی‌های بسیاری را از هم می‌پاشد. “پدر سیمون اخراج شد تا ربات‌ها در کارخانه جای او را بگیرند. وقتی بن از سیمون میپرسد: فکر می‌کنی ربات‌ها علت بیکاری پدرت هستند؟

سیمون یک دفعه هیجان زده شده و می‌گوید: البته. تقصیر آن‌هاست که کلی آدم از کار بیکار شده‌اند چی سر آدم‌ها می‌آید اگر همه جا به جای انسان از ماشین استفاده کنند؛ آدم‌ها کجا کار کنند؟ بهت بگویم که توی خانه ما به این موضوع روی خوش نشان نمی‌دهند. بن دوباره می پرسد: برای همین پدرت ربات تو را خراب کرد؟ سیمون سربسته می‌گوید: توی خانه ربات‌ها دیگر طرفدار ندارند.”

مسیر زندگی

انتخاب مسیر زندگی هرکس با انگیزه‌ای همراه است. اگر این انگیزه به پشتوانه کسی به وجود آمده باشد که برای شخص از اهمیت بسیاری برخوردار است، بی‌شک تلاش بیشتری را برای رسیدن به هدفش به کار می‌گیرد. زندگی بیشتر دانشمندان و مخترعان مشهور نیز در همین جهت پیش رفته است.

” تیم می‌گوید دلیل ورودش به کارخانه کرکس مرگ مادر لیزا در یک تصادف بوده است چرا که کسی که با مادر لیزا تصادف کرده موقع رانندگی نقشه راه را می خوانده و متوجه عبورش از خیابان نشده. تیم می‌گوید که دلش نمی‌خواهد دیگر اتفاقی مانند این تکرار شود برای همین به تیم رهیاب پیوسته است.”

انتشارات هوپا

درد باعث می‌شود یاد بگیریم

“سلی برای با احساس شدن رباتی که قرار بود تنها برای تست تصادف خودرو استفاده شود، اینگونه استدلال می‌کند: دردهای شدیدی که او کشیده، باعث شده تا کم کم یاد بگیرد چگونه حس کند و این قابلیت خود را ارتقا دهد.”

نکته این است که درد می‌تواند حواس را در انسان حساس‌تر کند. حتی انسانیت او را هم می‌تواند تحت الشعاع قرار دهد. به کار بردن این ویژگی برای ربات، نیازمند پیش زمینه‌ای قوی برای ساخت ساختار مغزی موجود است.

متأسفانه چنین پیش زمینه‌ای برای ربات قصه تصویر نشده‌است. او تنها برای آزمایش‌های خودرو طراحی شده بود پس پیشرفت مغزی او کمی خارج از منطق به نظر می‌رسید. بعضی انسان‌ها بیش از حد به حرفه خود عشق می‌ورزند و خود را وقف آن می‌کنند. اما زمانی در زندگی به این نقطه می‌رسند که گنج‌های ارزشمندتری را در اختیار دارند. این گنج‌ها چنان عزیزند که حاضرند حاصل سال‌ها زحمت خود را به خاطر آن‌ها از دست بدهند.

دوستی می‌تواند هر ناممکنی را ممکن کند

داستان زندگی سلی، دانشمند قصه، بر همین روند متکی است. او با کار خود پیوند عمیقی برقرار می‌کند اما تولد یک حس مادرانه، سلی را به احساساتی ارزشمندتر از علم، متوجه می‌کند. این مطلب باعث می‌شود تا او از همه تلاش‌هایش در طی سالیان دست بکشد و تنها به محافظت از گنج تازه خود بپردازد. دوستی می‌تواند هر ناممکنی را ممکن کند. اگر لیزا و سیمون با تمام وجودشان به بن و دوستی عمیق‌شان باور نداشتند هیچ کدام از اتفاقات هیجان‌انگیز قصه پیش نمی‌آمد.

داستان کرکس نشان می‌دهد که دوستی به مدت زمانی که با دیگری هستید و یا شباهت شما به یکدیگر ربطی ندارد. دوستی ارتباط روح‌ها و یک قلب بزرگ برای پذیرش شخص دیگر و کمک به او را می‌طلبد. دوستی به اندازه معصومیت کودکانه ساده و به قدر روح یک حرکت قهرمانانه می‌تواند قوی باشد. دوستان شما بدون برنامه قبلی وارد زندگی‌تان می‌شوند و ممکن است حتی مسیری که در آن گام بر می‌دارید را برای همیشه عوض کنند.

انتشارات هوپا

شخصیتی‌های عجیب داستان

بن: پسر نوجوانی که به تازگی وارد مدرسه لیزا و سیمون شده است. او مستقیماً حرف‌هایش را می‌زند ولی از اصطلاحات سر در نمی‌آورد. بن بر سر خرابی ربات سیمون، با لیزا و سیمون دوست شده و تمام تلاشش را برای محافظت از آن‌ها می‌کند. او راننده‌ای قهار است و کمربند مشکی کاراته دارد. به خاطر نحوه صحبتش، در برخورد اول، همه فکر می‌کنند که او خیلی عجیب است. بن رازهای زیادی دارد که در داستان به تدریج با دوستان خود به اشتراک می‌گذارد.

لیزا: دختری نوجوان که پدرش در بخش رهیاب کارخانه کرکس کار می‌کند. او به شدت مهربان است و به دوستانش اهمیت می‌دهد. لیزا برای نجات کسانی که برایش ارزشمندند، هر خطری را به جان می‌خرد. او در سنی پایین مادرش را در تصادف از دست داده است. هنوز هم خلأ نبود مادرش را احساس می‌کند. لیزا دوست صمیمی به نام سیمون دارد که بعدها بن نیز به جمع آن‌ها می‌پیوندد.

سیمون: پسر نوجوانی که دوست صمیمی لیزاست. او زودجوش است و در ساختن ربات‌ها استعداد دارد. پدر سیمون در همان شرکت پدر لیزا کار می‌کرده ولی به علت اخراج او خانواده‌اش در تنش هستند. سیمون اخلاق تندی دارد اما با این حال دوستانش را در شرایط سخت رها نمی‌کند.

کارخانه عجیب

تیم هلسن: پدر لیزا و دانشمندی در حوزه کامپیوتر است که در بخش رهیاب کارخانه کرکس مشغول به کار است. او را برای مأموریت جدیدی به بخش سری کارخانه وارد می‌کنند تا گنج گمشده کرکس را بازگرداند.

سلی هوفمان: زنی دانشمند است که در زمینه ساخت ربات فعالیت می‌کند. او بسیار در کار خود خبره است و کسی نمی‌تواند همتایش باشد.

اتو میلر: رییس کارخانه کرکس و شخصی طمعکار است که می‌خواهد به هر قیمتی شده آبروی از دست رفته کرکس را باز گرداند.

وولف: محافظ کارخانه و کسی که تحت دستور میلر فعالیت می‌کند. او شخص بی منطق و بی احساسی است که تنها زور بازویش را برای رو یا رویی با دیگری لحاظ می‌کند.

انتشارات هوپا

کتابی با پایانی قابل حدس

نویسندگان زبردست کرکس ضربه اصلی داستان را بعد از صد صفحه به خواننده وارد می‌کنند. یعنی زمانی که اصلاً انتظارش را ندارید. این نشان می‌دهد که هیجان داستان تا چه اندازه برای خالقان ارزشمند بوده است. هرچند که روند قابل پیش بینی بعد از این ضربه کمی از غافلگیری‌های آن می‌کاهد. گویا نویسندگان می‌گویند: خیلی خوب! ما ضربه را وارد کردیم. حالا بیایید به شیوه داستان‌های دیگر هم سبک خود پیش برویم.

بهتر بود برای ادامه، ایده‌های بدیع‌تری ارائه می‌شد چرا که اتفاقات و پایان قابل حدس داستان از ارزش آن کاسته است.

نکته جالب در رمان کرکس آن است که عمده اتفاقات در یک روز می‌افتد. یعنی از صفحه 1 تا 186 کتاب اتفاقات یک روز روایت می‌شود. این نکته باعث شده است که هیجان کتاب بسیار بالا باشد و چینش اتفاقات مجالی برای توصیف و تفسیر بیشتر به نویسندگان ندهد. در سبک ماجراجویی و جنایی این شاید بهترین ایده است.

اما در ژانر علمی_تخیلی برای تشریح ایده، نیازمند زمان و تحلیل‌های خاص هستیم. چرا که در حال خلق علت و معلول‌هایی فرای ذهن خواننده خود به سر می‌بریم. بنابراین برای قانع کننده بودن تئوری‌های داستان به یکسری نگاه‌های دقیق نیازمندیم. سرعت در داستان به نواحی دیگری نیز رسوخ می‌کند. پذیرش آسان راز بن توسط لیزا و سیمون نیز کمی دور از ذهن به نظر می‌رسد.

حتی با پیشرفت تکنولوژی در جهان امروز نیز این سرعت از توجیه شدن غیرمنطقی به نظر می‌رسد. شخصیت پردازی داستان اندکی با مشکل رو به روست. هرچند شما با کاراکترها ارتباط می‌گیرید اما هرگز تا پایان داستان نمی‌توانید ادعا کنید که آن‌ها را می‌شناسید یا بعضی حرکات‌شان را درک کرده‌اید. برای مثال، حرکات قهرمانانه سیمون در عملیات نجات، بسیار از یک نوجوان با پیش زمینه‌ای که از او در داستان داریم، بعید است. شاید اگر کسی از وسط داستان شروع به خواندن کند، او را با بتمن یا سوپرمن اشتباه بگیرد!

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

کتاب کتابخانه ارواح

«کتابخانه‌ی ارواح» چهارمین اثر ریچارد دنی نویسنده آمریکایی اهل تگزاس در ژانر وحشت است. این کتاب، اولین جلد از مجموعه دو جلدی “پرونده‌های روح زبان” بوده و ماجرای هیجان‌انگیز رویایی پسری سیزده ساله با نیروهای ماوراءالطبیعه در یک کتابخانه تسخیر شده است. «The Library Of Souls» درباره تاریخچه کتابخانه بزرگی در قلب ماساچوست است که […]

کتاب دنیای سوفی

جهانی که همه در آن غرق روزمرگی‌اند کسی باید پا فراتر نهاده و حقیقت را آشکار کند. کسی که به محدودیت ذهنش پای‌بند نیست، تا فراسوی فهم خود پرواز می‌کند و ارمغانش درکی به وسعت وجود است. او سایه خود را جای می‌گذارد تا خیره در نور حیرانی، حقیقت را جستجو کند. نامه‌ای به سوفی […]

کتاب Violet Evergarden

اثر نگاهی کوتاه و عمیق به ارزش احساسات انسانی است. خط‌هایی که خواننده در چشمان بی‌حالت ویولت به انتظار رنگی تازه از زندگی می‌نشیند. صفحاتی که می‌فهمانند جنگ جز ویرانی انسان نتیجه‌ای ندارد. کلماتی قویتر از زبان کاتلیا سان به ویولت می‌گوید: “کلمات دو وجه دارند. کلماتی که گفته می‌شوند لزوماً همه چیز را شرح […]

کتاب من پیش از تو

انسان ارزش را زمانی درک می‌کند که خطر را به چشم ببیند. او با لمس هر ناممکنی، بیش از پیش به ممکن‌ها دل می‌بندد. و این به ما یادآوری می‌کند که غفلت از فرصت ناب زندگی، اشتباهی است که تمام ما، گاهی گرفتار آن می‌شویم. مرگ خودخواسته و قانونی یکی از مفاهیم اصلی که پایان […]