مشخصات اثر

  • نام اثر
    زندگی ‌در ‌پیش ‌رو
  • نام نویسنده
    من گاری
  • نام ناشر
    ثالث
  • ژانر
    داستانی اجتماعی
  • سال انتشار
    1975
  • شابک
    9789643809508
  • تعداد صفحات
    231
  • رده بندی سنی
    +16
  • کشور
    فرانسه
نوشته شده در: توسط: فائزه اسدیان در: کتاب

رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسف در بهار 1914 و در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد و 66 سال بعد (1980)، ‌پس از مرگ همسرش با شلیک گلوله‌ای به زندگی خود پایان داد. او که در دنیای ادبیات با اثر “خداحافظ‌ گری‌کوپر” به شهرت بی‌مثالی رسیده بود، «زندگی‌در‌پیش‌رو» را با نام مستعار «امیل آژار» در سال1975 میلادی منتشر کرد.

گاری در مقدمه‌ کتاب «قلابی» نقلی می‌گوید که شاید بتوان آن را توجیحی در استفاده از نام‌های مستعار دانست. گاری می‌گوید: «دوباره متولد شده بودم، دوباره شروع می‌کردم. یک بار دیگر همه چیز در اختیارم گذاشته شده بود. می‌توانستم با تخیلاتم یک بار دیگر خودم را به وجد آورم، آن ‌هم به دست خودم»

جایزه بهترین کتاب داستانی

مجمع ادبی گنکور در سال 1975 جایزه بهترین کتاب داستانی را به «زندگی‌در‌پیش‌رو» اهدا کرد و گاری را به عجیب‌ترین استثنا تاریخ جوایز گنکور تبدیل کرد. جایزه‌ای که هر نویسنده در زندگی ادبی خود تنها یک‌بار قادر به دریافتش بود، حالا برای دومین‌بار پس از کتاب «ریشه های آسمان» (1965) به گاری رسیده بود. البته این حقیقت تا لحظه مرگ او مخفی ماند؛ تا آن که پس از افشای حقیقت در سال1986، کتاب با نام حقیقی او مجددا منتشر شد.

ماجراهای پیرامون کتاب اما به فرانسه ختم نشد و در ایران نیز ادامه پیدا کرد. لیلی گلستان که نخستین ترجمه‌ کتاب را پیش از انقلاب اسلامی به ایران آورد، می‌گوید:«بعد از انقلاب، از امیرکبیر مصادره‌شده به من زنگ‌زدند و گفتندکه ما نمی‌توانیم این کتاب را به این صورت منتشر کنیم و شما باید این پسربچه را ادب کنید! من هم گفتم من از عهده تربیت بچه‌های خودم هم برنیامدم! وقتی دیدم می‌خواهند کتاب را سانسور کنند گفتم اصلا چاپش نکنید.

12 سال توقیف

کتاب حدود 12سال منتشر نشد تا این که من حق انتشار را از امیرکبیر پس گرفتم و در مصاحبه‌ای گفتم حالا چه ناشری می‌تواند این کتاب را منتشر کند؟ از فردایش تماس‌ها شروع شد و من تصمیم گرفتم کتاب را به ناشر ناشناسی که تازه انتشاراتش را باز کرده بود بدهم. این بار کتاب از “بازتاب نگار” منتشر شد. مدتی بعد خود انتشارات لغو مجوز شد و بعد از آن دیگر نتوانستیم کتاب را تجدید چاپ کنیم.

گذشت تا این که شب عید از ارشاد با من تماس گرفتند و گفتند ما مصاحبه‌ای از شما خواندیم که در آن گفته بودید دو کتابم افست می‌شود و من باید چه کنم؟ حالا بیایید ما می‌خواهیم این کتاب‌ها را دربیاوریم. رفتم ارشاد و صحبت کردیم و فقط یک جمله از کتاب حذف شد و ۴ کلمه را هم تغییر دادیم و کتاب مجوز گرفت و حالا هم از نشر ثالث منتشر شده است.»

لیلی گلستان

درامی بزرگسالانه با بیانی کودکانه

بسیاری از اهالی ادب زندگی‌نامه رومن گاری و داستان مهاجرتش از روسیه به فرانسه ، طلاق والدینش و خودکشی که در نهایت پایان‌بخش دفتر زندگی‌اش می‌شود را به طور ملموسی همرنگ با روایت تاریک «زندگی‌در‌پیش‌رو» می‌دانند. آرتور کریستال در کتاب (فقط روزهایی که می‌نویسم) می‌گوید: «واضح است که زندگی نویسنده بر اثرش نور می‌تاباند. این هم واضح است که رکنی از اثر از درونی‌ترین خود نویسنده بیرون می‌جوشد، خودی که حیاتش از خود بیرونی‌تر، سوا است.»
ما در «زندگی‌در‌پیش‌رو» درامی بزرگسالانه را با بیانی کودکانه دنبال می‌کنیم. داستان زندگی در میان فاحشه‌ها و مهاجرانی که در بدنام‌ترین محله‌های پاریس روزگار می‌گذرانند، سیاه‌تر از آن است که بتوان از میان جملاتش نشانه‌هایی از امید و بارقه‌هایی از فلسفه بیرون کشید.

«زندگی‌در‌پیش‌رو» در ساده ترین بیان ممکن، دایره‌المعارفی از انسان است. انسانی که قبح تن‌فروشی برایش شکسته شده اما هنوز هم دغدغه‌ی نان شب کودکان بی‌سرپرست را دارد. کودکی که بی‌هیچ نسبت‌ خونی تکیه‌گاه سرپرست غیرموجهش می‌شود و رابطه‌ عاطفی حزن‌انگیزی که نه آنقدر ساده است که کودکانه انگاشته شود، نه چنان پیچیده که از درک خواننده خارج باشد.

القاب، کارها، رفتارها و گذشته‌ انسان‌ها برای آدم‌های کتاب بی‌اهمیت است. در بهترین تفسیر از کتاب می‌توان چنین گفت؛ «زندگی‌در‌پیش‌رو» نمایش عریانی از انسانیت خالص است که از بزک رنگ و جنس و مذهب و ملیت عاری است. صحنه‌ نمایشی است از کالبدهای پوسیده‌ای که به روح رسیده‌اند و گاهی چنان بی‌غرض انسان می‌شوند که سنخیتی با گذشته و هویت خود ندارند.

لیلی گلستان

روایت زندگی مومو

«زندگی‌در‌پیش‌رو» روایت زندگی محمد پسر الجزایری است که همراه بچه‌های بی‌سرپرست دیگری در خانه‌ رزا خانوم زندگی می‌کند. رزا خانوم یک پیرزن روسپی بازنشسته است که در آپارتمان کوچکی در محله گوک‌دور از روسپی‌زادگان نگهداری می‌کند و هزینه‌ زندگی‌اش را از این راه بدست می‌آورد. هرچند هیچ وقت دخلش با خرجش نمی‌خواند.

محمد بزرگترین بچه‌ی آن جماعت بیش از 10 سال پیش به رزا خانوم سپرده شده بود تا در ازای دریافت ماهانه مبلغی پول، از او نگهداری کند و او را مسلمان بار بیاورد. از این رو محمد اوقاتی از روز را در کافه‌ زیر خانه با آقای هامیل که مسلمان بود و قرآن را خوب می‌دانست، می‌گذراند. او همیشه یک نسخه از کتاب‌های ویکتور هوگو را به همراه داشت و برای محمد از قشنگی‌های دنیا می‌گفت.

آدم‌های بزرگسال

محمد که همه او را مومو صدا می‌کنند، در میان جماعتی از آدم‌های بزرگسال بزرگ شده بود که نه تنها زندگی و کار موجهی نداشتند بلکه با ادبیاتی کوچه بازاری و سخیف سخن می‌گفتند. از این رو می‌توان گفت قابل درک است که چرا برای خواننده مبتدی جملات کتاب در نگاه اول شباهتی با سخنان یک پسربچه‌ی 14 ساله ندارد. کتاب از زبان محمد روایت می‌شود؛ با همان نگاه کودکانه و ادبیات مهاجم بزرگسالانه. او آدم‌ها را بدون قضاوت نظاره می‌کند و بی آن که دلیل خیلی از رفتارها را بداند، هر آن چه می‌بیند خالصانه تشریح می‌کند.

دنیای خیالی محمد همیشه همراه اوست و شاید همین خیال‌پردازی او را از واقعیت خشن زندگی محفوظ داشته است. بهترین دوست او چتری است که به آن لباس پوشانیده و شب‌ها در کنار شیری می‌خوابد که تمثیلی از مادر نداشته‌اش است. کتاب، روزشماری از روزگار پیری رزا خانوم است که با کمک مومو سپری می‌شود. او لباس‌های رزا خانوم را عوض می‌کند، برایش عطر می‌زند و موهایش را شانه می‌کند. با آن که می‌داند به سرپرستی گرفته شده اما رزا خانوم را مادرانه دوست دارد و بیشتر وقتش را در کنار او می‌گذراند.

لیلی گلستان

داستان زندگی گاری

رزا خانوم یهودی از کار افتاده‌ای است بازمانده از واقعه‌ هلوکاست که هنوز هم کابوس‌های آشویتس رهایش نکرده است. او که در جوانی هزینه‌های زندگی اش را از روسپی‌گری در مراکش و الجزایر درمی‌آورده است حالا چنان مادرانه به بچه‌ها اهمیت می‌دهد و از آن‌ها نگهداری می‌کند که از دست رنجش یک پلیس تحویل جامعه داده شده است.

اما رابطه‌ میان او و محمد چیزی بیش از پرستاریست. چیزی که در صحبت‌هایشان با هم نشان نمی‌دهند اما نشانه‌هایش از لابه لای رفتارهایشان بیرون می‌زند. وابستگی آن دو به یکدیگر، دست کمی از وابستگی مادر و کودک ندارد.

محمد را زمانی که نوزاد بود به رزا خانوم سپرده بودند و حالا او بزرگترین بچه‌ آن خانه محسوب می‌شد. داستان زندگی محمد و آدم‌های پیرامونش زشت و تلخ است اما زبان کودکانه او در تعریف ناملایمات چنان شیرین است که شنیدن و خواندن را قابل تحمل کرده است. نگاه کردن به دنیا از دیدگاه محمد 14 ساله که تمام مدت را به انتظار والدین گمنامش گذرانده، انسانیت خفته در وجود آدمی را بیدار می‌کند. پیچیدگی‌های آدم‌ها در جهان مومو جایی ندارد. برداشت ساده‌ او از شخصیت آدم‌ها چنان تکان‌دهنده است که آدمی را تشنه این ساده انگاری می‌کند. انگار که او دنیای سیاه درون قصه را از فیلتر نگاه خود عبور می‌دهد تا سنگینی روایت، خواننده را نیازارد.

نقش پر رنگ مذهب‌

مذهب‌ها و ملیت‌ها در داستان گاری پررنگ‌اند. هم صحبت روزهای محمد، مرد الجزایری مسلمانی است که پاتوقش کافه‌ای در زیر آپارتمان رزا خانوم است. آقای هامیل قالی فروش است و از آن دسته آدم‌هایی است که بابت زندگی اکنونش طلبکار دنیا و حاکمانش نیست. او بیشتر اوقاتش را در همان کافه می‌گذراند؛ به محمد قرآن یاد می‌دهد و از زیبایی “نیس” برایش می‌گوید؛ از دلقک‌هایی که در خیابان‌ها می‌رقصند و پرندگان سفیدی که در آسمان پرواز می‌کنند. آقای هامیل چنان با آب و تاب از آن جغرافیا سخن می‌گوید ،گویا ادامه‌ حیاتش به تکرار خاطرات جوانی‌اش وابسته است.

شخصیت‌های زیادی در قصه‌ی گاری زندگی می‌کنند. از همسایه‌شان لولاخانم بگیر تا دوست هم سالش لوماهوت که هروئین می‌کشد و حتی دکتر کاتز که پیرمرد الجزایری است و طبیب مهاجران گوت‌دور شده است. شخصیت‌هایی که هر کدام به اندازه همراهیشان، در روایت مومو پررنگ هستند.

لیلی گلستان

نثری قابل ستایش با پایانی غیرقابل حدس

مهدی یزدانی‌خرم درباره‌ «زندگی‌در‌پیش‌رو» می‌گوید :« «زندگی‌در‌پیش‌رو» جزو آثار متأخر رومن گاری است. رمانی که مملو از زشتی است. منظور از زشتی اموری است که مخاطب ادبیات از آن به عنوان امور نادوست ‌داشتنی یاد می‌کند. اموری مثل بیماری، از کار افتادگی و… .«زندگی‌در‌پیش‌رو» انگار تفسیر و تأویل امر زشت است، طوری که مخاطب با آن همگام می‌شود.»

نثر کتاب عمیقا قابل ستایش است و خواننده‌ باهوش را لحظه‌ای دچار شک نمی‌کند که کسی جز یک کودک 14 ساله خاطره‌گویی می‌کند. همچنین جملات بی‌ربطی که گاها پشت هم می‌آید و استنتاج‌های اشتباهی که در گفت‌وگو‌ها صورت می‌گیرد، مهر تاییدی بر ناپختگی و دانش اندک راوی کتاب است.

پس از ستودن گاری، نوبت به ستایش لیلی گلستان برای ترجمه‌ حرفه‌ای‌اش می‌رسد. گلستان در مقدمه کتاب چنین می‌نویسد:به هیچ وجه سعی نکردم نثر بچه را شسته ‌و رُفته تحویل خواننده‌ فارسی زبان بدهم، سعی نکردم بچه را طبق معمول ادب کنم و حرف‌های به ظاهر رکیک را به ناسزاهای مودبانه بدل سازم. امانت در ترجمه را بر عفت کلام ساختگی ترجیح دادم.

پایان‌بندی غیرقابل حدس کتاب را در کنار تمام ویژگی‌هایی که در بالا از آن‌ها یاد شد، نباید نادیده گرفت. پایان‌بندی‌ که سرنخ‌های آن در زمان افعال و نوع روایت راوی مستتر است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

کتاب جنگی که نجاتم داد

بدون ‌شک بردلی هنگامی که “جنگی که نجاتم داد” را در سال 2015 منتشر کرد، هرگز گمان نمی‌کرد اثرش مورد چنین استقبالی قرار بگیرد. کتاب، زندگی آدا، دختر 11 ساله‌ای را روایت می‌کند که هم‌زمان با روزهای پرآشوب جنگ جهانی دوم، مسیر تازه‌ای را برای زندگی‌اش بر‌می‌گزیند؛ مسیری که او را در جنگ‌درون به پیروزی […]

کتاب مومی ترول‌ها: ترول‌های کوچک و سیل بزرگ

دنیای خیالی که تصویر می‌شود به بازی کودکانه‌ای می‌ماند که ماندگار است. دنیایی که سفری از ناشناخته‌ها را بر آسمان کودکی، رنگ آمیزی می‌کند. من گم شده بودم بوبو گفت: “من گم شده بودم و فکر می‌کردم دیگه هیچ وقت آفتاب رو نمی‌بینم!” کودکان ترس را زودتر از بزرگسالان حس می‌کنند. آن‌ها به راحتی پایان […]

کتاب قرنطینه

جنیفر آن نیلسن نویسنده پر آوازه‌ ژانر بزرگسال و جوان در یوتای شمالی متولد شد. او خالق آثار بیشماری چون Trilogy Ascendance، مجموعه Infinity Ring، The courge ، Mark of the Thief و A Night Divided است که هر دو کتاب The Scourge و A Night Divided توسط نشر پرتقال ترجمه شده است. «The Scourge» […]

کتاب تصویر دوریان گری

فلسفه را باید در دل زندگی جست و بی‌شک تصویر دوریان‌گری آیینه تمام نمایی از انتخاب‌های زندگی است. راهی که سرنوشت روح خود را در آن گره می‌زنی، همان جاده‌ای است که در نهایتش به نام پستی و بلندی‌های آن ماندگار می‌شوی. باور اگر نکنی که وجودت را به رنگ پلیدی می‌آرایی هیچگاه از زشتی […]