مشخصات اثر

  • نام اثر
    Daddy Long Legs بابا لنگ دراز
  • نام نویسنده
    جین وبستر (Alice Jane Chandler Webster)
  • نام ناشر
    New York Grosset & Dunlap Publishers
  • ژانر
    رمان نامه‌نگارانه
  • سال انتشار
    1912
  • شابک
    964-417-129-2
  • تعداد صفحات
    232
  • رده بندی سنی
    +11
  • کشور
    آمریکا
  • ارتباطات
    ادامه این رمان با محوریت شخصیت سالی، دوست جودی، توسط جین وبستر به رشته تحریر درآمد. خواندن این رمان به علاقه‌مندان بابالنگ‌دراز توصیه می‌شود. انیمه بابا لنگ دراز در 1990 توسط ژاپن ساخته‌شد که بارها از تلویزیون ایران پخش شده ‌است. هرچند که تفاوت‌هایی میان داستان انیمه با کتاب مشهود است اما کمتر کسی است که با جودی آبوت و بابا لنگ‌درازش خاطره نداشته ‌باشد. بابا لنگ‌دراز (فیلم ۱۹۱۹) (فیلمی صامت با بازی مری پیکفورد) بابا لنگ‌دراز (فیلم ۱۹۳۱) (با بازی جنت گینور) بابا لنگ‌دراز (فیلم ۱۹۳۸) (محصول هلند) بابا لنگ‌دراز (فیلم ۱۹۵۵) بابا لنگ‌دراز (فیلم ۲۰۰۵) (محصول کره جنوبی) نمایش موزیکالی نیز با اقتباس از داستان بابا لنگ‌دراز سال 2015 به روی صحنه رفته‌ است.
  • بازخورد و میزان استقبال
    بابا لنگ‌دراز محبوب‌ترین رمان جین وبستر است که در زمان خود برای دختران دانشگاهی با محوریت قهرمان زن نوشته شده‌ بود. اما امروزه بیشتر آن را جزو ادبیات کودک و نوجوان قلمداد می‌کنند. این کتاب هنوز هم مورد تحسین منتقدین قرار دارد و نظرات خوبی را دریافت می‌کند.
نوشته شده در: توسط: فاطمه شهاب‌الدین در: کتاب

تفاوتی نمی‌کند از کجای دنیا باشی یا چه سرنوشتی در انتظارت باشد، تو می‌توانی از کوچک‌ترین اتفاقات، بزرگ‌ترین شادی‌ها را بسازی. اینگونه است که توانسته‌ای دین خود را به زندگی ادا کنی.

بابا لنگ دراز

مزایای یتیم بودن

جودی نمی‌تواند تصور کند مردمی که یتیم نیستند چگونه زندگی می‌کنند. او در مواجهه با هر اتفاقی در جامعه به برچسبی که او را با دیگران متفاوت کرده، اشاره می‌کند: “اتاق‌های تک در دانشکده خیلی کم است. نمی‌دانم چطور بدون اینکه تقاضا کنم، به من اتاق تک داده‌اند؟ فکر می‌کنم که مدیر دانشکده نخواسته دختری خانواده‌دار، با بچه‌ای پرورشگاهی هم اتاق شود.

می‌بینید که یتیم بودن گاهی مزایایی هم دارد!” شاید این اتفاق هیچ ارتباطی به یتیم بودن جودی نداشته اما او به سبب آنچه از جامعه دریافت کرده خود را از دیگران جدا می‌داند. با این حال سعی می‌کند نیمه پر لیوان را ببیند. هرچند بعدها این تفاوت آزاردهنده‌تر می‌شود: “من از درس خواندن در دانشکده نگران نیستم، بلکه نگران زندگی روزمره هستم. خیلی وقت‌ها نمی‌فهمم دخترها راجع به چی حرف می‌زنند… من در این دنیا غریبم و زبان مردم را نمی‌فهمم.”

زندگی یک پرورشگاهی

چرا باید اینگونه باشد؟ در جامعه‌ای که همه انسان‌ها از یک فرهنگ برخوردارند، چنین فاصله آزاردهنده‌ای حتی برای بچه‌ای که در پرورشگاه بزرگ شده ‌است، بی معنی به نظر می‌رسد. برچسب گذاری‌های اشتباه اجتماعی باعث می‌شوند که انسان‌ها نه به سبب لیاقتشان بلکه به دلیل سرنوشت خود طرد یا پذیرفته شوند.

جودی در نامه‌ای به بابا لنگ‌دراز می‌گوید که در پرورشگاه قورباغه جمع می‌کرده و تنها دلیلی که در دانشکده دیگر این کار را انجام نمی‌دهد، آن است که جمع کردن قوباغه در آنجا ممنوع نیست! موضوعی که وبستر به آن اشاره می‌کند نکته‌ تربیتی مهمی است. اینکه اگر انسان را از موضوعی بازدارند بیشتر جلب آن می‌شود.

برای آن که کسی را از اشتباهی دور کنیم، بازداشتن شخص به نحو صریح مانند آن است که وی را به انجام آن عمل تشویق کرده ‌باشیم. کمااینکه در مقیاس بزرگ‌تر نیز همین است. اگر مردم با دلیل قوانین حاکم بر کشور آشنا نباشند و یا عرف‌های موجود را قانع کننده نبینند، برخلاف آن‌ها حرکت می‌کنند. و چه بسیارند رسم‌ها و آیین‌هایی که به همین سبب از بین رفته‌اند.

بابا لنگ دراز

نتیجه مهم نیست؛ مهم مبارزه است

“بردباری در برابر مشکلات زندگی کار سختی نیست. هرکس می‌تواند با مصیبتی هرچند خردکننده رو به رو شود و با شهامت آن را تحمل کند. اما خندان بودن در برابر مشکلات و وقایع ریز روزانه واقعاً روحیه و شهامت زیادی می‌خواهد. دلم می‌خواهد این روحیه را داشته‌ باشم. به خودم می‌گویم زندگی عرصه بازی است و من باید مثل بازیگری با ظرافت و مهارت نقشم را ایفا کنم. موفق شدم یا نشدم، فقط شانه بالا می‌‌اندازم و می‌خندم!”

نتیجه مهم نیست و مهم مبارزه است. این نکته‌ای است که در زندگی همه مردم از جمله جودی جریان دارد. تفاوت جودی این است که به آن پی برده و در طول داستان می‌بینیم که به آن باور دارد. همین نکته او را به شخصیت شادی تبدیل کرده که هر خواننده‌ای دوست دارد یک جودی در کنار خود داشته ‌باشد. یا در جای دیگر می‌نویسد: “من با این عقیده که غم و رنج و ناامیدی، فضایل اخلاقی شخص را تقویت می‌کند، مخالفم. محبت از وجود مردم خوشبخت است که لبریز می‌شود.”

جودی به صراحت می‌‌داند که اگر غمگین باشی موهبت زندگی را از دست می‌دهی. برای همین او روزهایش را در دستان رنج اسیر نمی‌کند و همه چیز را با آسانی پشت سر گذاشته و خوبی‌ها را می‌بیند. داستان به ما می‌گوید که حتی خدای جودی نیز زیباست.

هرکس خدا را به نحوی تعریف می‌کند

جین وبستر در داستان نشان داده که خدا را از دید هرشخصیتی می‌توان نشان داد و هرکس خدا را به نحوی تعریف می‌کند: “تازگی‌ها متوجه شده‌ام که بحث کردن درباره مذهب با خانواده سمپل کار عاقلانه‌ای نیست. خدای آن‌ها، که آن را از اجداد پیورتین خود، بی کم و کاست به ارث برده‌اند، خدایی تنگ نظر، بی‌انصاف، ظالم، بدجنس و کینه‌توز است. خدا را شکر که خدایم را از کسی به ارث نبرده‌ام و آزادم که هرطور دوست دارم، او را بشناسم! خدای من مهربان و دلسوز و عاقل و بخشنده و فهیم و… شوخ‌طبع است.

من خانواده سمپل را بی‌اندازه دوست دارم. رفتارشان به مراتب والاتر از افکارشان است. بهتر از خدایشان هستند. این را به خودشان گفتم و آن‌ها خیلی ناراحت شدند. آنها فکر می‌کنند کفر می‌گویم و من هم فکر می‌کنم که آن‌ها کفر می‌گویند.”نکته دیگر آنکه وبستر آزادی فکری و مذهبی را متذکر می‌شود که اگر بستر آن فراهم باشد، انسان به شناخت عاقلانه‌تر و زیباتری از خالقش می‌رسد.

بابا لنگ دراز

کاراکتر شناسی داستان

جروشا آبوت(جودی): دختر هفده ساله و یتیمی که با پشتکار و نشاط خود انسان‌های اطراف خود را به تحسین وا‌ می‌دارد. جودی دنیا را از دریچه متفاوتی می‌بیند. با این که فکر می‌کند با برچسب یتیم بودن نمی‌تواند خود واقعی‌اش را در جامعه نشان دهد و از این بابت عذاب می‌کشد اما دنیایش را با این رنج تباه نمی‌کند. جودی قلم خوبی دارد و این باعث می‌شود سرنوشتش تغییر کند. او با آرزوی نویسنده شدن شروع می‌کند و در راه رسیدن به هدف خود دوستان و خانواده‌ای پیدا می‌کند که همیشه در آرزوی آن‌ها بوده‌ است.

جودی با هوش و توانایی خاص خود زندگی خوبی را در دانشکده می‌گذراند. بسکتبال بازی می‌کند و تلاش می‌کند فاصله‌ای را که با دیگر دختران هم‌سن و سال خود دارد با کوشش بیشتر از میان بردارد. هرچند که این فاصله به سبب برچسب اجتماع هنوز هم بر دوشش سنگینی می‌کند. اما جودی قوی‌تر از آن است که شادی‌اش را به پای چنین چیزی قربانی کند.

جان اسمیت یا بابا لنگ‌دراز

جرویس پندلتون: جان اسمیت یا همان بابا لنگ‌دراز است. مرد پولداری که چهارده سال از جودی بزرگ‌تر است ولی خصوصیات مشترک اخلاقی زیادی با جودی دارد. او عموی کوچک جولیا، دوست و هم‌اتاقی جودی است. جرویس در ابتدا تنها به قصد کمک، جودی را به دانشکده می‌فرستد اما کم کم به او علاقه‌مند شده و می‌خواهد جودی را در کنار‌ خود داشته ‌باشد.

سالی مک‌براید: شخصیتی دوست‌داشتنی است که دوست مهربان جودی محسوب می‌شود. سالی در خانواده گرمی رشد کرده و مانند آن‌ها به جودی محبت می‌کند. برادر سالی، جیمی مک‌براید کسی است که جرویس فکر می‌کند، جودی او را می‌خواهد؛ هرچند که اینطور نیست. سالی را بعدها به عنوان شخصیت اصلی کتاب دشمن عزیز می‌بینیم و از سیر تکاملی او لذت می‌بریم.

جولیا پندلتون: برادرزاده جرویس و هم اتاقی جودی است. او در ابتدا به علت تربیت اشرافی‌اش بسیار به دیگران فخر می‌فروشد و خواننده او را دختر ناز‌پرورده‌ای می‌بیند که جودی امکان نزدیک شدن به او را ندارد. اما تا انتها اینگونه نمی‌ماند. جولیا نیز در دنیای خود تنهایی و مشکلات خاصی دارد و دوستی با جودی و سالی برای او ضروری به نظر می‌رسد.

بابا لنگ دراز

طنز و تضاد شیرین جودی

“سایه دست‌ها و پاهای مرد به شکل عجیبی روی دیوار کش آمده بود و همه کف راهرو ودیوار را پوشانده‌بود. این سایه در میان همه موجودات عالم به یک “بابا لنگ‌دراز” غول پیکر شبیه بود.” شاید برای خواننده جالب باشد که بداند این نام به حشره‌ای از خاندان عنکبوتیان تعلق دارد که پاهای بلندی دارد! بنابراین می‌توان مایه طنز داستان را از نام آن نیز برداشت کرد.

سبک نامه‌نگارانه‌، نامی است که برای حیطه نگارشی این اثر برگزیده‌اند. اما شاید بتوان این کتاب را در ژانر خاطره‌نویسی و یا یادداشت روزانه نیز طبقه‌بندی کرد. علت انتخاب این سبک نیز برای نگارش بابا لنگ‌دراز هوشمندانه به نظر می‌رسد. چرا که شخصیت اول داستان ما، ذات برون‌گرایی دارد که به سبب رازی که در سینه دارد تحت فشار است. برای او بهترین روش آن است که با نوشتن خود را تخلیه کند و چه بهتر که این نوشته‌ها مخاطبی هم داشته ‌باشند. هرچند که این مخاطب ناآشنا باشد.

روابط پولی

نحوه نگارش در بعضی موارد باعث شده ‌است که این کتاب روابط جودی را سطحی و بر مبنای روابط پولی و معامله‌ای جلوه دهد. درحالی که شخصیت آزادی که از جودی در ذهن خواننده شکل گرفته ‌است کاملا با این سیر در تضاد است. این آزادی در وابسته شدن او به جرویس نیز زیر سوال می‌رود. همراه کردن نامه‌های جودی با تصاویر خاص و نقاشی‌های جالبش به جذابیت داستان کمک شایانی کرده و باعث شده تا شخصیت اصلی داستان واقعی‌تر جلوه کند و خواننده بیشتر با او همراه شود.

ضربه‌ای که در انتهای کتاب وارد می‌شود را می‌توان مدیون داستان پردازی قوی نویسنده دانست. هرچند که جا داشت بیشتر پرداخته‌ شود. در تمام داستان جرویس شخصیت منفعلی است که به تحلیل‌های جودی گوش سپرده است. آیا حالا وقت آن نیست که سوم شخص به سراغ جرویس رفته و نظر او را نیز جویا شود؟ متأسفانه این نقطه‌ای است که نویسنده آن را نادیده انگاشته ‌و در تصور رمان اول شخص، داستان را به پایان رسانده ‌است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

کتاب خرسی که چپق می‌کشید

دنیایی که مهربانی را می‌آموزد هیچ‌گاه نمی‌میرد. حتی اگر هر ذهن خاموشی این مرگ را باور داشته باشد. شهری که یک چراغ قرمز بیشتر نداشت شهر کوچک رمان خرسی که چپق می‌کشید، یک چراغ قرمز بیشتر ندارد. درباره زمانی که اولین بار چراغ قرمز به شهر آمده بود، مم‌رضا می‌گوید: “روز اول که چراغ قرمز […]

کتاب مغازه خودکشی

مغازه خودکشی، یک فانتزی سیاه تکان‌دهنده است که بعد از چاپ در سال 2007، توجه فراوانی از سوی مخاطبان را به خود جلب کرد. رمان عجیب ژان توله (1953)، نویسنده و فیلم‏نامه‌نویس فرانسوی، هجوی تمام عیار درباره مرگ و امید ا‌ست. رمان درباره یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی ا‌ست. همه‏جور خنزرپنزری در آن […]

کتاب اسم این کتاب راز است!

اتفاقاتی هستند که شما را از زندگی عادی خود جدا کرده و هم‌سفر سختی‌ها و ماجراجویی‌ها می‌کنند. اما اینکه در این سفر چقدر عالی عمل کنید از انتخاب خودتان نشأت می‌گیرد. کتابی خطرناک نویسنده می گوید: “این کتاب خیلی خطرناک است. اما نه! توی صورتت منفجر نمی شود! کله‌ات را هم نمی‌کند! اعضای بدنت را […]

کتاب داس مرگ: ابر تندر

قدرت محاسباتی در سال 2042 ، همان سالی که انسان‌ها مرگ را فتح کردند نامحدود شد. “فضای ابری” به “ابر تندر” تبدیل شد و همه‌ دانش بشری را در بر گرفت. همه عاشق ابر تندر هستند و او نیز آن‌ها را دوست دارد. ابر تندر کامل و فساد ناپذیر است و در همه‌ مسائل به […]