مشخصات اثر

  • نام اثر
    ایهام
  • نام نویسنده
    سید حسام‌الدین رایگانی
  • نام ناشر
    کتابستان
  • ژانر
    مذهبی عاشقانه
  • سال انتشار
    1399
  • شابک
    9-30-6837-622-978
  • تعداد صفحات
    208
  • رده بندی سنی
    +13
  • کشور
    ایران
نوشته شده در: توسط: فائزه اسدیان در: کتاب

کتاب ایهام که اولین رمان سید حسام‌الدین رایگانی است، مضمونی عاشقانه و دینی دارد. ماجرای شیدایی پنهان پسر دانشجوی ادبیات به یکی از دختران دانشکده معماری از همایش گرامی‌داشت صائب تبریزی شروع می‌شود. “ایهام” فضایی امروزی و مدرن دارد و در بستر زندگی واقعی و دنیای مجازی رخ می‌دهد.

قهرمان داستان با شخصیت مذهبی پررنگی که دارد، نه در پی هوس بازی است و نه به دنبال رقم زدن ماجرایی عاشقانه همچون لیلی و مجنون. او که نمی‌داند عشقش یک طرفه است یا دو طرفه، آن را پنهان کرده است و سعی دارد غیرمستقیم از آن چه در دل دختر می‌گذرد باخبر شود. نویسنده در این اتفاقات بر ایهام و ابهام ماجرا می‌افزاید و داستانی جذاب را خلق کرده است.

کتاب عاشقانه ایهام

ایهام برشی نامنظم از زندگی یک بچه مذهبی عاشق

کتاب ایهام یک کتاب عاشقانه‌ مذهبی نیست؛ بلکه برش نامنظمی از ماجرای یک بچه مذهبی عاشق است. اغراق نیست اگر بگوییم ایهام را توصیفات زیبا و فضاسازی‌های درستش نجات داده‌ است به نحوی که با حذف آن‌ها جان‌مایه اصلی داستان به یک خط هم نمی‌رسد. داستان از آن‌چه تصور کنید ساده‌تر است و گره‌های داستانی آن‌چنان که برای مجتبی کور است برای مخاطب به نظر نمی‌رسد.

سبک داستان چیزی شبیه به رمان‌های‌ اینترنتی و پیامش از جنس جملات کتاب‌های‌ دینی دبیرستان است! کتاب راوی‌ای جوان دارد اما پیامش را در کودکانه‌ترین قالب ممکن به مخاطب می‌رساند. کلیشه از سروکول متن بالا می‌رود و این صرفا یک‌ اتفاق ناپسند نیست. می‌شود یک کلیشه را جوری نوشت که کلیشه به نظر نیاید اما آن‌چه روشن است این است که این تحول در ایهام رخ نداده ‌است.

دغدغه‌های پیش‌ پا افتاده

دانشجوی قصه‌ کتاب ایهام، دغدغه‌های پیش‌ پا افتاده‌ای دارد و کاشتن یک همایش ‌دانشجویی در بطن داستان نیز به تقویت آن کمکی نکرده ‌است. نویسنده که‌ دهه ‌هفتادی است بیشتر از آن که مجتبی را به خواننده، “مذهبی” معرفی کند، او را برآمده از خانواده‌ای سنتی-ایرانی نشان می‌دهد. سنتی نه در معنای اصیل و در‌بند رسوم بودن؛ بلکه در آن مفهوم آشنایی که مذهبش را از پدر و مادرش به ارث برده است.

تردید در صفحات کتاب به خوبی پیداست. پرانتز‌هایی که با دلشوره‌های مجتبی پر می‌شوند. احساس عدم اطمینانی که هم از شیدایی ناشی می‌شود هم در پس اجتناب از گناه می‌آید. او می‌داند که راهی که می‌رود اشتباه است؛ اما نمی‌داند چرا! رسیدن به نفس برای مجتبی مانند راه ‌رفتن روی طناب باریکی است که حتی به محکم بودن آن سر طناب هم اطمینان ندارد.

نگاه شاعرانه شخصیت‌ها

نویسنده در همان صفحات ابتدایی کتاب با لبخند ایستاده، تا خواننده را به قلب ماجرای عاشقانه‌ای در دل دانشگاه ‌تهران ببرد. همان جایی که همه‌ جوان‌ها در خیال، حداقل یک‌ بار از ورودی پنجاه‌ تومانی‌اش عبور کرده‌‍اند. این‌ها همه نشان می‌دهند که ایده اولیه متن جذاب است اما داستان کم‌عمقی که در پس آن روایت می‌شود، تا رسیدن به یک اثر خوب فاصله‌ی زیادی دارد.

نگاه ‌شاعرانه مجتبی به اتفاقات اطرافش همان چیزی است که مخاطب از یک دانشجوی ادبیات انتظار دارد. در بیست‌ و هفت فصل کتاب مجتبی یا با نفَس حرف می‌زند یا یک نفَس از او می‌گوید و بیشتر صفحات کتاب را واگویه‌های او پر کرده ‌است.
گفتن از کلیشه شرم‌آور است! بد نیست اما آن‌ که خط داستانی یک کتاب را بشود پیش‌بینی کرد چیزی نیست که از ابتدای نگاشتن هدف هیچ نویسنده‌ای بوده ‌باشد.

آزاردهنده‌ترین بخش کتاب اما زیباترین قسمت آن است. سفر مشهد، دخیل بستن بچه مذهبی داستان به شاه خراسان و بعد هم باز شدن معجزه‌آسای تمام گره‌ها و در نهایت یک پایان شاد دیگر شکست رایگانی در خلق روایت را نشان می دهد!

فضاسازی نقطه‌ ثقل ایهام

پیش از این هم اشاره کردم که نقطه‌ ثقل ایهام فضاسازی است. توصیفات همان موی باریکی است که مخاطب را تا فصل پایانی نگه می‌دارد. زیاد و کمش کور‌سوی‌ امید را خاموش میکند و رایگانی به خوبی این امید را تا انتها روشن می‌گذارد. البته اگر پایان ‌تند داستان را در نظر نیاوریم.

مجتبی از جایی نزدیک به انتها، همان نقطه‌ای که کتاب باید برای پایان‌بندی قدرتمندش آماده شود، دیگر حوصله تعریف‌کردن ندارد. خواننده را می‌کشاند در قاب ‌پایانی و مختصرا هر آن ‌چه بعد از آن سفر نورانی اتفاق افتاده را تعریف می‌کند و خواننده را سردرگم در علت رخداد این‌چنینی تحول شگرفی رها می‌کند!

انگار که نویسنده در تلاش برای شکستن کلیشه‌ها بخشی از داستان را حذف کرده‌است ، غافل از اینکه به بدنه نه چندان محکم داستان ضربه‌ بدی وارد کرده ‌است.

کتاب عاشقانه ایهام

مجتبی کتاب ایهام تصویری آشنا برای مخاطب

مجتبی برای خواننده ایرانی تصویری آشناست که سال‌ها در قاب تلویزیون به نمایش درآمده‌ است. همان بچه مذهبی متمولی که مادری روشن‌‌فکر و پدری منطقی دارد و نویسنده برای شیرینی داستان خواهرش را هم مدام پای درد و دل‌های او می‌نشاند. به لطف همه‌ این‌ها خواننده قادر است مجتبی کاملی را بدون توصیفات ظاهری کتاب، در خیال خود نقش بزند. در کنار آن؛ خانواده مجتبی در حاشیه‌ای‌ترین نقطه داستان‌اند. والدین صرفا وسیله‌ای هستند که پیام‌ها را عینا به خورد خواننده بدهند و صمیمیت بین خود و فرزندشان را کمرنگ‌ کنند.

نفَس ترسیم شخصیت خاکستری داستان را برعهده دارد. در واقع ایهام روایت کشف مجتبی از نفس است. تغییر نگاه مخاطب از یک دختر مذهبی خوش پوش (به طور کلی سفید) به یک دانشجوی معماری با روابط آزاد و البته خاکستری همه آن چیزی است که برای او اتفاق می‌افتد.

نفَس شخصیت خاکستری داستان

نفَس فقط تعریف می‌شود و در واقع این تصورات مجتبی از اوست که تیره می‌گردند. نفَس تندیسی از قشر مذهبی نمای جامعه است که در اولین نگاه بهترین شکارچی برای جوانی از جنس مجتبی به نظر می‌رسد. همینطور هم می‌شود. رفتار‌های ناپخته مجتبی و دلبری‌های نفس ظهور کلیشه دیگری را رقم میزند!

نویسنده ماهرخ را به خوبی لابلای دیدار‌های این ‌دو پنهان کرده و این همان چیزی است که در داستان‌هایی با دید اول ‌شخص باید انتظار داشت. نکته تاسف برانگیز اما ناشناس ماندن ماهرخ است. انگار که آگاهی از انتخاب فرد اشتباه تنها چیزی است که در انتها اهمیت دارد؛ و آن‌چه درباره ماهرخ درست بوده و منجر به چنین فرجامی شده ‌است هرگز برای خواننده روشن نمی‌شود.

کتاب ایهام یک روایت ناقص

کتاب ایهام یک روایت ناقص است! کلیشه را با توصیفات آراسته و در پوششی ابریشمین از ابیات عاشقانه تحویل مخاطب می‌دهد. خط داستانی ضعیف است و کاراکتر گره‌های زیادی برای باز کردن ندارد. با این حال جملات شیرین‌اند و لطافت نگاه یک عاشق را می‌رسانند.

چیدن عبارات انگلیسی روزمره‌ای چون “فالو کردی”، “رفرش می‌کنم”و “سند کردم” که از گذران زندگی در فضای‌ مجازی به دایره لغاتمان اضافه شده است در کنار اشعار فاضل ‌نظری و صائب‌ تبریزی؛ ترکیب ناموزونی را پدید‌آورده که دل را می‌زند. با این حال همین ساختار‌های عجیب زبان داستان را برای مخاطب امروز ملموس‌تر کرده است.

اشعار خلاقانه

اشعار به‌جا و خلاقانه انتخاب شده‌اند و خواندن تراوشات ‌ذهنی مجتبی را دلنشین می‌کنند. افکاری که ممکن بود لوس و زننده به نظر برسند اما قریجه ادبی مجتبی به کمکشان آمده‌ است. مجتبی مذهبی است، ماهرخ مذهبی است و نفس ظاهری مذهبی دارد و گره داستان هم با یک زیارت مشهد باز می‌شود. اما این المان‌های کلیشه‌ای برای نسبت دادن درون‌مایه‌ “مذهبی” به یک داستان کافی نیست.

همانطور‌ که در بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی نشانه‌های مذهب بیشتر ظهور یافته‌اند اما هرگز از روایت برداشت مذهبی نشده است. تنها چیزی می‌تواند بر مذهبی انگاری این اثر صحه بگذارد. تردیدهای مجتبی در برخورد با نفس است و این به اندازه‌ای که باید کافی نیست.

طراحی ‌جلد کتاب ایهام خلاقانه و چشم نواز است و گوشه‌های گرد کتاب، خرق ‌عادت جذابی را در تجربه خواندن کتاب‌های چاپی به ارمغان آورده است. گذشته از این‌ها؛ درست است که کتابستان با اعتماد به این نویسنده‌ جوان اثر فاخری را راهی بازار نشر نکرده است؛ اما ایهام تجربه‌ خواندن را دلنشین می‌کند؛ خصوصا برای آن دسته از دانشجویان غریبه با کتاب‌های‌ مجتبی داستانی.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

کتاب دراکولا

زندگی جاودان در دنیایی سراسر غم، جز پوچی به همراه نخواهد داشت. بار سنگین جهان، موجود نامیرا را درهم می‌شکند. اینگونه است که رنگی به سرخی خون روزها را می‌آراید و گناهکاری به نام خون‌آشام متولد می‌شود. ( کتاب دراکولا ) زندگی در سایه‌ها خون‌آشامان موجوداتی خون‌خوارند که از افسانه‌های سنتی و قدیمی شرق اروپا […]

کتاب پری‌دخت

حامد عسگری شاعر، روزنامه‌نگار و ترانه‌سرای خوش‌ذوق و زیباکلام کرمانی، نخستین اثر منثورش به نام کتاب پری‌دخت را با شمایل دختری قجری، راهی کتابفروشی‌ها کرد. پری‌دخت، بومی نقش خورده با عشق ایرانی است. چیزی که امروزه در ادبیات و سینمای این سرزمین مهجور گشته و اهل فن، شبحی بزک شده با استانداردهای هالیوود را به […]

کتاب مثل بیروت بود

کتاب مثل بیروت بود به نوعی دنباله‌ کتاب «چایت را من شیرین می‌کنم» نوشته‌ی زهرا اسعدبلنددوست است که به فاصله‌ی دو سال پس از کتاب اول منتشر شد و استقبال گسترده‌ی طیف‌های گوناگون جامعه را به همراه داشت. کتاب همانند اثر پیشین بلنددوست، تنها زاییده خیال نیست و با رشته‌هایی مرئی به جهان واقعی متصل […]

کتاب وقتی نیچه گریست

دستان دنیا گریبان انسان را می‌فشارد تا جایی که اشک‌ها راه خود را به قلب او می‌گشایند، در تب دانایی شخصی، طرحی از نیستی جان می‌گیرد و تفکری ماندگار متولد می‌شود. ( کتاب وقتی نیچه گریست ) خدا مرده است نیچه که او را به فیلسوفی پوچ‌گرا که منکر خداوند شده است، می‌شناسند؛ در کتاب […]