مشخصات اثر

  • نام اثر
    Vinland Saga حماسه وینلند
  • ژانر
    ماجراجویی حماسی تاریخی سنین
  • سال ساخت
    2005
  • نوع اثر
    چند جلدی 23 جلد
  • وضعیت
    در حال انتشار
  • کشور سازنده
    ژاپن
  • نام نویسنده
    Makoto Yukimura
  • نام طراح
    Makoto Yukimura
  • منتشرکننده
    Kodansha
  • رده‌بندی سنی
    +17
  • ارتباطات
    یک مجموعه تلویزیونی انیمه ۲۴ قسمتی نیز بر پایه نسخه مانگا حماسه وینلند به کارگردانی شوهی یابوتا توسط استودیو ساخته‌شد که از ۷ ژوئیه ۲۰۱۹ تا ۲۹ دسامبر ۲۰۱۹ پخش شد.
  • جوایز
    سال 2008 ، Vinland Saga نامزد جایزه Manga Taisho 2008 شد و در سال 2009 جایزه بزرگ بخش جوایز هنرهای رسانه‌ای ژاپن را به خود اختصاص داد. در سال 2012 ، مانگا برنده سی‌وششمین جایزه سالانه کوداشا مانگا در گروه بهترین مانگای عمومی شد.
  • بازخورد و میزان استقبال
    پنج جلد نخست حماسه وینلند 1.2 میلیون کپی در ژاپن فروخته شد؛ به علاوه از سال 2018، 5 میلیون نسخه از آن در ژاپن به چاپ رسیده‌است.
نوشته شده در: توسط: فاطمه شهاب‌الدین در: کمیک و مانگا

شرافت، زمانی معنا می‌شود که آن را با بند بند وجودت جستجو کنی و جوانمردی‌ات را به پای شیطان قربانی نکنی. تاریخ، زیبایی انسانیّت را در کلمه‌هایش یادگار دارد؛ حتّی اگر این لغات متعلق به جنگ باشند.

حماسه وینلند

حماسه آزادی انسان از بند

حماسه وینلند، حماسه آزادی انسان از بند است. زنجیرهای بردگی‌ای که بر ارزش‌ها، هنجارها و عملکردهای انسان در هر عصر نمایان می‌شوند و او را از راه درست زیستن در اجتماع باز می‌دارند. ابتدای داستان از زبان یک ارباب می‌خوانیم: “زنجیر، قانون است. تنها راه تبدیل شدن یک وحشی به یک انسان متمدن این است که از قانون پیروی کند.” این سخن، مفهوم عمیق نهفته در داستان را نشان می‌دهد و نشانی از ندای مبارزه علیه زنجیرهاست.

دنیای قرون وسطی اگر زنجیر را به دست اربابان می‌داد تا منطق بی‌حساب‌شان قانونِ انسانیِ دیگر باشد، امروز کم نیستند اربابانی که جهان را چون برده خود دانسته و زنجیری بر تفکّر انسان‌ها می‌زنند تا بتوانند برتری خود را در تاریخ به رخ بشریّت بکشند.

زنجیر، تنها چیزی است که به گردن مرد می‌آید، نه طلا و نقره

خطی دیگر از داستان هدف این کار را یادآور می‌شود: “زنجیر، تنها چیزی است که به گردن مرد می‌آید، نه طلا و نقره!” آری این مهر تأییدی است بر آن که تفاوتی نمی‌کند قرن‌ها پیش یا امروز، انسان می‌تواند به قیمت سلب آزادی دیگری خزانه‌اش را سرشار از پول و طلا کند. غافل از این که خود انسان، پول را ساخته و فلز مفلوکی چون طلا را ارزش گذارده است.

ثورز به فرزند خود ثورفین که در دنیای کودکی‌اش رویای نبرد می‌بیند و با دوستان خود به مبارزه پرداخته است، می‌گوید: “چه کسی دشمن توست؟! دشمنی وجود ندارد و هیچ‌کس از صدمه زدن به دیگری لذّت نمی‌برد.” اینجا می‌توانیم به مفهوم اصلی داستان، بی‌معنا بودن جنگ و ستایش صلح، پی ببریم.

دنیایی که خود را در دستان الزامات کور اسیر کند، جز جنگ سرانجامی ندارد. جهان‌بینی‌ای که انسانیّت را در دستان شوق خود به حمله‌های حیوانی می‌کشد، مستحق نابودی است. خشونت در دنیای مانگای حماسه وینلند ابزاری برای اثبات راستی و عدالت نیست؛ بلکه پیامدی غم‌انگیز از جامعه‌ای است که هنر زیستن در کنار یکدیگر را نمی‌دانند و خود را قربانی ارزش‌های اشتباه می‌کنند.

حماسه وینلند

 

شوق رسیدن به والهالا

والهالا در اساطیر اسکاندیناوی و باور الانان (ایرانی تباران شمالی در عهد باستان)، سرایی است که پس از مرگ، برخی جنگجویان را پذیرا می‌شود. والکیری‌ها نیمی از مبارزانی که در میدان نبرد کشته می‌شوند را به این تالار می‌آورند، در حالی که نیمه دیگر به نزد ایزدبانوی فریا می‌روند. این پهلوانان که اینهریار نامیده می‌شوند، در این تالار خود را برای نبرد روز راگناروک آماده می‌کنند. در روز راگناروک از هر در این سرا، 800 جنگجو شانه به شانه به بیرون می‌آیند و به سوی میدان نبرد می‌روند.

کلمه والهالا را بسیار در مانگای حماسه وینلند مشاهده می‌کنیم که برای درک بهتر منظور نویسنده به اطلاعات بالا درباره آن نیازمندیم. در داستان می‌بینیم که مردم از اینکه بعد از مرگ به والهالا نروند وحشت دارند و این امر توجیه می‌کند که چرا جنگ را یک موهبت می‌دانند و از شنیدن خبر آن که می‌توانند در میدان نبرد کشته شوند شادمان می‌گردند.

ابتدای داستان به ما نشان می‌دهد که ثورز در نبرد خود با دزدان دریایی و آسکلاد چندین نفر را بی‌آنکه بکشد از سر راه برمی‌‌دارد و همین منش او شاید آسکلاد را به نکشتن ثورفین تشویق می‌کند. ثورز کسی را نمی‌کشد امّا ناجوانمردانه به خاطر دیگران کشته‌ می‌شود و رسم پهلوانی را به رخ مخاطب می‌کشد.

پایانی غم انگیز

داستان شاید تکراری از حماسه‌های اشخاصی چون پوریای ولی یا رستم را زمزمه کند امّا پایان آن غم‌انگیزتر از چیزی است که بتوان مهری غیر از واقعیت را بر آن زد. مانند اینکه خواننده را از فرای ابرهای بهشت به قعر جهنم دعوت کرده باشد و باز بخواهد او را آسمانی کند. این نکته، مانگای حماسه وینلند را از دیگر اثرهای حماسی متفاوت می‌سازد.

آسکلاد می‌گوید: “با یک ترفند مناسب می‌توانی از هر کسی استفاده کنی.” او تنها فردی است که عمل به سخن خود را به خوبی می‌داند و در هر جای داستان آن را ثابت می‌کند. برای آسکلاد مهم نیست که چه کسی و چه اندازه از او متنفر است، تا زمانی که بتواند از آن شخص استفاده کند؛ پس ضرورتی ندارد که برای خط زدنش تلاش کند.

چه بسا که این داستان، اشخاص بسیاری است که در اطراف خود می‌بینیم. فرصت‌طلبانی که خودخواهی بی‌مرز خود را بهانه‌ای برای نابودی دیگران می‌دانند. در حقیقیت او نماینده قسمت تاریک جامعه عصر خود و چه بسا نشان‌دهنده فاتحان جهان امروز است.

حماسه وینلند

 

کاراکترهایی با ریشه تاریخی

ثورفین: او را بر اساس شخصیّتی تاریخی به نام ثورفین کارلسفنی طرّاحی کرده‌اند. کسی که در سال 1010 میلادی وینلند را کشف کرد. ثورفین پس از آن که پدرش ثورز به دست آسکلاد کشته شد برای انتقام خون او به گروه آسکلاد پیوست.
ثورفین از طریق مادرش هلگا یک نجیب‌زاده جمسویکینگ بود و در عین حال استعدادهای بدنی فوق‌العاده‌ای را از پدرش به ارث برده بود. او خشم خود را در اختیار آسکلاد قرار داد تا به وسیله آن از او سوءاستفاده کند و این باعث شد تا در جهنمی سقوط کند که برای خارج شدن از آن می‌بایست متحمل سختی‌های بسیاری می‌شد.

آسکلاد: فرمانده یک باند کوچک امّا قدرتمند وایکینگ است که موفقیّت خود را مدیون هوش استثنایی آسکلاد است. او نیمه دانمارکی و نیمه ولزی است و پسر شاهزاده خانم ولزی است که توسط یک مهاجم وایکینگ اسیر شده است. آسکلاد در قراردادی با وایکینگ‌ها ثورز، پدر ثورفین را کشته و با زیرکی، پسر او را پیش خود نگه می‌دارد تا از مهارت‌هایش استفاده کند. او همان ابتدا در نبرد تن به تن با ثورز نشان می‌دهد که در پیش‌بینی حرکات حریف خود قوی است امّا در آیین جوانمردی و پهلوانی سررشته‌ای ندارد.

دوستی بیورن و آسکلاد

بیورن: مرد تنومندی که با نامی به معنای خرس نمی‌توان ارتباطش با وایکینگ‌ها را انکار کرد. او با مصرف بعضی قارچ‌ها به قدرتی خاص دست پیدا می‌کند. بیورن در محافظت از شاهزاده کانوت به شدّت مجروح شد. بعدها او آسکلاد را به دوئل دعوت کرد و در طی آن فاش کرد که همواره قصد داشت دوستی برای آسکلاد باشد.

ثورز: پدر ثورفین، جنگجویی است که به علّت توانایی‌های خود به The Troll of Jom مشهور شده است. او بزرگ‌ترین مبارز داستان و قوی‌ترین آن‌هاست. او پس از به دنیا آمدن نخستین فرزندش از میدان نبرد کناره گرفته و مرگ خود را جعل کرد تا بتواند به عنوان انسانی عادی و صلح‌جو زندگی کند.

حماسه وینلند

 

از جهنم تا بهشت؛ از جنگ تا فلسفه

مسیر داستانی شخصیّت اصلی در حماسه وینلند، نکته‌ای است که آن را از دیگر مانگاها در سبک سنین و اکشن، حماسی جدا می‌کند. حماسه وینلند بزرگ‌ترین راه رستگاری را در میان داستان‌های دیگر روایت می‌کند. در دیگر داستان‌ها شخصیّت اصلی سفید است و یا در نبرد عقیدتی قصّه رنگی خاکستری به خود می‌گیرد، امّا در اینجا با ثورفین، شخصیتی روبه‌رو هستیم که جهنمی را بنا کرده و سپس قصد دارد تا بهشت پرواز کند. شهامت استفاده از قوس رستگاری در شخصیّت اصلی داستان، حماسه وینلند را متفاوت می‌کند.

تصویر طرّاح از دوران تاریک تاریخی سیاسی داستان بسیار با کاراکترها هم‌خوانی دارد و حتّی می‌توان گفت که مانگا در نمایاندن این موضوع از انیمه نیز موفق‌تر بوده است. صحنه‌هایی که برجستگی‌های که با هاشور نمایان شده‌اند و کمتر در آن‌ها سیاه‌قلم را مشاهده می‌کنیم و طرّاحی‌های واقعی‌تر از شخصیّت‌ها، نکاتی‌اند که باعث جذابیّت بیشتر مانگا شده‌اند.

اغراق در شخصیت‌ها

شاید ایرادی که بتوان هم در داستان و هم در خلال طرّاحی‌ها به آن اشاره کرد، اغراق بر قدرت شخصیّت‌ها و غیرانسانی نشان دادن آن‌هاست. این موضوع باعث می‌شود تا جنبه تاریخی و واقعی اثر تحت تأثیر قرار بگیرد. با اینکه داستان مانگا دچار جهش زمانی شده است، امّا طرّاح به خوبی از عهده ثبت شخصیّت خود در مراحل مختلف زندگی برآمده است.

حماسه وینلند از یک نقطه‌ای به بعد مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد که این بیشتر به دلیل ورود داستان از فضای دلهره‌آور جنگ به دنیایی فلسفی است. هر چند مخاطب مانگای سنین هنوز به دنبال صحنه‌های خشن مبارزاتی است امّا ورود داستان به فضای فلسفی شاید ارزشی است که توانسته این مانگا را از همتایان خود متمایز کند.

رئالیسم اثر نه تنها در طرّاحی کاراکترها بلکه در فضاهای آن نیز مشخص است. این نکته توانسته با موفقیّت، ژانر تاریخی داستان را در ذهن خواننده تداعی کند و این کار با طرّاحی دقیق‌تر و جزئیات بیشتر ممکن شده‌ که نشان‌دهنده تعهد طرّاح به روایت است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

مانگا Death Note

دفترچه مرگ (Death Note) نمایشی از عدالت انسانی است که اگر گریبان دنیا را بگیرد جهنم سوزانی را برپا خواهدکرد. اثر در کشاکش داستان معمایی خود، خواننده را با عواقب خواسته‌های به ظاهر حق‌گرایانه و عدالت طلبانه‌اش روبه‌رو می‌کند. آری، جایی که چشمان قدرت نوری از تکبر را می‌تاباند، قربانگاه انسانیّت مشق می‌شود. مانگایی که […]

مانگا Princess Mononoke

فریاد جنگل با آه انسان‌ها در هم آمیخته است. در میان زندگی طاقت‌فرسا چگونه باید از همزیستی نوشت تا روحی نمیرد. چشمان صلح به عدالت دوخته شده است. آیا روزی می‌رسد که پرچم سفیدی آویخته شود؟ یکه‌تازی قهرمانان زن جیکوبو به آشیتاکا می‌گوید: “ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که هر روز به وسیله یک سیل، […]

مانگا Fullmetal Alchemist

کیمیاگر تمام فلزی یک مانگای شونن، فانتزی و اکشن نوشته هیرومو آراکاوا است. این مجموعه مشهورترین و طولانی‌ترین اثر آراکاوا بود که نخستین بار در سال 2001 توسط اسکویر انیکس منتشر شد. انتشار این مجموعه با 26 جلد و 108  فصل در سال 2010 پایان یافت. قانون مبادله برابر محتوای اصلی‌ای که در داستان مرتباً […]

مانگا Children Who Chase Lost Voices

خاطره نمی‌میرد و هر لحظه جان تازه‌ای به روح این جهان می‌بخشد. با بعضی یادها خداحافظی دشوار است و زندگی، مرگ را با خود یدک می‌کشد. مرگ و خداحافظی مضمون اصلی داستان، مرگ و خداحافظی است. باور به اینکه مرگ، بیان یک پایان نبوده و انسان‌ها مجبور به پذیرش ماهیت این مرحله هستند؛ از سال‌های […]