مشخصات اثر

  • نام اثر
    Kimetsu no Yaiba شیطان کش
  • ژانر
    اکشن ترسناک درام
  • سال ساخت
    2016-2020
  • نوع اثر
    چند جلدی 23 جلد
  • وضعیت
    در حال انتشار
  • کشور سازنده
    ژاپن
  • نام نویسنده
    Koyoharu Gotōge
  • نام طراح
    Koyoharu Gotōge
  • منتشرکننده
    Shueisha
  • رده‌بندی سنی
    +15
  • ارتباطات
    اسپین آف‌های مانگای شیطان کش در سال‌های 2016،2019و 2020 منتشر شدند. سه لایت نوول (light novel) نیز بر اساس مانگای شیطان کش در فوریه 2019، اکتبر 2019 و ژوییه 2020 منتشر شد. انیمه شیطان کش از 6 آوریل تا 28 سپتامبر 2019 در ژاپن پخش شد که در 26 قسمت ساخته و 52 فصل مانگا را پوشش می‌دهد. فیلم سینمایی با عنوان Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba the Movie: Mugen Train پس از پخش انیمه 26 قسمتی بر روی پرده رفت و ادامه داستان، یعنی فصل 53 تا 69 مانگا، را به تصویر کشید. تئاتر قسمتی از این مانگا نیز در ژانویه سال 2020 در توکیو و استان هیوگو به نویسندگی و کارگردانی کنیچی سوئیمیتسو اجرا شد و موسیقی آن را شونسوکه وادا ساخت.
  • جوایز
    مانگای شیطان کش برای بیست و چهارمین جایزه سالانه Tezuka Osamu Cultural Award در سال 2020 نامزد شده‌است. در سال 2019 ، Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba در فهرست "کتاب سال" توسط مجله داوینچی در رتبه 10 قرار گرفت.
  • بازخورد و میزان استقبال
    مانگای شیطان کش از ژوییه 2020 با فروش بیش از هشتاد میلیون نسخه به لیست پرفروش‌ترین مانگاهای دوران پیوست. همچنین این مجموعه این مجموعه در رتبه 14 در لیست مانگای توصیه شده توسط کارمندان کتابفروشی ژاپن در سال 2017 قرار گرفته‌است.
نوشته شده در: توسط: فاطمه شهاب‌الدین در: کمیک و مانگا

دنیا با مهربانی، تاریکی‌های خود را می‌زداید. قهرمانان مانگا شیطان کش در دنیای خیال نویسنده متولد شده و جهان را تسخیر می‌کنند. اینگونه لحظاتی را با نگرانی‌های انسانی در فرای طبیعت خود می‌گذرانیم تا تلخی روزگارمان را در فراز و نشیب داستان به فراموشی بسپاریم.

شیطان کش

زندگی به راحتی هوا تغییر می‌کند

اوایل داستان جمله‌ای زیبا، مفهومی به وسعت روزهای ما را تکرار می‌کند: “زندگی به راحتی هوا تغییر می‌کند و به حرکت ادامه می‌دهد. نه همواره آفتابی است و نه بی وقفه برف می‌بارد. اما در هر نقطه‌ای که خوشی نابود می‌شود، بوی خون می‌آید!” سه جمله ابتدایی یادآور گذر لحظه‌هاست. گاهی آنقدر در غم یا شادی غوطه‌ور می‌شویم که فراموش می‌کنیم ساعت‌ها گورستان خاطرات‌اند و هیچ اشک و لبخندی تا ابد پایدار نیست.

آخرین جمله ما را با دردی آشنا می‌کند که شاید نمادی در خیال نویسنده دارد اما هرکس می‌تواند برداشت تازه‌ای از آن داشته ‌باشد. شاید خونی که می‌بارد از جنگ باشد و شاید از قلبی شکسته. اما سرخی خونی که قاتل خوشی‌هاست بی‌شک از ظلم و بی‌عدالتی می‌بارد، ظلمی که با انتقام مظلوم نیز پاک نمی‌شود و تنها بار سنگین‌تری بر دوش این دنیا می‌گذارد و این نکته‌ای است که خالق داستان نادیده می‌گیرد.

برف نجاتم داد

همان اوایل داستان مانگا شیطان کش اتفاق دیگری نیز می‌افتد؛ زمانی که کانجیرو در برف لیز خورده و سقوط می‌کند ولی چون روی برف‌ها فرود می‌آید مشکلی برایش پیش نیامده، بنابراین با خود می‌گوید: “برف نجاتم داد! (بعد از مکث کوتاهی) اما همین برف باعث شد تا من سقوط کنم!” این روایت نیز طعنه‌ای به حوادث زندگی است. اینکه هر پیشامدی خاکستری است تا زمانی که ما به آن رنگ سیاه و سفید ‌ببخشیم.

اگر انسانی منفی‌گرا باشیم، برف را تنها علت سقوط خود می‌دانیم. درحالی که انسانی مثبت‌گرا برف را ناجی خود می‌بیند. و در این میان کسانی برنده‌اند که هردو اتفاق را تحلیل کرده و تمام جنبه‌هایش را به توشه‌ای از آموزه‌ها تبدیل کنند.

انسان می‌تواند با دستان امید پرورش یابد تا به بالاترین درجه خود برسد و یا می‌تواند در ناامیدی برای همیشه از صفحه دنیا خط بخورد. اما این اطرافیان‌اند که می‌توانند برای ما پیامبر امید شوند و ما را با گوهر وجودی خود پیوند دهند. حتی اگر جهان علیه توانایی انسان قد علم کند، اعتماد و باور یک شخص تیغ برنده‌ای بر هجوم ناتوانی‌هاست.

شیطان کش

جاودانگی وسیله‌ای برای انتقام در مانگا شیطان کش

جاودانگی از آرزوهای درونی انسان است که داستان مانگا شیطان کش، آن را وسیله قرار داده تا به هدف خود که انتقام است برسد. شیاطین داستان بعد از کشته‌شدن، خاکستر شده و به نحوی ناپدید می‌شوند که گویا هیچگاه وجود نداشته‌اند. حتی درجایی از داستان هم بعد از مرگ یکی از شیاطین اشاره می‌کند: “اینکه پس از مرگ نیز اثری از تو باقی نمی‌ماند، تاوان انسان‌هایی است که جانشان را گرفتی.” و این روایت بارها در طول داستان تکرار می‌شود تا به خواننده یادآوری کند، اگر سودای جاودانگی در سر می‌پروری، راه پهلوانان را در پیش بگیر.

ضربه عمیق و احساسی داستان مانگا شیطان کش که شما را به شدت درگیر و به خواندن ادامه این اثر تشویق می‌کند زمانی است که متوجه می‌شوید، سابیتو و ماکومو، که در بریدن سنگ بزرگ به تانجیرو کمک کرده و مانند دو دوست به او آموزش می‌دادند، در حقیقت روح‌هایی بودند که جسم شان اسیر نبرد شده‌ و حالا برای کمک به شاگرد جدید استادشان برگشته‌اند.

تعجب خواننده از نویسنده

لحظه‌ رویارویی خواننده با این اتفاق با درک عمق فاجعه همراه است. جایی که خالق داستان می‌تواند از تعجب خواننده خود مطمئن باشد و او را با احساساتش تنها بگذارد. آنچه نبردهای این داستان را جذاب کرده ‌است تمرکز بر هنر رزمی و آموزش آن به نحو صحیح کلمه است. کسانی که با حقیقت هنرهای رزمی آشنایی ندارند توصیفات صحنه‌ها و آموزش‌های مبارزاتی را اغراق گونه می‌پندارند درحالی که اینگونه نیست.

شما اگر به حقیقت هنرهای رزمی که به تفصیل در تای‌چی‌چوآن هنرجو می‌پرورد، نظر کنید متوجه اهمیت تأکید بر تنفس و افزایش گنجایش ریه‌ها می‌شوید. به عنوان نگارنده از پایه فکری نویسنده آگاه نیستم اما تک تک موارد رزمی که در مانگای شیطان‌کش ذکر می‌شوند از اصول تای‌چی‌چوآن نشأت می‌گیرند.

هنر رزم

تنفس عمیقی که از ناحیه دانتین در زیرشکم به جای ریه‌ها کمک می‌گیرد که این نوع تنفس خستگی انسان را به حداقل می‌رساند، همراهی و یکی شدن با جریان سیال آب و استفاده از عناصر چهارگانه برای ساختن حرکات، تصویر پاها به عنوان ستون بدن و درختی که در زمین ریشه دارد، بالا تنه رها با کمانی که محوطه ضرباتش را می‌شناسد، یکی شدن شمشیر با مبارز چنانکه آن را مانند عضوی از بدن خود می‌داند و در انتها حتی عقیده یکسان در مداومت بر حرکتی تکراری و رسیدن به کمال آن به جای یادگیری حرکات متفاوت در سطوح مختلف از جمله این اصول هستند.

بنابراین زمانی که می‌خوانیم تانجیرو و یا باقی مبارزان با تمرین و تمرکز بر تنفس خود قادر به انجام محالات شده‌اند و یا زنیتسو که با انجام تنها یک فرم در مبارزه‌ای پیروز شده ‌است، به هیچ عنوان با اغراق رو به رو نیستیم بلکه نویسنده ما را به آشنایی با حقیقت هنرخودسازی (هنر رزمی) دعوت کرده ‌است.

شیطان کش

تانجیرو شکارچی شیاطین

کامادو تانجیرو: پسری نوجوان که مهربانی و فداکاری او را در تک تک لحظه‌های داستان حس می‌کنید. او عاشق خانواده خود است و همراه آنان در کوهستان زندگی می‌کند. زمانی که یکی از برادرانش به طور تصادفی به یک کتری برخورد می‌کند، تانجیرو برای حفاظت از او اقدام کرده و در نتیجه‌ی آن یک جای زخم سوختگی روی پیشانی‌اش می‌ماند.

تانجیرو بعد از کشته‌شدن خانواده‌اش به شکارچی شیاطین تبدیل می‌شود تا تنها بازمانده از خانواده خود را که به شیطان تبدیل شده، درمان کند. با اینکه تانجیرو تمرینات سختی را پشت سر گذاشته و با اتفاقات وحشتناکی دست و پنجه نرم می‌کند اما مهر درونی او شعله می‌کشد تا جایی که حتی دشمنانش هم می‌توانند این خصوصیتش را درک کنند. تانجیرو با حس بویایی قوی خود مبارزاتش را دنبال می‌کند و سرعت، دقت و تاکتیک مبارزاتی زیبایی را به نمایش می‌گذارد.

خواهر و برادر

کامادو نزوکو: خواهر کوچک‌تر تانجیرو است که پس از حمله شیطانی به نام کیبوتسوجی موزان به خانواده‌اش، تبدیل به شیطان می‌شود و به تنها بازمانده آن حادثه دردناک تبدیل می‌گردد. او نیز با روح فداکارش کمک بزرگی برای خانواده فقیر خود است و این خصوصیتش را حتی بعد از تبدیل شدن به شیطان حفظ می‌کند؛ به نحوی که حتی از کسانی که مورد بی‌مهری و بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند دفاع می‌کند و در مبارزات تانجیرو همراهی‌اش اجتناب ناپذیر است. نزوکو شیطانی با توانایی‌های خاص است؛ تغییر اندازه، بازیابی قدرت، بازسازی پیشرفته، دگرگونی‌های شیطانی، مقاومت در برابر نور خورشید و هنر خون شیطان از جمله خصوصیات اوست.

کیبوتسوجی موزان: اولین شیطان و قاتل خانواده تانجیرو است. او کسی است که نزوکو را به شیطان تبدیل می‌کند. موزان در جوانی متوجه بیماری خود می‌شود که عمر او را به بیست سالگی محدود می‌کند. ناامیدی او از درمان باعث می‌شود تا پزشک خود را به قتل برساند و مانع از آن شود که درمان “لیلی عنکبوت آبی” را تمام کند. پس از مردن او موزان متوجه می‌شود که درمان‌ها در او اثر کرده گرچه این موضوع به قیمت انسانیتش تمام شده ‌است.

شیطان کش

از شباهت به مایکل جکسون تا وجود المان‌های تکراری در مانگا شیطان کش

طراحی کاراکتر کیبوتسوچی موزان به مایکل جکسون شباهت زیادی دارد، کلاهی که به سر می‌گذارد، طرح کت او و موهای مواجش همگی وجه‌‌شبه‌های این دو شخصیت می‌باشند. ضمن اینکه نام موزان حاوی کانجی “رقص شیطان” است؛ که این می‌تواند اشاره‌ای به رقص مردگان مایکل و قهقهه شیطانی انتهای آن باشد و یا شاید بتوان اینگونه گفت، همانطور که مایکل در حرکات و سبک خود اولین بود، موزان نیز در نوع خود پیشگام است.

شباهت ایده آدم خواری در مانگا شیطان کش و توکیو غول باعث می‌شود در لحظه‌هایی از داستان حس کنید که این صفحه ها را پیش از این دیده‌اید. با وجود اینکه طراح سعی کرده تا اثر متفاوتی ارائه کند اما در صحنه‌های خشن خود و ایجاد شیطان منحصر به فرد چندان موفق نیست. حدقه‌های تیره، دندان‌های زیاد، زبان بلند، دستان اضافی و هیکل تنومند همگی تکرارهایی‌اند که در مانگاهای سنین به خصوص با ژانر فانتزی تاریک شاهد آن‌ها هستیم.

شیاطین و خون اشام‌ها

دیگر آنکه ایجاد یک شیطان با ذائقه منحصر به فرد که تنها با خون انسان زنده است به اندازه خون‌آشام‌هایی که انسان نمی‌کشند تکراری به نظر می‌رسد. نکته بعدی آن که ایده سوختن شیطان با خورشید و یا به عبارتی تأثیر گرفتن از آن نیز کپی دیگری از خون‌آشام‌ها به چشم می‌آید.

تانجیرو به عنوان شخصیت اول داستان بیش از حد ناتوان به نظر می‌رسد. با اینکه در ابتدا داستان می‌خواهد فرد ساده‌ای را به تصویر بکشد اما لازم است که در ادامه، اثر آن تمرینات سنگین را در طراحی او لحاظ کند. هرچند که بر روی دست‌های پینه بسته و یا زخم‌های او تأکید می‌شود اما تنومندی‌اش را نیز باید به خصوصیات ظاهری‌اش افزود.

مانگا به طور کلی در پردازش شخصیت‌های فرعی خود دقت لازم را به کار نبرده که این در طراحی آن‌ها نیز مشخص است. اندکی پردازش بیشتر آن‌ها می‌توانست به خط اصلی داستان جذاب شیطان کش کمک شایانی کند.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

مانگا The Heroic Legend Of Arslan

افسانه قهرمانی ارسلان، نام مجموعه مانگایی است که از سال 2013 تاکنون در حال انتشار است. تصویرگری اثر را خانم هیرومو آراکاوا برعهده داشته که از آثار شاخص دیگر او می‌توان Fullmetal Alchemist و Silver Spoon را نام برد. داستان مانگا The Heroic Legend Of Arslan هم براساس رمانی از یوشیکی تاناکا است که نویسندگی […]

مانگا Attack on Titan، حمله به تایتان

دنیا در حمله به تایتان، فراتر از دیواری است که در آن زندانی نبایدها هستیم. ترس، معنای عدم شروع ما به درک این نبایدها است. شاید قوانینی که ما را به اسارت گرفته‌اند، شکستنی هستند. مانگا حمله به تایتان داستانی سراسر ترس داستان حمله به تایتان سراسر ترس است. ترس از هیولاهایی که طعمه آن‌ها […]

کمیک ایلیا

کمیک ایلیا را نمی‌توان اولین اثر مصور ایرانی دانست اما احتمالا از بهترین‌های این دسته به حساب می‌آید. “امین توکلی”، نویسنده ایلیا، با کوچک کردن مقیاس داستان خود به خوبی توانسته تمام زوایای آن را کنترل کند و از پس روایتش برآید. او و همکاران طراحش باهماهنگی نسبتاً خوبی توانسته‌اند اثری قابل قبول در این […]

مانگا Death Note

مانگا دفترچه مرگ (Death Note) نمایشی از عدالت انسانی است که اگر گریبان دنیا را بگیرد جهنم سوزانی را برپا خواهدکرد. اثر در کشاکش داستان معمایی خود، خواننده را با عواقب خواسته‌های به ظاهر حق‌گرایانه و عدالت طلبانه‌اش روبه‌رو می‌کند. آری، جایی که چشمان قدرت نوری از تکبر را می‌تاباند، قربانگاه انسانیّت مشق می‌شود. مانگایی […]