مشخصات اثر

  • نام اثر
    fire force نیروی آتش
  • ژانر
    ماجراجویی علمی تخیلی
  • سال ساخت
    2015
  • نوع اثر
    چند جلدی 27 جلد
  • وضعیت
    پایان یافته
  • کشور سازنده
    ژاپن
  • نام نویسنده
    آتسوشی اکوبو Atsushi Ōkubo
  • نام طراح
    آتسوشی اکوبو Atsushi Ōkubo
  • منتشرکننده
    کودانشا Kodansha
  • رده‌بندی سنی
    +13
  • ارتباطات
    تا کنون دو فصل انیمه از مانگای نیروی آتش ساخته شده است.
  • جوایز
    نیروی آتش با دریافت چهل و یکمین دوره جوایز سالانه مانگا توسط کودانشا، به همراه چهار مانگای دیگر نامزد بهترین مانگا شونن سال شد.
  • بازخورد و میزان استقبال
    مانگای نیروی آتش تا کنون بیش از 12000000 نسخه فروخته است.
نوشته شده در: توسط: فاطمه شهاب‌الدین در: کمیک و مانگا

قهرمان بودن در وجود کسانی نهفته است که انسانیت را فهمیده‌اند. آنان که برای تجدید حیات زیبایی‌ها، آتش را به جان می‌خرند و فداکاری را مشق می‌کنند. ( مانگا Fire Force )

انیمه نیروی آتش

تجارت دین

عده‌ای از مردم عبادت را معامله‌ای می‌بینند که در آن دو طرف باید تاجر خوبی باشند. آن‌ها مسیر رستگاری را در جهان فانی می‌جویند و خود را وقف جسمی می‌کنند که چند صباحی میهمان آن‌ هستند. در مقابل بعضی عبادت را تنها راه نجات دانسته و تمام امور را به خدای خود واگذار می‌کنند. غافل از آن‌ که، زندگی‌شان نتیجه تلاش آنان است.

افراط و تفریطی که در شخصیت پرنسس هیبانا به خوبی نشان داده شده است. به خصوص زمانی که با خواهر آیریس و شینرا مقابله می‌کند: “هیبانا خطاب به آیریس می‌گوید: تو همیشه یک احمق بودی! خدا دیگر چیست؟! چیزی که شما می‌پرستید، عروسکی تو خالی است که حتی وجود ندارد! چیزی که ما در این سرزمین و کل دنیا داریم، خدا نیست… فقط شیاطینی مثل من وجود دارند! اگر می‌خواهی شکنجه را ادامه ندهم از خدایت درخواست کن! این را هم بدان که نه خدا و نه هیچ قهرمانی وجود ندارد.

_این حقیقت ندارد. اگر با تمام وجودت دعا کنی، تسلی می‌یابی. انسان‌های زیادی به این وسیله نجات پیدا کرده‌اند.

_این رستگاری و رهایی واقعی نیست!

_پس شما می‌گویید که رستگاری در زندگی وجود ندارد؟

_رستگاری من فریب دیگران و استفاده از قدرت برای رسیدن به مقام و ثروت است.

_چطور به این جا رسیدید؟! شما که هر روز با ما در صومعه دعا می‌کردید؟

_بله، ولی چه رستگاری از آن دعا به دست آمد؟ ما هر روز در صومعه خود را وقف خدا می‌کردیم. خواهران دیگر بیشتر و بهتر از من دعا می‌کردند. اما همه در حادثه آتش سوزی کلیسا مردند. تنها من و تو زنده ماندیم! مرگ آنان و زنده ماندن ما بهترین مدرک برای بی‌اثر بودن دعاهای ماست!

(این مکالمه به همین منوال ادامه می‌یابد تا زمانی که هینابا متوجه حضور شینرا می‌شود.)

شینرا در جوابش می‌گوید: من تا حدودی درک می‌کنم چه احساسی داری! من هم کسی هستم که زندگی‌اش توسط شعله‌ها نابود شده است! اما ناامید نشده و بار دیگر تلاش کرده‌ام، مهم نیست چندبار شکست بخورم، هر دفعه بلند می‌شوم و برای دنیایی بهتر تلاش می‌کنم.”

انیمه نیروی آتش

مانگا Fire Force داستان شیطانی که قهرمان شد

زمانی که شینرا وارد گروه نیروی آتش هشتم می‌شود، بارها می‌گوید که می‌خواهد یک قهرمان باشد. اما مافوقش اینگونه به او پاسخ می‌دهد: “خیال قهرمان شدن را داشتن، مشکلی ندارد، اما سربازان آتش یک تیم هستند. باید مطمئن باشیم که همکاری با یکدیگر را در اولویت قرار می‌دهیم.” و یا جای دیگر به شینرا می‌گوید: “فکر می‌کردم قرار است یک قهرمان باشی! سربازان آتش هم‌رزم‌های خود را تنها نگذاشته و فرار نمی‌کنند. وقتی یکی از ما عقب بیفتد، همه ما جا می‌مانیم.

این نوارهای آبی شب نما که دور تا دور بدن‌مان هستند(اشاره به لباس‌هایشان دارد) گره‌هایی‌اند که در این دنیای آتش و دود، دوستان را به همدیگر متصل می‌کنند. هیچ گاه آن‌ها را نشکن! ترسیدن، باعث می‌شود تا بی‌گدار به آب نزنی. اما… به خاطر آن پا پس نکش…”

حقیقت آن است که هیچ قهرمانی به تنهایی متولد نمی‌شود. هر انسان توانمندی روزگاری آموزگاری ماهر داشته و یا دوستانی برای همراهی دارد. گاهی نیز عملی قهرمانانه به تعداد زیادی از شجاعان و قهرمانان نیازمند است. باید که انسان مسیرش را به روشنی شناخته و الزامات آن را درک کند. تنها در این صورت است که می‌تواند هدفش را لمس نماید.

پس از انجام نخستین عملیات و کشتن شخص جهنمی(به آرامش رساندن او) با حضور شینرا، آکیتارو اوبی، فرمانده گروه هشت، از افرادش می‌پرسد:

“_ دردناک است؟ شینرا پاسخ می‌دهد: برای من… بله…

_باید اینطور باشد. ترسناک‌ترین چیز در این شغل، عادت کردن به آن است!”

مردم به واسطه مشاغل و عادات روزمره خود ممکن است با صحنه‌ها و فجایعی رو به رو شوند. مانند کارکنان بیمارستان یا آتش نشانان که مرگ را بارها از نزدیک می‌بینند و یا ادارات قضایی و پلیس که با قساوت‌های بسیاری رو به رو می‌شوند.

اما فاجعه اصلی زمانی رخ می‌دهد که مرگ یا قساوت برای کسانی که هر روز با آن‌ها رو به رو می‌شوند به امری عادی تبدیل گردد! اینگونه انسانیت کم کم رنگ می‌بازد و جز جسمی بی‌روح از آدمی باقی نمی‌ماند.

انیمه نیروی آتش

راز پشت پرده نیروی آتش

شینرا کوساکابه: پسری هفده ساله است که پس از مرگ مادر و برادرش به عضویت گروه هشتم نیروی آتش درآمده تا بتواند راز پشت مرگ آنان را کشف کند. او به واسطه قولی که به مادرش داده، رویای قهرمان شدن در سر دارد اما به علت ظاهر و توانایی آتشینش، او را به لقب شیطان می‌شناسند.

شینرا زمانی که عصبی می‌شود، لبخندی تمسخرآمیز به لب دارد و این مطلب باعث سوءتفاهماتی در زندگی او شده است. شینرا پسری شجاع، باهوش و دارای اعتماد به نفس است و در مواقع لزوم بدون درنگ به کمک دیگران می‌شتابد.

آیریس: دختری شانزده ساله و از اهالی کلیسای مقدس بوده که به عنوان خواهر روحانی به عضویت گروه هشتم نیروی آتش درآمده است. او دختری با اعتقادات جدی به تعلمیات کلیسا، آرام، مهربان و دلسوز است. با شرایطی که بر دنیا حاکم شده، آیریس آرزو دارد که به تمام نیازمندان کمک کرده و از همگان پشتیبانی کند. او در عین ضعف، بسیار شجاع است و می‌تواند در میدان نبرد بهترین دستیار گروه آتش محسوب شود.

آرتور بویل: پسری هفده ساله که در هنگام تعلیمات ارتش با شینرا آشنا شده و بعد از او به گروه هشتم نیروی آتش می‌پیوندد. او خود را با لقب شوالیه معرفی کرده و مانند افراد قرون وسطی، مغرور است. آرتور معمولاً با شینرا رقابت کرده و در مسائل با او مخالف است.

آکیتارو اوبی: مردی سی و یک ساله و فرمانده گروه هشتم نیروی آتش است. با وجود آن که او بر خلاف هم تیمی‌های خود توانایی خاصی ندارد، به خوبی گروه را هدایت می‌نماید. او فرمانده‌ای دلسوز و فداکار است که اعضایش را به بهترین شکل تربیت می‌کند.

هیبانا: دختری که پیش از این عضو کلیسا بوده اما بعد از حادثه آتش سوزی در صومعه، تبدیل به فرمانده گروه پنجم نیروی آتش می‌شود. آن حادثه همچنین او را از دختری مهربان به فردی فریبنده، سادیست، با عقده حاکمیت تبدیل می‌کند.

انیمه نیروی آتش

نقش مهم شعله‌ها در روایت داستان مانگا Fire Force

شعله‌های آتش در طراحی مانگا Fire Force، نقش اساسی دارند. طراح، برای کشیدن شعله‌ها هر بار از ایده جدیدی استفاده می‌کند. او با هنرمندی جهت آتش و مدل آن را هدایت می‌کند تا خواننده به راحتی آتش عادی را از توانایی‌های شخصیت‌های داستان تمییز دهد.

نکته دیگر که مانگای نیروی آتش را متمایز می‌نماید، طراحی جالب شخصیت اصلی داستان است. شینرا، مانند دیگر شخصیت‌های اصلی شونن، مهربان، قوی، مثبت و یا حتی بازیگوش به نظر نمی‌رسد.

او از نظر ظاهری یک شرور واقعی است! با لبخندهای تمسخرآمیز و دندان‌های تیزی که مخصوص کاراکترهای منفی‌اند. شینرا چهره و توانایی یک شیطان را دارد در صورتی که می‌خواهد قهرمان باشد! این شاید همان رویای همیشگی خوانندگان داستان‎های قهرمانانه است که می‌خواهند قهرمانی با چهره جدید و متفاوت ببینند.

شاید قصد اکوبو از طراحی شینرا یادآوری این مطلب است که ظاهر نشان دهنده همه چیز نیست و هیچ فردی را نباید از آن چه اختیارش را نداشته، قضاوت کرد. صحنه‎‌های مانگا به تبعیت از شونن‌های قهرمانانه، در زمان نبرد از هاشور انباشته شده است. اکوبو خود را درگیر دقت و ریزه کاری در فضاسازی نکرده و این مطلب در عین آن که فضا را خلوت کرده از توضیح صحنه نیز کاسته است.

جزییات طراحی تا حدودی برای آگاهی بیشتر خواننده لازم‌اند اما زیاده روی در آن باعث سردرگمی می‌شود. به نظر می‌رسد که اکوبو بیشتر درگیر مورد اول باشد.

طراحی لباس‌های نیروی آتش، مانند آتش نشان‌های واقعی و قهرمان سازی شخصیت‌ها در این هیبت، قابل تقدیر است. اکوبو با این حرکت در عین آن که مقام آتش نشانان را محترم شمرده، باعث همزادپنداری بیشتر خواننده نیز شده است.

نکته دیگری که در طراحی مانگا Fire Force قابل تقدیر است، چشم‌های متفاوت کاراکترها می‌باشد. طراحی گل مانند و یا صلیب گونه که در چشمان هینابا مشاهده می‌شود، با ذات و رفتار او رابطه‌ای مستقیم دارد. طراحی چشمان دورانی جوکر نیز به شدت قابل تحسین است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

مانگا Children Who Chase Lost Voices

خاطره نمی‌میرد و هر لحظه جان تازه‌ای به روح این جهان می‌بخشد. با بعضی یادها خداحافظی دشوار است و زندگی، مرگ را با خود یدک می‌کشد. ( مانگا آواهای گمشده ) مرگ و خداحافظی مضمون اصلی داستان مانگا آواهای گمشده، مرگ و خداحافظی است. باور به اینکه مرگ، بیان یک پایان نبوده و انسان‌ها مجبور […]

مانگا ERASED

ساعت، دشمن بی‌رحمی است زمانی که عقربه‌هایش را بر نابودی شادی‌ها گره می‌زند. اما اگر بتوان زمان را به عقب برگرداند، شاید حسرت‌ها دست از دامان انسان بردارند و فصل جدیدی را به رخ بکشند. همچون ساتوری که حسرت آن را می‌خورد که چرا نتوانست دوست خود را از کودک آزاری نجات دهد. نواخته شدن […]

کمیک خواهرها

کمیک خواهرها، بخش‌هایی از خاطرات نویسنده در دوران نوجوانی و سفر خانوادگیشان به کلوروداست. خواهرها دومین قسمت از زندگینامه‌ رینا تلگمایر است. نشر اطراف، به جز خواهرها، دو قسمت دیگر از ماجراهای تصویری خود را با نام‌های لبخندها و دلهره‌ها ترجمه کرده و ماجراهای هر کتاب، جدا از قسمت‌های دیگر است. جنبۀ طنز و سرگرمی […]

کمیک Martin Luther King Jr

کمیک مارتین لوتر کینگ در چهار فصل و با تصاویر رنگی، بخش‌های تأثیر گذار از زندگی این مرد بزرگ، اهداف و مسیرش تا لحظه‌ مرگ را روایت می‌کند. فصل اول به دوران کودکی و نوجوانی و جدایی نژادی موجود در سطح جامعه، فصل دوم و سوم به نحوه راه‌اندازی جنبش‌ها و دغدغه‌ها، و فصل آخر […]