مشخصات اثر

  • نام اثر
    The Maze Runne دونده‌ی مارپیچ
  • ژانر
    علمی تخیلی
  • سال ساخت
    2014
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    113 دقیقه
  • کشور سازنده
    آمریکا
  • نام کارگردان
    وس بال
  • نام نویسنده
    نوا اوپن هایم گرنت پیرس مایرز تی اس نولین
  • بازیگران
    کی هونگ لی دیلن اوبرایان کایا اسکودلاریو توماس سنگستر ویل پولتر
  • استودیوی سازنده
    فاکس قرن بیستم
  • ارتباطات
    ساخته شده بر اساس مجموعه کتاب دونده‌ی هزار تو به قلم جیمز دشنر
نوشته شده در: توسط: فاطمه شاه‌بنده در: فیلم و سریال

اثری برای ارضای قوه تخیل

اگر بخواهیم فیلم دونده‌ی هزار تو را به طور مجزا از دو قسمت بعدی و به عنوان اثری مستقل ارزیابی کنیم با فیلمی متوسط با پایان‌بندی ضعیف روبرو هستیم البته باید خاطر نشان کرد داستان هیجان انگیز آن و همچنین سوال‌هایی که از ابتدا برای مخاطب خود (گروه نوجوانان و جوانان) ایجاد می‌کند نیروی محرکه‌ی اصلی و جذاب اثر برای همراهی آن تا پایان به شمار می‌آید. این فیلم با تمام ضعف‌هایش (که در ادامه‌ی متن آورده شده) اثری قابل قبول برای ارضای قوه‌ی تخیل مخاطب خود است.

دونده‌ هزار تو

 

فیلمی که از پاسخ به پرسش‌هایش باز می‌ماند

داستان‌های این چنینی که از شیوه‌ی ایجاد پرسش در ذهن مخاطب و در آخرِ اثر جواب‌دهی به پرسش‌ها شکل گرفته‌اند باید با پیشروی خود این امر را میسر کنند امّا دونده‌ی هزار تو در قسمت اوّل از پاسخ باز می‌ماند و برای تکمیل داستانش به قسمت‌های بعدی وابسته است، آثار بسیاری به صورت مجموعه هر ساله در سینماها اکران می‌شوند برای مثال مجموعه‌ی هری پاتر، در هر قسمت شخصیت‌ها داستانی متفاوت را دنبال می‌کنند، البته که در پیرنگ اصلی هر قسمت با قسمت دیگر در ارتباط است امّا داستان مستقلی برای خود دارد که در پایانِ هر فصلِ سینمایی به پرسش‌های مخاطب پاسخ می‌دهد.

دونده‌ی هزار تو با پایانبندی خود نه تنها پاسخی برای مخاطب ندارد بلکه سوال‌های بیشمار دیگری نیز ایجاد می‌کند. سوالاتی مانند: چه کسی و با چه نیّتی پسران را مورد آزمایش قرار داده؟ اولین پسر چطور در عرض یک ماه آن‌ هم در تنهایی پا به درون هزار تو نگذاشته و زنده مانده؟ دلیل اینکه تنها یک دختر میان جمع فرستاده‌اند چیست؟ افراد بیرون از هزار تو که درگیر مریضی و انقراض نسل بشر هستند چطور برای یک آزمایش همچین زمان طولانی در اختیار دارند و ممکن بود بچه‌ها تا چند سال آینده نیز نتوانند پایشان را از هزار تو بیرون بگذارند.

دونده‌ هزار تو

توماس شخصیت کلیدی فیلم

از معدود نقاط قوّت دونده‌ی مارپیچ شخصیت پردازی مرموز توماس در آن است، توماس از همان ابتدا خواب‌هایی می‌بیند که شخصیت او را مرموز و خاص جلوه می‌دهد امّا باز هم مانند باقی آثار دسته‌ چندمی‌ هالیوود یک پسر با ذات قهرمانانه است که تمام شانس‌ها، خوش اقبالی‌ها، زنده‌ماندن ها و یک قدرت عجیب و غریب و هوش زیاد در بین جمعیتی تنها مختصِ اوست.

دیگر به وجود این قهرمانان که بدون هیچ ریاضت کشیدنی نیرومندند در سینمای هالیوود عادت کرده‌ایم تیریسا تنها دختر میان این جمع پسرانه است که کارگردان باید توجه ویژه‌ای برای نشان دادن چالش‌های خاص او در این شرایط ویژه به مخاطب داشت و به چگونگی نشان دادن چالش‌های او می‌اندیشید ولی تیریسا به کلی نادیده گرفته می‌شود قطعأ پسران نوجوانی که سال‌هاست در این زندان دختری ندیده‌اند رفتار متفاوتی با یک زن در جمع خواهند داشت.

به خصوص در ابتدای ورودش و زمانی که بی‌هوش افتاده با توجه به رنج سنی فیلم کارگردان می‌توانست به گونه‌ای این تفاوت جنسی و ورود ناگهانی جنس مخالف را حتی با چند نمای ساده نشان دهد تا رفتار پسران در مقابل او طبیعی و واقعی‌تر جلوه می‌کرد.

برای بقا

با این حال رفتار پسران دیگر و قانون‌هایی که با وجود سن کمشان در دشت برای بقای خود ساخته‌اند جالب و دوست داشتنی‌ است. اینکه چطور کشاورزی کنند، با تشخیص نقاط قوّت و ضعفشان هنگام بازی کردن گروه‌بندی شوند و وظیفه‌ای مشخص داشته باشند برای بیننده خوش‌آیند است به طور معمول دیدن چالش‌های انسانی برای ادامه‌ی بقا و همچنین امید به زندگی در شرایط سخت در آثار سینمایی، اخبار واقعی و یا کتاب‌های داستانی و زندگینامه‌ها برای مخاطب بسیار جالب است.

وجود عنصر رمز و راز در جای‌جای فیلم آن را بیش از آنچه در واقعیت هست برجسته جلوه می‌دهد طبق معمول ما دوست داریم وارد ماز‌ها و هزارتو‌ها شویم حل معمای ماز برای ذهن هیجان انگیز است استفاده از این علاقه‌ی خاص انسان در فیلم و همراه شدن با شخصیت‌های داستان در این چالش علاقه‌ی خاصی به اثر در ما پدید می‌آورد که متاسفانه با آن پایان‌بندی گنگ و نامفهومش بیننده را پس از پایان حسابی دلسرد از درهای سینما به بیرون می‌فرستد.

تصور کنید بیننده‌ای که قسمت اوّل فیلم را در سینما دیده و اطلاع ندارد ادامه‌ی آن چه زمانی ساخته می‌شود چه زمانی اکران می‌شود یا اصلا ممکن است به هر دلیلی قسمت بعدی در کار نباشد با وجود این پایان چه حسی داشته است.

دونده‌ هزار تو

یک پرده سبز و دیگر هیچ

البته تکرار مکرّرات است، برای گفتن از مسائل فنی فیلم‌های فانتزی تنها می‌توان به جلوه‌های ویژه‌ی این دست آثار اشاره کرد و ساخت لوکیشن‌های بر‌آمده از دل هنرِ جلوه‌های ویژه.

هیچ خلاقیتی برای ثبت یک نما از طرف فیلمبرداران این آثار نمی‌بینیم. یک پرده‌ی بزرگ سبز، بدلکاران، ماکت سازان البته هزینه‌های چشمگیری بر دوش تهیه کننده می‌گذارد امّا کارگردان را از پردازش و فکر به چگونگی گرفتن یک نمای خاص راحت می‌کند.

در آخر دیدن فیلم دونده‌ی مارپیج برای بیننده‌ای که تنها به دنبال سرگرمی‌است می‌تواند تجربه‌ی خوبی باشد.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم Alive

زامبی‌های کره‌ای اوه جون وو مانند کسی که یکباره چشم باز کرده و خود را تنها در جزیره آدمخواران یافته است. #زنده داستان دنیای پیشرفته امروز و مردمانیست که تکنولوژی نمی‌تواند به فریادشان برسد. آدم‌هایی که هیچ دفاعی در برابر یک ویروس ناچیز ندارند جز فرارو انزوا در چهاردیواری خانه‌ها! مخاطب به معنای واقعی کلمه […]

فیلم The Last Samurai

ماجرای فیلم آخرین سامورایی از داستان زندگی یک افسر آمریکایی در سال 1876 میلادی شروع می‌شود. ناتان الگرن (با بازی تام کروز) کاپیتان موفق آمریکایی بود که ازجنگ با سرخپوستان شمال برمی‌گشت. اگرچه ارتش آمریکا از او به خاطر قتل‌عام سرخپوستان و پاک‌سازی مناطق شمالی تقدیر کرده اما او نسبت به زندگی گذشته‌ی خود و […]

فیلم خانه پدری

خانه پدری، خشونت علیه زنان را از دوره قاجار تا امروز به تصویر می‌کشد. این فیلم به مدّت پنج سال به علّت وجود صحنه‌های خشن و نمایش خشونت علیه زنان بارها از پرده نمایش پائین کشیده شد و از اکران بازماند. امّا خانه پدری پس از طی این مدّت، مجدد اکران شد و با وجود […]

فیلم Hitman: Agent Jun

فیلم هیتمن: مأمور جون فرصتیست برای سرگرم شدن با سینما! آن هم سینمای جدی کره که کمتر داستانی با این ساز و کار دارد. کیم بونگ جون نقاش کمیک است. نویسنده به بهانه ترسیم کردن زندگی او می‌خواهد روحیه یک طراح کمیک را نقد کند. کسی که داستان‌های پرهیجان می‌نویسند. از قتل و جنایت حرف […]