مشخصات اثر

  • نام اثر
    The Lives of Others زندگی دیگران
  • ژانر
    درام رازآلود
  • سال ساخت
    2006
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    138 دقیقه
  • کشور سازنده
    آلمان
  • نام کارگردان
    فلوریان هنکل فون دونرسماک
  • نام نویسنده
    فلوریان هنکل فون دونرسماک
  • بازیگران
    اولریش موئه سباستیان کخ مارتینا گدک
  • استودیوی سازنده
    سونی پیکچرز
  • ارتباطات
    اولریش موئه، بازیگر نقش گئرد ویسلر، در تاریخ 27 ژوئیه سال 2007 بر اثر سرطان معده درگذشت. زندگی شخصی او شباهت‌های زیادی با زندگی شخصیت‌های فیلم دارد؛ در زمانی که او ستاره تئاتر آلمان شرقی بود، اشتازی (پلیس امنیتی آلمان شرقی) او را زیر نظر داشت. بعد ها موئه متوجه می‌شود که همسر سابقش «جنی گروئل‌من» به عنوان خبر‌رسان برای اشتازی کار می‌کرده است.
  • جوایز
    فیلم زندگی دیگران در سال 2007 برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شد و جایزه فیلم منتخب تماشاگران جشنواره لوکارنوی سوئیس را نیز بدست آورد. این فیلم در بیست و دومین دوره جوایز مستقل اسپریت «جایزه ایندیپندنت اسپریت» جایزه بهترین فیلم خارجی زبان را از آن خود کرد.
  • بازخورد و میزان استقبال
    فیلم زندگی دیگران توانست نظر منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کند، به صورتی که با بودجه دو میلیون دلاری خود توانست حدود صد میلیون دلار فروش داشته باشد و برنده بیش از 30 جایزه از جشنواره‌های متفاوت شود. فیلم زندگی دیگران توانست نمرات بالایی را از منتقدان و مردم دریافت کند و در بین 250 فیلم برتر رتبه 59 را کسب کند.
نوشته شده در: توسط: مریم رحیمی در: فیلم و سریال

زندگی دیگران اولین فیلم بلند فلوریان هنکل فون دونرسماک، کارگردان و فیلم‌نامه نویس آلمانی است که روایتگر داستانی در سال 1984 در برلین، قلب آلمان شرقی است. زمانی که دیواری بزرگ آلمان را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم کرده بود و در طرف شرقی حکومت کمونیست با گسترش اشتازی (پلیس امنیت آلمان شرقی) نیمه شرقی آلمان را به زندانی بزرگ تبدیل کرده بود.

اشتازی زندگی تمام افرادی که کارشان ذره‌ای اهمیت داشت را زیر نظر می‌گرفت و فضایی بسته را به وجود آورده بود. به دستور وزیر فرهنگ یکی از بازجویان ارشد اشتازی که در دانشگاه روش‌های بازجویی را نیز تدریس می‌کرد مامور زیرنظر گرفتن فیلم‌نامه نویسی که با معشوقه‌اش زندگی می‌کرد، شد تا با جمع‌آوری مدارک فعالیت‌های فیلم‌نامه نویس را محدود کند. بازجوی ارشد اشتازی طی مدت زمانی که این زوج را زیرنظر گرفته بود کم کم تعصباتش را فراموش کرد و از بازجویی خشک و سرد به فردی عاشق نوشته‌های برتولت برشت (شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی که منفور حکومت آلمان شرقی بود) تبدیل شد.

آلمان شرقی

حکومت توتالیتر

فیلم زندگی دیگران، سیستم حکومتی توتالیتر را به تصویر می‌کشد که برای فردیت احترامی قائل نیست و می‌خواهد با هر وسیله‌ای به زندگی خصوصی مردم راه پیدا کرده و به بهانه صلاح مردم، از آن‌ها علیه خودشان جاسوس درست کند و دولت را محق و مکلف می‌داند تا بر همه لحظات زندگی تک تک انسان‌ها نظارت کند. فیلم نگاهی دارد به ساختار روانشناختی و ماهیت سیستم توتالیتر از نگاه یکی از افسران ارشد همین سیستم که به سوسیالیسم اعتقاد راسخ دارد.

شاید بهترین تعریف از این فیلم را بتوان در این جمله خلاصه کرد که دلباختگی جلاد سرد و متعصب به قربانی زمینه ساز کشف رگه‌هایی از عواطف انسانی نهفته در درون جلاد می‌شود. دلباختگی متواضعانه ویسلر (بازجو و مامور اشتازی) به کریستا (بازیگر تئاتر و معشوقه فیلم‌نامه‌نویس) که هرگز به زبان نمی‌آید و صرفا براساس تغییر رفتار ویسلر آشکار می‌شود، باعث می‌شود که ویسلر دنیاهای تازه‌ای را کشف کند.

زندگی کمونیستی

ویسلر که در‌های دنیای جدید را رو به روی خود گشوده شده می‌بیند، با برتولت برشت (شاعر و فیلم‌نامه‌نویس آلمانی) واقعی آشنا می‌شود، تن به عشق می‌دهد و سد تعصبات خشک و کمونیستی خود را در معرض فروپاشی می‌بیند و با دیدن احساسات و عواطف دخیل در زندگی دیگران کار عاری از احساس خود را باملاحظات انسانی پیوند می‌زند و ما در انتهای فیلم ویسلری را می‌بینیم که انگار تازه متولد شده است و دنیایی بهتر را می‌سازد.

دلیلی که ویسلر را برای زیرنظر گرفتن زوج هنرمند داستان مامور می‌کند، خرابکاری‌های سیاسی این زوج نیست بلکه هوس وزیری است که می‌خواهد با محدود کردن یا حتی حذف کردن رقیب خود معشوقه دلربای او را تصاحب کند. این تصویری درست از حکومت‌های بسته و نظامی است که عملکرد دستگاه‌های اطلاعاتی کشور را تا حد ارضای امیال جنسی سیاستمداران پایین می‌آورد.

آلمان شرقی

پلیس امنیتی آلمان شرقی

فیلم برای تاکید بر فضای خفقان حاکم بر آلمان شرقی از صحنه بازجویی آغاز می شود، جلسه بازجویی که هدف از آن هم کشف اطلاعات و هم درکوبیدن روان متهم است. این صحنه با صحنه‌ای که بازجو در کلاس درسی در دانشگاه نوار صدای بازجویی را پخش می‌کند با مونتاژ موازی همراه می شود تا علاوه بر آنکه بر ترساندن مردم از پلیس امنیتی تاکید شود، ماهیت چنین حکومتی که همواره با سوءظن و شک به شهروندان می نگرد و دیگران را به جاسوسی برای خود ترغیب می کند را نیز برملا کرده باشد.

زندگی دیگران اشاره‌ای آشکار به تمایل حاکمیت (که شاید نمونه غربی آن هم کم نباشد) به نظارت و رازگشایی از رازهای زندگی شهروندان است و در همین فرایند نظارت است که تحول درونی شخصیت اصلی آن رخ می دهد. در همین روند است که گئرد وایسلر (با بازی اولریش موئه) به تدریج از نقش پلیس به نقش مداخله‌گر و حامی سوق داده می شود و از نقش قراردادی خود فاصله می گیرد.

بالاخره سوسیالیسم باید از یک جایی شروع شود

همان ابتدای کار که دستگاه های شنود در منزل کارگردان تئاتر کار گذاشته شده است، در برخورد با رئیسش وقتی راهش را به سوی پایین سالن غذا خوری کج می‌کند و رئیسش با تعجب یادآوری می‌کند که جای ما آن بالاست! او سر میز کارمندان دون پایه می‌شیند و می‌گوید: «بالاخره سوسیالیسم باید از یک جایی شروع شود»

همین جا است که او پلشتی کار خود را در طرز برخورد رئیسش با کارمندان دون پایه به عینه می‌بیند و خود رفته رفته درگیر زندگی گئورگ دریمن و کریستا ماریا، (شریک زندگی او) می‌شود و بیش از پیش متوجه تنهایی و ماشینی بودن زندگی‌اش می شود.

آلمان شرقی

شخصیت‌هایی دقیق

شخصیت‌های فیلم بسیار دقیق و بدون هیچ‌گونه اضافه‌کاری پرداخته شده‌اند که خبر از کارکشتگی فیلم‌نامه‌نویس، فلوریان هنکل فون دونرسماک می‌دهد. فیلم دارای چندین شخصیت اصلی است؛ بازجویی خبره که در طول فیلم دچار دگرگونی می‌شود، زن بازیگری که در طی کشمکش‌هایی برای رهایی خویش جاسوسی را انتخاب می‌کند، فیلم‌نامه‌نویس جوانی که از سکوت در برابر حکومت به معترضی سرسخت علیه آلمان شرقی تبدیل می‌شود، مافوقی که اعتقاد راسخ به کمونیست دارد و دنبال ترفیع درجه و خوش‌رقصی برای وزیر فرهنگ است و در آخر وزیر فرهنگی که برای به‌دست آوردن زنی به دنبال حذف رقیب است.

اولریش موئه به خوبی توانست از پس نقشش برآید و به زیبایی هرچه تمام‌تر کلاس کاری خود را بالا ببرد. بازی این مرد بسیار تاثیرگذار است؛ فقط با تغییرات جزئی در چهره، بیشتر اوقات احساسات خود را درباره‌ی این زوج در حد مجاب کردن ابراز می‌کند و همین است که فیلم را تاثیرگذار می‌کند.

کانون تراژدی

همین کانون تراژدی است که می‌تواند شخصیت‌های تک بعدی را رنج دهد و در مقابل، آنها را کاملا بپرورد: گریه می‌کنند اما می‌خندند، یاس و اشتیاق را احساس می‌کنند، با هم و کنارهم هستند اما مفلوک و تنها، اندوه می‌خورند و عصیان می‌کنند، و می‌میرند و زندگی می‌کنند.

مارتینا گدک بازیگر نقش کریستا پس از درخشش در فیلم زندگی دیگران که موفق به دریافت جایزه اسکار در سال 2007 شد، وزنه‌ای سنگین در فیلم است، میمیک‌های منطبق با کاراکتر و استفاده از همه قابلییت‌های خود برای بازیگری سبب شده است تا چنان در نقش خود قرار بگیرد که بیننده او را خود کریستا مارینا زیلاند بداند.

شخصیت‌های زندگی دیگران همه در دایره ترس، انتظار و از دست دادن ساده‌ترین نوع حق حیات به ساده‌ترین گونه خود سرگردانند. شکست می‌خورند اما ناامید نمی شوند. زندگی تا روز رهایی ادامه خواهد داشت.

آلمان شرقی

فضای خفقان زده فیلم

هگن بودانسکی، فیلمبردار فیلم هم در قاب‌بندی‌های تصویر و هم در سایه‌روشن‌ها و ترکیب رنگ‌ها به خوبی فضای خفقان زده و وهم‌آلود حاکم بر آلمان شرقی را به تصویر می‌کشد. استفاده زیاد از ترکیب رنگ‌های مشکی و خاکستری به خوبی فضای ناامید کننده را منتقل می‌کند که هرپه به پایان فیلم نزدیک می‌شویم به علت تغییرات شخصیتی نقش اول فیلم پالت رنگی به‌کار رفته در فیلم آن حالت سردی و بی‌روح بودن خود را از دست می‌دهد و رنگ‌هایی گرم و امیدبخش جایگزین آن‌ها می‌شود.

موسیقی فیلم اثر گابریل یارد، آهنگساز لبنانی فرانسوی، با تکرار نوت‌های دلشوره‌آور فضای حاکم بر زندگی هنرمندان و روشنفکران را در حکومتی نظامی و کمونیستی به خوبی به مخاطب القا می‌کند. موسقی فیلم به زیبایی می‌تواند پیوندی بین دنیای درونی نظارت شوندگان و ناظر و نگرانی‌ها و تنش های حاکم بر زندگیشان برقرار سازد.

کم هزینه ولی قوی

زندگی دیگران با بودجه بسیار کمی در برلین، فرانکفورت و بخش‌‌های شرقی آلمان ساخته شده است با این حال توانست فروش بسیار خوبی به عنوان فیلمی مستقل رقم بزند و راه را برای ساخت فیلم‌های بعدی فلوریان هنکل فون دونرسماک (کارگردان و نویسنده فیلم) هموارتر کند.

استفاده از بازیگران برجسته آلمانی باعث افزایش کیفیت این فیلم شد. اولریش موئه که خود در زمان جوانی طعم اشتازی را چشیده بود به خوبی توانست از پس نقشش بربیاید و یکی از بهترین بازی‌های عمرش را در این فیلم به نمایش بگذارد. او با نداشتن حرکات اضافه و صرفا با عوض کردن حالت چهره‌اش توانست احساس را به مخاطب منتقل کند و او را با خود تا پایان فیلم همراه کند. بازی بی‌نظیر مجموعه بازیگران باعث شد که این فیلم یکی از بی‌نقص‌ترین فیلم‌های آلمانی شود و جایزه اسکار را کسب کند.

نظرات مخاطبین

1 نظر ثبت شده

  1. رادوین راد گفت:
    (5/5)

    از اون دسته فیلمای حال خوب کنه که میتونی چن بار ببینیش…بازی بی نظیر اولریش موهه خیلی تو چشم بود و حیف که فوت کرد و نتونست بعد از این فیلم هنر خودشو بیشتر و بیشتر نشون بده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم The Call

فیلم تماس یا The Call، فیلمی در ژانر هیجان انگیز ، ترسناک و راز آلود است و به کارگردانی و نویسندگی Chung-Hyun Lee ساخته و پرداخته شده است. این فیلم امتیاز ۷٫۲ را از میان ۱,۳۶۵ رای درسایت IMDB دریافت کرده است. The Call (کره ای: 콜 ؛ Kol)، فیلمی مهیج و محصول کره جنوبی […]

فیلم The Twilight Saga:New Moon

گرگ و میش (twilight) و سری آن بی شک از بهترین فیلم‌های عصر حاضرند. سری رمان‌های گرگ و میش که فیلم‌هایش بر مبنای آن‌ها بنا شده از شاهکار‌های نویسندگی محسوب می‌شوند، هرچند فیلم‌ها نتوانسته باشند حق مطلب را ادا کنند اما تلاش قابل تحسینی را به تصویر کشیده‌اند که بیننده را ناامید نمی‌کند. ماه نو […]

سریال Thirty But Seventeen

سریالی ملودرام با چاشنی طنز که برای پر کردن اوقات فراغت، گزینه‌ خوبی است. در این سریال منتظر اتّفاق خاص یا ماجرای پیچیده‌ای نباشید و از روان بودن و سادگی آن لذّت ببرید. آهسته و پیوسته سرعت رخ دادن اتّفاقات در سریال، آنقدر پایین است که شاید نتواند مخاطبان کم حوصله که در همان چند […]

فیلم The Fountain

سرچشمه، اثری شبه‌فلسفی است که تنها به واسطه‌ی پیچیدگی ظاهری، خودش را یک اثر فلسفی کامل معرفی می‌کند. درامی معمولی که فقط بر مبنای استفاده از تخیل science fiction به عنوان یک اهرم، و ترکیب نظریه کابالای قرون وسطی (کابالا: عرفان ماتریالیستی – ماورایی دین یهود) ادعای فلسفه می‌کند. فیلمی فلسفی از دارن آرونوفسکی اثری […]