مشخصات اثر

  • نام اثر
    The Gangster The Cop The Devil گنگستر، پلیس، شیطان
  • ژانر
    درام اکشن جنایی
  • سال ساخت
    2019
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    109 دقیقه
  • کشور سازنده
    کره‌ جنوبی
  • نام کارگردان
    لی وون تائه
  • نام نویسنده
    لی وون تائه
  • بازیگران
    ما دونگ سوک کیم مو یول کیم سونگ کیو
  • استودیو سازنده
    B.A. Entertainment
  • بازخورد و میزان استقبال
    6.9 از 10 IMDb
نوشته شده در: توسط: ماه منیر داستان‌پور در: فیلم و سریال

“گنگستر، پلیس، شیطان” را می‌توان به نوعی یک اثر تقلیدی از فیلم “هفت” ساخته‌ی دیوید فینچر دانست. اما این تقلید به هیچ‌وجه رضایت بخش نیست. کارگردان گرچه سعی کرده با افزودن صحنه‌های اکشن همچنان فیلمش را سرپا نگه دارد و بیننده را به آن جذب نماید؛ اما سوالات زیادی را در اثر خود بی‌جواب رها می‌کند.

فیلم The Gangster The Cop The Devil

قاتلی که بدل شیطان است نه خود آن

سوال اول این است که انگیزه‌ی قاتل از این قتل‌ها چیست؟ اینکه او در کودکی از سوی پدر و مادرش رها شده دلیل محکمی برای این جنایت‌ها نیست! ثانیاً اگر از این کارها لذت می‌برد چرا هیچ شعفی در رفتارش دیده نمی‌شود یا حتی یکبار این موضوع را به زبان نمی‌آورد؟ و به طور کلی او هیچ شباهتی به یک قاتل خاص ندارد که نام شیطان در موردش صدق کند.

فیلم “گنگستر، پلیس، شیطان” از اتحادی میان پلیس و گنگستر حرف می‌زند که برای نابودی شیطان داستان شکل می‌گیرد. دونگ سو به عنوان گنگستر ماجرا در یکی از سکانس‌ها عنوان می‌کند که آن‌ها از راه‌های غیرقانونی به هدف می‌رسند. این یعنی دلیل مثل پلیس دست و پای خود را با طناب قانون نمی‌بندند اما به نوعی همان کارهای او را انجام می‌دهند.

گنگستر و پلیس دو روی یک سکه‌اند. اما اگر نوبت به نابودی شیطان برسد هر دو با یکدیگر دست برادری داده و هم‌قدم پیش می‌روند. به عبارت دیگر می‌توان گفت گنگستر همان پلیس است در لباس تبه‌کار و پلیس همان گنگستر است در لباس قانون! اما هیچ‌کدام آن‌ها نمی‌توانند وجود یک دیوانه‌ی شیطان‌صفت را تحمل کنند.

بی‌اعتمادی به قانون

موضوع دیگری که در این فیلم به نوعی اعتراضی اما کمرنگ مطرح می‌شود؛ عدم اطمینان به قانون است. دونگ سو و امثال او از سر بی‌اعتمادی به قانون، خود برای احقاق حقشان دست به کار می‌شوند. گنگسترها چون می‌دانند مأموران قانون به راحتی قابل خرید هستند؛ هر خلافی که بخواهند انجام می‌دهند. نویسنده در این فیلم تبر را به دست بت بزرگ قانون داده و او را گناهکار معرفی می‌کند.

مهمترین نقدی که می‌توان به فیلمنامه‌ی گنگستر، پلیس، شیطان داشت نیز به همین بخش قانون باز می‌گردد. قاتل در ضمن بازجویی بارها به کشتن مقتولین اعتراف می‌کند اما باز این مهم ذکر می‌شود که مدرکی دال بر گناهکاری او وجود ندارد. شاید نویسنده از اینکه اعتراف مهمترین مدرک برای اثبات جرم یک قاتل است خبر ندارد! و به همین دلیل هنوز به دنبال مدرک می‌گردد.

موضوع دیگری که در مورد این فیلم باید به آن پرداخته شود، از بین بردن شکل معمایی فیلم است که برای این ژانر ضرورت دارد. چهره‌ی قاتل خیلی زود دیده می‌شود و همه¬چیز سریع رو به روال می‌رود. این در صورتیست که می‌بایست قاتل تا بخش‌های پایانی فیلم یک مجهول باقی¬ می‌ماند تا بر جذابیت داستان بیافزاید.

فیلم The Gangster The Cop The Devil

گروه پلیس‌ها و گانگستر

ایده‌ی همکاری پلیس و یک گروه گانگستری اگرچه در اولین نگاه بکر و جدید به نظر می‌رسد؛ اما اگر به بخش سوم نام فیلم بیندیشیم؛ به تکراری بودن آن پی می‌بریم. پلیس و گانگستری که برای نابود ساختن یک شیطان واقعی با یکدیگر هم‌پیمان می‌شوند؛ شباهت زیادی با ماجرای فیلم ژاپنی هفت سامورایی یا نمونه‌ی هالیوودیش هفت دلاور دارد.

در این فیلم از هفت گنگستر خبری نیست و در آن دو فیلم مذکور نیز پلیسی وجود ندارد. اما فرق چندانی بین کدخدای یک ده که برای از میان برداشتن اوباش و غارتگرانِ متجاوز دست به دامن یک عده تفنگچی می‌شود؛ با پلیس این فیلم نیست.

هفت دلاور

داستان هفت دلاور، تفنگچی‌هایی را به تصویر می‌کشد که اگرچه خود انسان‌های والایی نیستند؛ اما از اینکه مردم بی‌گناه روستا به دست متجاوزین کشته شوند؛ رضایت ندارند. در این فیلم نیز گنگسترها از اینکه کسی مردم را برای تفریح و بی‌علت بکشد؛ عصبانی‌اند.

فیلمنامه‌ی شخصیت محور این فیلم به خوبی در ژانر درام، اکشن پرهیجانی را به وجود آورده که می‌تواند در همان ابتدای کار مخاطب را در دام فیلمنامه گرفتار کند. داستان فیلم پرکشش و پیچیده است. آشفتگی در کار نیست و همه چیز به جا روایت می‌شود.

تنها بخش جا مانده از این داستان، روایت ناقص شیطان فیلم است. موجودی که تا پایان فیلم علت تمام آشفتگی‌ها و تمایلش به قتل برای مخاطب بازگو نشده و مشخص نمی‌شود.

فیلم The Gangster The Cop The Devil

اثری شخصیت محور

همانطور که از نام این فیلم مشخص است؛ گنگستر، پلیس، شیطان یک فیلم شخصیت محور است. اما با افسوس فراوان باید گفت که ضعف بزرگ این فیلم را می‌توان مسئله‌ی شخصیت‌پردازی مناسب دانست.

کاراکتر پلیس که شخصیتی خاکستری را به تصویر می‌کشد، هیچ شباهتی به یک پلیس ندارد. او از یک سو بدون حکم بازرسی وارد کازینو شده و آنجا را به هم می‌ریزد؛ خلافکاران را کتک زده و قانون را نقض می‌کند؛ یک انسان را بی‌دلیل می‌کشد! اما از سوی دیگر حاضر به کشته شدن قاتل نیست و او را دست بسته به اداره‌ی پلیس می‌برد. رفتار پلیس فیلم که از سوی نویسنده سعی شده چهره‌ی خوبی برای او ایجاد شود؛ به نظر می‌رسد بیشتر برای گرفتن ترفیع و تشویق شدن باشد.

شیطان و یا قاتل نیز در این فیلم به شکلی تعریف نشده باقی می‌ماند. او یک جانی روانیست؛ اما علت این جنون برای بیننده مشخص نمی‌شود. اینکه چرا او دست به این جنایات می‌زند و از این کارها چه هدفی را دنبال می‌کند تا پایان فیلم حل نشده باقی می‌ماند.

درخشش ما دونگ سوک

گانگستر با بازی جذاب و دیدنی ما دونگ سوک شاید تنها شخصیت کامل فیلم باشد. او اعتمادی به قانون ندارد و می‌خواهد در دنیای خلافکاران یک پادشاه بی‌رقیب باشد. لذا به دست راستش دستور می‌دهد رئیس گروه گانگستری رقیب را از میان بردارد.

دونگ سو یا همان گانگستر فیلم به تمام عوامل حاضر در کادر به دید تحقیر می‌نگرد و تنها یک هدف را دنبال می‌کند. او نمی‌تواند حضور کسی را که کوچکش کرده و نامش را بر سر زبان‌ها انداخته تحمل کند. پس یا باید خودش او را بکشد یا اگر قرار است وی در چنگال قانون اسیر شود؛ باید در نهایت به دست او کشته شود.

فیلم The Gangster The Cop The Devil

فیلمی اکشن و سراسر هیجان

جذاب‌ترین بخش تصویری این فیلم را می‌توان حرکات اکشن آن دانست. صحنه آرام است و یکباره گنگسترها مانند موجی خروشان حمله‌ور شده و هر آنچه سر راهشان باشد را از میان برمی‌دارند. استفاده از چاقوهای ساشیمی با دسته‌ی پارچه پیچ شده که در فیلم‌های کره‌ای و در میان گنگسترها مرسوم است؛ در بیننده ایجاد وحشت می‌کند. بیننده با دیدن حرکت گنگسترها که چاقو به دست پیش می‌آیند دچار این استرس می‌شود که هرلحظه ممکن است کسی به شدت زخمی شده و خونش به دوربین بپاشد.

فیلمبرداری و نورپردازی به خصوص در سکانس‌های تعقیب و گریز به خوبی توانسته در بیننده تشویش ایجاد کند که هرآن ممکن است قاتل فرار کند و دونگ سو از یافتن او ناکام بماند. ایجاد پرسپکتیو در راهروی کارائوکه که با نور قرمز و آبی روشن شده به خوبی اضطراب و هیجان لازم برای این صحنه را در مخاطب ایجاد می‌نماید.

موسیقی پرهیجان فیلم نیز گرچه می‌بایست از التهاب بیشتری برخوردار باشد اما توانسته به فضای دلهره‌آور فیلم کمک کند. تیتراژ فیلم نیز یکی دیگر از موارد جالب توجه آن است. استفاده از رنگ‌های آبی و قرمز که پیش از این در کارائوکه نیز به کار برده شده بود؛ برای نمایش فضای فیلم در تیراژ رضایت‌بخش است.

گذشته از تمام موارد قبل نقش آفرینی بازیگران به خصوص بازی پرقدرت و جذاب ما دونگ سوک را نه تنها نمی‌توان از یاد برد؛ بلکه باید آن را یکی از مهمترین عوامل عدم شکست فیلم دانست.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم Chappie

چپی سومین اثر کارگردان اهل آفریقای جنوبی نیل بلومکمپ است دو اثر قبلی از کارگردن فیلم منطق 9 و تبعیض نام دارد که همگی این فیلم‌ها در ژانر علمی تخیلی ساخته شده‌اند. سردرگرمی به نام چپی فیلم‌هایی که با موضوع هوش مصنوعی ساخته شده‌اند کم نیستند و فیلم‌های موفقی هم در این زمینه ساخته شده […]

فیلم Little Forest

فیلم جنگل کوچک با هر سلیقه‌ای سازگار است. چرا که مخاطب را مستقیماً با طبیعت روبرو کرده و مادر را به عنوان نمادی از آن معرفی می‌کند. این فیلم برخلاف تمام داستان‌های مهیج، اکشن، تراژیک یا گاهاً ترسناک که افکار بیننده را مغشوش می‌کنند؛ به او آرامش آغوش مادر را هدیه می‌دهد. بازگشت به طبیعت […]

فیلم A Resistance

فیلم یک مقاومت، مبلغ شعاری برای تمام آزادی‌خواهان جهان است. اینکه “اگر فریاد بزنیم، فراموش نمی‌شویم”. جمله‌ای که اگرچه از زبان دختر مسیحی این فیلم شنیده می‌شود؛ اما به نوعی برگردان شعار “هیهات منه الذله” در اسلام است. اگر فریاد بزنیم، فراموش نمی‌شویم یو گوا‌ن‌سون فریاد ضد استکبار برمی‌آورد تا زیر بار ذلت و ننگ […]

نقد و بررسی فیلم پلنگ سیاه (Black Panther)

Black Panther یا پلنگ سیاه یکی از موفق‌ترین فیلم‌های ابرقهرمانی شرکت مارول است که در سال ۲۰۱۸ بر اساس شخصیتی با همین نام ساخته و تولید شد. پلنگ سیاه هجدهمین فیلم ساخته شده در دنیای سینمایی مارول است که توسط استودیو سینمایی والت دیزنی توزیع و پخش شد. کارگردانی مجموعه را رایان کوگلر بر عهده […]