مشخصات اثر

  • نام اثر
    The Bad Guys: Reign of Chaos بچه¬های بد: سلطنت هرج و مرج
  • ژانر
    اکشن جنایی دلهره آور
  • سال ساخت
    2019
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    114 دقیقه
  • کشور سازنده
    کره جنوبی
  • نام کارگردان
    سان یانگ هو
  • نام نویسنده
    سان یانگ هو
  • بازیگران
    ما دونگ سوک کیم سانگ جونگ کیم آه جونگ
  • استودیو سازنده
    idangil Pictures CJ Entertainment
  • ارتباطات
    این فیلم اسپین آف سریال کره‌ای بچه¬های بد است.
  • بازخورد و میزان استقبال
    6.1 از 10 IMDb
نوشته شده در: توسط: ماه منیر داستان‌پور در: فیلم و سریال

“فیلم پسران بد، سلطنت هرج و مرج” به کارگردانی سان یانگ هو، اسپین آف سریال پرطرفدار و مهیج کره‌ای به همین نام است. فیلمی که بیش از ورود به ژانر جنایی، سرگرم کننده، مهیج و حتی کمدی به نظر می‌رسد.

پسران بد با استفاده از الگوی قدیمی قهرمان سازی از انسان‌های جنایتکار ساخته شده است. الگویی که آن را می‌توانیم در فیلم معروف ژاپنی به نام هفت سامورایی به کارگردانی آکیرو کوروساوا نیز ببینیم. فیلمنامه نویس خواسته با استفاده از این مدل که پیشتر نیز در سینما بارها مورد کاربرد قرار گرفته است؛ ماجرایی جدید و قهرمانانه را به تصویر بکشد. در این فیلم اعضای گروه ویژه هر کدام به قصد و هدفی گرد یکدیگر جمع می‌شوند اما پس از ورود به اصل ماجرا همگی روی یک هدف اتفاق نظر پیدا می‌کنند.

فیلم کره ای

ورود خلافکاران قهرمان

نویسنده پس از ورود گروه ویژه که هر کدام به نوعی جنایتکار هستند به اصل داستان، زمینه‌ی قهرمان شدن را برای آن‌ها فراهم می‌آورد. آن‌ها با گروهی از جنایتکاران ژاپنی روبرو می‌شوند که با بهره‌کشی از مردم سطح پایین کره‌ی جنوبی مانند ایتام یا ولگردهای خیابانی، یک آزمایشگاه انسانی فراهم آورده‌اند.

جنایتکاران ژاپنی این فیلم با آزمایش مواد مخدر روی این دسته از مردم کره، مت آمفتامین ساخته و نیز اعضای بدن گروه دیگری را نیز قاچاق می‌کنند. گویی هنوز کره از سلطه ژاپن بیرون نیامده، بلکه نوع جدیدی از استعمار توسط این کشور به وقوع پیوسته است.

جنایتکاران ژاپنی این فیلم تداعی کننده‌ی واحد بدنام 731 ژاپنی یا همان گروهی که روی مردم کره آزمایش می‌کرده‌اند؛ می‌باشند. برخورد افراد گروه ویژه با این دسته، از آن‌ها قهرمانان ملی می‌سازد. چراکه اینبار آن‌ها نه برای گرفتن تخفیف در سال‌هایی که باید در زندان بگذرانند؛ بلکه برای کره می‌جنگند.

تقصیر پلیس‌هاست

اوه گو تاک بارها تکرار می‌کند که افراد گروه ویژه فرصتی برای پاک زندگی کردن و انسان بودن نداشته‌اند. دیالوگی که یکبار نیز آن را از دهان نو سون خطاب به رئیس پلیس می‌شنویم. او نیز می‌گوید: “اگر ما نمی‌توانیم مثل انسان زندگی کنیم تقصیر پلیس‌هایی مثل توست!”

نویسنده با مواجهه‌ی افراد گروه ویژه با جنایتکاران واقعی این فیلم، به آن‌ها فرصتی برای انسان بودن می‌دهد. او قصد دارد بدین طریق این باور را در بیننده‌ی فیلم ایجاد کند که همیشه راهی برای بازگشت به اصل انسانیت وجود دارد. تنها باید بهتر دید و دشمن شناس بود.

مرگ دشمن سرسخت اوه گو تاک است. نو سون با پلیس می‌جنگد تا آزاد باشد. یو سونگ دشمن جنایتکاران است و پارک وونگ چول برای انتقام گرفتن از قاتل دوستش از زندان خارج شده است. اما دشمن شناسی همه‌ی آن‌ها را در یک دسته قرار داده و پلیس‌های فاسد و جنایتکاران کره‌ای که به یاکوزای ژاپنی خدمت می‌کنند را در یک ردیف و در کنار دشمن استعمارگر قرار می‌دهد.

فیلم کره ای

روایت تکامل

“پسران بد: سلطنت هرج و مرج” روایتگر یک دگردیسی یا تکامل است. افرادی جنایتکار با هدف تخفیف در جرم و سال‌هایی که قرار است در زندان بگذرانند؛ وارد یک گروه ویژه‌ی پلیسی می‌شوند. آن‌ها از اساس و بنیان با یکدیگر اختلاف دارند اما در مواجهه با دشمنی مشترک زیر یک پرچم گرد می‌آیند. هدف و پرچمی که از آن‌ها انسان‌های تکامل یافته‌ای می‌سازد.

داستان این فیلم گرچه یک پیرنگ اصلی یعنی یافتن رئیس یاکوزای ژاپنی و نابود کردن گروه خلافکار او را دنبال می‌کند؛ اما گاهی دچار پراکندگی می‌شود. به طوری که بیننده بارها مجبور می‌شود کمی توقف کرده و بخش‌های مختلف فیلم را از هم تفکیک کند و سپس دوباره به تماشای ادامه‌ی ماجرا بنشیند.

اتوبوس واژگون شده زندانیان باعث پخش شدن افرادی شده که هر کدام به نوعی در داستان و پیرنگ اصلی دخالت دارند. آن‌ها هر یک به طریقی با نو سانگ شیک که گروه یاکوزای ژاپنی در وی می‌باشند؛ مرتبط بوده‌اند؛ و به طریق اولی هر کدام داستانی برای خود دارند. اما پرداخت به این داستان‌ها گاهی باعث ایجاد تزلزل در ماجرای اصلی شده و ذهن مخاطب را آشفته می‌کند.

مردی روانی که قاتل زنان و افراد پیر است. جنایتکار دیگری که عادت به سوءاستفاده از احساسات زنان مختلف و سپس فرار از سوی آنان دارد. زنی که رئیس سایت قمار بوده و پول زیادی از این راه به دست آورده است و در آخر پلیسی که به طور غیرعمد دچار جنایت شده! این‌ها تمام کسانی هستند که از کاروان زندانیان فرار کرده‌اند و هرکدام به خودی خود ماجرای متفاوتی دارند.

ادامه‌ای بر داستان قبلی

نویسنده در این فیلم که در پی سریال پسران بد ساخته شده، قصد تغییر دارد. او نمی‌خواهد چندان به ماجرا و حتی شخصیت‌های قبلی داستان پایبند بماند به گونه‌ای که سه شخصیت سریال را حذف می‌کند. اما از دو شخصیت آن به عنوان کلید بازگشایی این ماجرا استفاده می‌نماید.

فراز و فرود در داستان فیلم پسران بد: سلطنت هرج و مرج جذابیت این ماجرای پلیسی را دو چندان کرده و بر کشمکش فیلمنامه می‌افزاید. اما نقطه‌ی عطف و اوج هیجان فیلم جاییست که ماجرای قاچاق اعضا و تولید مواد مخدر از سوی گروه یاکوزای ژاپنی برملا می‌شود.

ورود به نقطه عطف گرچه کمی دیر اتفاق می‌افتد و این امر کمی از جذابیت فیلم می‌کاهد. در واقع اشکال در بخش ابتدایی فیلمنامه است که زیاده از حد طولانی شده و به داستان‌های حاشیه‌ای پرداخته است. شاید در صورتی که نویسنده ماجرای افراد فرارکرده از کاروان زندانیان را اینقدر مطول بیان نمی‌کرد و بیشتر به اصل داستان می‌پرداخت؛ این بی‌حوصلگی در مخاطب ایجاد نمی‌شد.

دیالوگ‌های فیلم نیز به جای خود پیش‌برنده هستند و گرچه گاهی در ذهن مخاطب پراکندگی به وجود می‌آورند اما به اطلاعات او درباره‌ی اصل داستان می‌افزایند. در برخی موارد نیز دیالوگ‌ها از ایدئولوژی نویسنده حکایت دارند و هدف فیلم را بیان می‌کنند. برخی دیالوگ‌های افراد گروه ویژه از این دسته هستند.

فیلم کره ای

شخصیت‌های بی‌خاصیت

نویسنده از سریال پسران بد، تنها دو شخصیت را با خود به فیلم جدید آورده است. اول پارک وونگ چول که یک زندانی و محکوم به تحمل بیست و هشت سال حبس است . دوم اوه گو تاک که پلیسی ناامید و منتظر مرگ است که از دنیا و اتفاقاتش کناره گرفته و کنج عزلت گزیده است.

سه شخصیت دیگر آن سریال در این فیلم کاربرد ندارند. پس نویسنده یکی را به بهانه‌ی تیرخوردن روی تخت بیمارستان رها می‌کند و دیگری را نیز توبه‌کار کرده و از ماجراهای فیلم کنار می‌گذارد. از نفر سوم نیز حرفی به میان نمی‌آورد.

تشکیل گروه جدید نیاز به افراد تازه دارد و نویسنده برای این کار یک هدف تازه را طرح‌ریزی می‌کند. میل به تخفیف در سال‌های زندان شخصیت‌های جدیدی مانند کانگ نو سون و کو یو سانگ را به این گروه اضافه می‌نماید.

طمع تخفیف در جرم شاید برای نو سون یا یو سانگ انگیزه‌ی خوبی باشد اما برای وونگ چول که قرار است بیست و هشت سال را در زندان بگذراند، چندان دندان‌گیر نیست. پس نویسنده برای او هدفی متناسب با شخصیتش طراحی می‌کند. او برای انتقام مرگ بهترین رفیقش به گروه می‌پیوندد.

پارک وونگ چول

پارک وونگ چول مهمترین شخصیت این فیلم است. ماجرا از او شروع شده و با وی به پایان می‌رسد. وونگ چول یک قهرمان تمام عیار است. او به گفته‌ی سروان اوه گو تاک که رئیس گروه ویژه است؛ با تمام وجود می‌خواهد یک انسان باشد؛ اما جامعه چنین فرصتی را به وی نداده است.

وونگ چول با ظاهر کودکانه اما درشت و قدرتمندش مخاطب را به یاد شخصیت‌های انیمیشنی مانند آقای شگفت‌انگیز می‌اندازد. او قلب یک کودک را در سینه دارد؛ اما مثل ثور چکش به دست می‌گیرد و مانند هالک کسی توان ایستادگی در برابرش را ندارد.

وونگ چول با بازی جذاب و بی‌نقص ما دونگ سوک شخصیت یک ابرقهرمان را برای مخاطب زنده می‌کند. کسی که هیچ ضربه‌ای به او کارگر نیست و تمام جنایتکاران در برابرش سر تعظیم فرود می‌آورند. انگیزه‌ی او از بازگشت به گروه ویژه به جز انتقام گیری، روبرو شدن با قاتلین است. چراکه او هیچ فرصتی را برای مقابله با جنایتکاران از دست نمی‌دهد.

نویسنده برای جذابتر کردن او در نگاه مخاطب، وی را دارای یک ویژگی ممتاز کرده است. او در زندان خیاطی آموخته که امری زنانه است. سپس او از طرف دوستش یا همان کسی که بعدها برای گرفتن انتقامش به گروه ویژه می‌پیوندد؛ یک دستکش صورتی زنانه‌ی گلدار دریافت می‌کند. دستکشی که متعلق به مادر دوستش بوده و سال‌ها با آن کار کرده است.

وونگ چول با وجود جثه‌ی درشت و صدای حجیم مردانه و بزن بهادریش، دستکش را می‌پوشد. او به طوری وسواسی مراقب است تا دستکش صورتی نه آسیب ببیند و نه کثیف شود! تمام این موارد شخصیت او را از قالب خشن اصلی بیرون کشیده و فرمی کمدی به وی می‌دهد که برای مخاطب بسیار جذاب است.

اوه گو تاک

کاراکتر دیگری که در این فیلم مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد؛ شخصیت اوه گو تاک است. او که هنوز در سوگ از دست دادن دخترش به سر می‌برد؛ متوجه شده مبتلا به سرطان ریه است و به زودی خواهد مرد. همین امر انگیزه‌ی او را از زندگی جدا کرده و باعث گوشه‌نشینی‌اش شده است.

پارک وونگ چول و حرف‌هایش دوباره او را به گردونه‌ی مقابله با جنایتکاران باز می‌گرداند. اوه گو تاک همچنان بی‌انگیزه برای زنده ماندن و تنها برای روبروشدن با قاتلین به گروه ویژه می‌پیوندد. او بهترین ویژگی این دسته‌ی کوچک ساخته شده از مجرمین را آزادی در شلیک به خلافکاران و کشتن آن‌ها می‌داند.

اوه گو تاک بارها در حین عملیات دچار حمله شده و حتی در بیمارستان نیز بستری می‌شود. اما با تمام این اوصاف ترجیح می‌دهد در جنگ با خلافکاران بمیرد تا روی تخت بیمارستان! شاید از بین افراد گروه ویژه، پارک وونگ چول او را بهتر بشناسد. برای همین نیز در آخر اوست که امید به زندگی را با تحویل دادن اسامی رشوه‌گیران در وی ایجاد می‌نماید.

دیالوگ او برای آغاز به کار گروه ویژه در برابر رئیس پلیس قابل توجه است. او به رئیس پلیس می‌گوید باید سگ‌ها را آزاد کنیم. وی از زندانیان گروه ویژه با عنوان سگ یاد می‌کند. چراکه تنها سگ‌ها هستند که می‌توانند گرگ‌ها یا همان جنایتکاران را به دام بیاندازند.

کواک نو سون

شخصیت بعدی فیلم کواک نو سون است. زنی جوان و زیبا که هر بیننده‌ای را به خود جذب می‌کند. او سابقاً رئیس یک سایت شرطبندی بوده و از این طریق پول زیادی به دست آورده است. جدا شدن از آن همه پول سخت‌ترین کاریست که وی مجبور است در پنج سال زندانش با آن دست و پنجه نرم کند.

نو سون تنها به آزادی می‌اندیشد. برای همین از فرصت بدست آمده برای فرار استفاده کرده و از چنگ پلیس می‌گریزد. اما گروه ویژه از او ماهرترند و وی را دوباره دستگیر می‌کنند. ورود به گروه ویژه با طمع تخفیف در مجازات در او انگیزه‌ی همکاری با پلیس ایجاد می‌کند.

رفته‌رفته با پیشرفت ماجرا و ارتباط بیشتر او با قربانیان وی جایگاه خود را از جنایتکار به یاری رسان و مددکار تغییر داده و به قهرمان تبدیل می‌شود. او مجبور است بین آزادی و کمک به قربانیان یکی را انتخاب کند. وی بدون لحظه‌ای تردید کمک به زنی را انتخاب می‌کند که در یک قدمی مرگ است.

نو سون گاهی دست و پا چلفتی به نظر می‌رسد. طبیعتاً در جنگ با خلافکاران او با وجود جثه‌ی ضعیفش نمی‌تواند چندان کارآمد باشد. وی این ضعف را با هوشمندی زنانه جبران کرده و خود را تا حد ممکن از خطر دور می‌سازد. حتی اگر لازم باشد جلیقه ضد گلوله بپوشد یا خود را به مردن بزند. نویسنده شرایطی ترتیب می‌دهد که او با وجود میل شدیدش به آزادی، در طی فیلم دچار دگرگونی شده و به جنگ با جنایتکاران بیاندیشد.

کو یو سونگ

آخرین شخصیتی که باید به آن بپردازیم، کو یو سونگ است. او سابقاً پلیس بوده و تنها بر اثر یک بی‌احتیاطی تبدیل به مجرمی شده که حالا باید سال‌های عمرش را در زندان بگذراند. پدر او دوست قدیمی اوه گو تاک و پلیسی صاحب‌نام و شناخته شده است.

یو سونگ به هیچ مجرمی اعتماد ندارد. او نمی‌تواند باور کند که پارک وونگ چول قصد همکاری صادقانه با پلیس را داشته باشد. از سوی دیگر اطمینان به نو سون نیز از نظر او اشتباه است. تنها انگیزه‌ی او جنگ با جنایتکاران و بازگشت به زندگی پیشین خودش در قالب یک پلیس است. پیشرفت داستان در او نیز ایجاد تغییر و دگرگونی کرده و باعث می‌شود به همکاران جدیدش اطمینان کند.

فیلم کره ای

فیلمی با سبک ژاپنی

مخاطب در همان لحظات ابتدایی فیلم به روشنی درمی‌یابد که با سبک ژاپنی در ساخت فیلم روبروست. از افکت‌های تصویری گرفته تا موسیقی و نورپردازی، همه و همه بیننده را به یاد فیلم‌های ژاپنی می‌اندازد.
جنگ جنایتکاران و کشتن رئیس باند خلافکاران در ابتدای فیلم در نور قرمز، معرفی گروه ویژه توسط افسر پلیس و بیان داستان آن‌ها در فضایی شبیه به انیمیشن، همگی با بهره‌گیری از این سبک است. روشی که پیش از این در فیلم‌های تارانتینو نیز استفاده شده و با بازخورد خوبی از سوی مخاطبین روبرو شده است.

استفاده از نورهای قرمز، بنفش و آبی در کارائوکه و در حین ارتکاب به قتل از سوی یکی از جنایتکارانی که از اتوبوس حامل زندانیان فرار کرده، شایسته است. بهره‌گیری از این افکت توانسته حس کریه این عمل را به مخاطب منتقل کند.

فیلمبرداری در بخش‌هایی از فیلم با دوربین روی دست صورت گرفته است. این ترفند به خصوص در صحنه‌های رزمی و نیز در سکانس‌هایی که نشان از آشفتگی قهرمان فیلم دارد؛ به درستی بازتاب دهنده‌ی شرایط حاکم بر فضای داستان است.

موسیقی پر هیجان و تنش‌زای این فیلم نیز مناسب با شرایط آشفته‌ی داستان انتخاب و مورد استفاده قرار گرفته است. همین امر نیز موجب شده مخاطب بیشتر خود را درگیر با ماجرایی ببیند که قهرمانان با آن دست و پنجه نرم می‌کند.

نهایتاً باید به نقش‌آفرینی جذاب و دیدنی بازیگران فیلم پرداخت. با توجه به تضادهای در نظر گرفته شده برای چینش شخصیت‌ها بازیگران فیلم توانسته‌اند فضایی مهیج و طنز را ایجاد نمایند.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم The Battle: Roar to Victory

شاید تمام محتوای فیلم را بتوان در یک جمله هوانگ هه چول به افسر ژاپنی خلاصه کرد. او به افسر می‌گوید: “تصور کن من به خانه تو آمده‌ام. با فرزندانت بازی می‌کنم و با همسرت مانند یک شوهر رفتار می‌کنم. بعد از تو می‌خواهم با هم دوست باشیم و دوستانه رفتار کنیم. آیا در آن […]

فیلم The Call

اگر می‌توانستید با گذشته تماس بگیرید چه چیزی را تغییر می‌دادید؟ سوالی که فیلم The call قصد دارد به آن جواب بدهد و عواقب گسترده تغییر در گذشته را نشانمان بدهد. در میان سریال‌های کره‌ای هم نمونه دیگری مشابه آن وجود دارد. سریال سیگنال محصول سال 2015 هم درباره دو کاراگاه یکی از گذشته و […]

فیلم World War Z

زامبی‌هایی در نقش معترضان اجتماعی زامبی‌ها در اواخر دهه‌ی شصت از آثار رومرو سر برآوردند آنان از پس بحران‌های آمریکا پرورش یافتند از دل تَبعات اجتماعی که این بحران بر مردم داشت (زامبی‌ها نماینده‌ی مردم معترض بودند و پیشبینی رخدادهای دهه‌ی شصت از منظر تئوریسین‌ها). زامبی از لحاظ سمبلیک به عنوان توده‌ای مارکسیستی و کمونیستی […]

فیلم The Great Gatsby

فیلم بر پایه رمانی با همین نام به قلم اف. اسکات فیتزجرالد ساخته شده است. شروع ساخت این فیلم در ۵ سپتامبر ۲۰۱۱ در سیدنی آغاز شد. سپتامبر ۲۰۱۲ اعلام شد که این فیلم در تاریخ ۱۰ می ۲۰۱۳ در جریان ۶۶امین دوره فستیوال فیلم کن اکران خواهد شد. اکران این فیلم در سینماهای سه‌بعدی […]