مشخصات اثر

  • نام اثر
    New World دنیای جدید
  • ژانر
    درام اکشن جنایی
  • سال ساخت
    2013
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    134 دقیقه
  • کشور سازنده
    کره جنوبی
  • نام کارگردان
    پارک هون جونگ
  • نام نویسنده
    پارک هون جونگ
  • بازیگران
    لی جونگ جه چوی مین سیک هوانگ جونگ مین
  • استودیو سازنده
    Next Entertainment World
  • جوایز
    جایزه داوران (مقام دوم) از جشنواره بین المللی فیلم هیجان Beaune بهترین بازیگر مرد برای هوانگ جونگ مین از بیست و دومین جوایز فیلم Buil بهترین موسیقی برای جو یونگ ووک از پنجاهمین دوره جوایز گراند بل بهترین فیلم بلند (جایزه تمرکز آسیا) از چهل و ششمین جشنواره فیلم Sitges
  • بازخورد و میزان استقبال
    7.6 از 10 IMDb
نوشته شده در: توسط: ماه منیر داستان‌پور در: فیلم و سریال

دنیای جدید اثر سینمایی دیگری از کارگردان و فیلمنامه نویس مشهور کره‌ای پارک هون جونگ در ژانر جناییست که فیلم “من شیطان را دیدم” و “جادوگر” را در کارنامه‌ی خود دارد. به نظر می‌رسد این کارگردان به اکشن جنایی از نوع خاصی علاقمند است. در فیلم‌های او صحنه‌های هولناک و کشتار وحشیانه بسیار دیده می‌شود که گاهی از تحمل مخاطب خارج می‌شود.

فیلم‌هایی مانند دنیای جدید را شاید تنها در سینمای آسیایی شرقی می‌توان دید! چراکه به نظر می‌رسد جنایت از دید آن‌ها خشن‌تر از سایر کشورها مورد پرداخت و نمایش قرار می‌گیرد.

سینمای کره جنوبی

جنگ درون سازمانی گروه‌های مافیایی

فیلم دنیای جدید یک اثر بلند سینماییست که از یک سو به درگیری درون سازمانی میان قدرت‌های اول یک سندیکای جنایتکار پرداخته و با اکشنی مهیج بیننده را سرگرم می‌کند. از سوی دیگر با ورود به دنیای درام، یک داستان شخصیت محور را مورد بررسی قرار داده و احساسات شخصی بیننده را به چالش می‌کشد. بیننده باید در جایگاه شخصیت اول فیلم قرار گرفته و بین بد و بدتر یا به عبارت دیگر بین بودن یا نبودن یکی را انتخاب کند.

دنیای جدید، ماجرای تکراری یک پلیس مخفی را روایت می‌کند که معدود افرادی از هویت واقعی او مطلع هستند. او از یک سو خود را پلیسی می‌بیند که تمایل دارد به لباس افسری برگردد و فساد دنیای گانگسترها را رها کند. از سوی دیگر نیز هشت سال زندگی میان خلافکاران او را از دنیا خود جدا کرده و هر لحظه ممکن است وی را به قعر چاه فساد بکشاند.

پلیس مخفی داستان، همان کسیست که باید برای خود دنیایی جدید را بنا کند. دنیایی که در آن بتواند زنده بماند و قدرتمند باشد.

فیلمی همچون ترازو

فیلمنامه نویس، دنیای جدید را چون ترازوی بزرگی در برابر مخاطب قرار داده است. او در یک کفه‌ی ترازو رئیس بخش کانگ هیونگ چول که افسر پلیس مافوق جا سونگ است را قرار می‌دهد. در کفه‌ی دیگر نیز یونگ چونگ یکی از مدیران چینی تبار گلدمون را می‌گذارد که از قضا مانند برادر به جا سونگ نزدیک است.

افسر مافوق جا سونگ هشت سال است او را به بازی گرفته و همچنان برای رسیدن به مقاصدش از او استفاده می‌کند. وی دست و پا زدن جا سونگ برای نجات از فسادی که هر لحظه بیش از پیش بدان آلوده می‌شود را می‌بیند اما باز به او برای بیشتر فرو رفتن در این چاه فشار می‌آورد.

یونگ چونگ اما با وجود اینکه راز جا سونگ در نظرش عیان شده و از پلیس بودن او مطلع می‌شود؛ خشم خود را فرو خورده و به او فرصتی برای انتخاب می‌دهد. فرصتی که یا می‌تواند از آن استفاده کرده و برای همیشه قدرتمند شده و زنده بماند یا آن را از دست داده و ذلیلانه بمیرد.

درگیر کردن مخاطب

مخاطب کسیست که باید در پایان فیلم به انتخاب جا سونگ رأی بدهد. پذیرش یا رد تصمیم او، بیننده‌ی فیلم را به آزمایش اصلی وارد کرده و او را در برابر زندگی خود قرار می‌دهد. چراکه تماشاگران این فیلم نیز شرایطی مشابه جا سونگ را به گونه‌ای متفاوت در زندگی تجربه می‌کنند. شرایطی که ممکن است آن‌ها را به تسلیم وادار کند یا قدرتمند سازد.

وفاداری، پایبندی به اخلاقیات و برادری یکی از مفاهیم اصلی این فیلم است که بیننده را به بخش درام فیلمنامه هدایت می‌نماید. در یک طرف داستان این وفاداری از سوی ما فوق جا سونگ که یک پلیس است و مخاطب بیشتر از او توقع پایبندی به اخلاقیات دارد؛ خدشه‌دار می‌شود. در سوی دیگر اما برادری خصلت بارز یک گانگستر نشان داده می‌شود.

پارادوکس مطرح شده، همان چیزیست که جذابیت این فیلم و مفهومی را که بیان می‌کند در نظر مخاطب بیشتر کرده و آن را با سایر فیلم‌هایی از این دست متمایز می‌نماید.

سینمای کره جنوبی

زندگی خطرناک پلیس‌ مخفی

داستان مهیج و ضربان‌دار فیلم دنیای جدید که به قلم پارک هون جونگ نگاشته شده؛ یک پیرنگ اصلی و چند خرده پیرنگ را بوجود آورده است. پیرنگ اصلی داستان ماجرای یک پلیس مخفیست که روز به روز بیشتر به خطر مرگ نزدیک شده و می‌خواهد هر طور شده زنده بماند.

داستان پیرنگ‌های دیگری نیز دارد که گرچه به صورت فرعی دنبال می‌شوند اما روی پیرنگ اصلی داستان تأثیر مستقیم دارند. از یک سو پیروزی در عملیات دنیای جدید از طرف پلیس مطرح می‌شود که قطعاً هر لحظه کار را برای شخصیت اصلی داستان دشوارتر می‌کند. از سوی دیگر نزاع بر سر جانشینی در سندیکای جنایتکاری عنوان شده و فشار مضاعفی ایجاد می‌نماید.

پیرنگ آخر نیز که بیشتر تأثیر را بر نتیجه‌ی داستان دارد، رابطه‌ی بین جا سونگ و یونگ چونگ است که ماجرای جداگانه‌ای را روایت می‌نماید. پس در نهایت دنیای جدید سه خرده پیرنگ و یک پیرنگ اصلی را دنبال می‌کند که همگی در هم تنیده شده‌اند.

داستان با صحنه‌ی شکنجه توسط پلیس مخفی شروع شده و این تصور را به وجود می‌آورد که او یک هیولای بی‌رحم است. کمی بعد بیننده با ترس‌های مختلف او مواجه شده و با تماشای فراز و فرودهای مختلف داستانی و کشمکش شخصیت اصلی با ماجراهای متفاوت درگیر فیلم می‌شود.

به دام انداختن مخاطب

فیلمنامه نویس در همان دقایق اول با دقت و زیرکی تله‌اش را کار گذاشته و مخاطب را به دام می‌اندازد. حالا این بیننده است که به دنبال جواب‌هایش در داستان می‌گردد و منتظر نقطه‌ی عطفیست که ورق را به نفع شخصیت اصلی برگرداند. برملا شدن هویت افسر زن پلیس و احتمال لو رفتن ماجرای جا سونگ دقیقاً همین نقطه‌ی عطف است.
جا سونگ در این زمان بیش از هر لحظه‌ی دیگری در داستان مرگ را به چشم خود می‌بیند. او با ریختن تکه‌های پاره شده‌ی عکس زن و مرد پلیس گویی جسد خود را به عنوان یک افسر دفن می‌کند.

برخی از دیالوگ‌های فیلم مانند کلید عمل کرده و به داستان جهت می‌دهند. مانند دیالوگ تکراری افسر کانگ به جا سونگ که بارها به او می‌گوید: “تو گانگستر خوبی هستی!”، یا اینکه “هشت سال مثل گانگسترها زندگی کردی باز هم ادامه بده!” یا دیالوگ پایانی یونگ چونگ به جا سونگ که می‌گوید: “برادر حالا زمان آن است که طرف خودت را انتخاب کنی”. یا اینکه “قوی باش! این تنها راه نجات توست.”

نویسنده با این دیالوگ‌ها می‌خواهد به جا سونگ انتخاب درست را نشان دهد و بیننده را توجیه کند که چرا در نهایت شخصیت اصلی داستان چنین راهی را بر می‌گزیند.
عدم پراکندگی داستانی و یکپارچگی و انسجام بین پیرنگ اصلی و نیز خرده پیرنگ‌ها یکی دیگر از نکاتیست که موجب جذابیت و گیرایی این فیلم مهیج می‌شود.

سینمای کره جنوبی

فیلمی از نویسنده من شیطان را دیدم

فیلم دنیای جدید اثر دیگری از فیلمنامه نویس من شیطان را دیدم، یک درام شخصیت محور را در قلب صحنه‌های اکشن و جنایت‌بار خود پنهان کرده است. تمام کاراکترها ویژگی‌های کامل و تعریف شده‌ی مشخصی دارند که نشان می‌دهد فیلمنامه نویس روی پرداخت شخصیت آن‌ها وسواس به خرج داده است.

کاراکتر جا سونگ پلیس چینی تباری را به تصویر می‌کشد که سال‌ها قبل از سوی افسر کانگ برای ورود و نفوذ به سندیکای جنایتکاران انتخاب شده است. دلیل انتخاب او در وحله‌ی اول همین تبار چینی اوست که با یونگ چونگ شبیهش می‌کند.

جا سونگ ارتباطی نزدیک و صمیمی با یونگ چونگ دارد. رابطه‌ای که دروغ نیست و هیچکدام از آن دو برای یکدیگر نقش بازی نمی‌کنند. دلیل واضح بر این ادعا صحنه‌ی حفاظت او از یونگ چونگ در برابر ماشینیست که با سرعت به سمت یونگ چونگ می‌آید. در آن لحظه خودِ جا سونگ است که سپر بلای او می‌شود نه یک پلیس مخفی!

جا سونگ

جا سونگ مرد عاقل و آرامیست. اما وقتی می‌بیند از سوی افسر مافوقش به بازی گرفته می‌شود؛ عصبانی شده و از کوره در می‌رود. او بیش از هر کس نگران همسر باردارش و فرزندیس که مدتی بعد قرار است به دنیا بیاید. او عادت کرده به کسانی که دوستشان دارد اطمینان کند. لذا هیچوقت به همسرش شک نمی‌کند.

جا سونگ خسته، افسرده و به شدت دچار استرس است. او دائم خود را با مرگ دست به گریبان می‌بیند. آنقدر که وقتی قرار می‌شود به انبار اینچئون، همانجا که خود در ابتدای فیلم مشغول شکنجه دادن یک پیرمرد است برود؛ کم مانده سکته کند. حتی کشتن افسر زن توسط او نیز به جز محبت در حق او و نجاتش از شر مردان شرور یانیبان، می‌تواند دلیل بر ترس او باشد.

جا سونگ در بخش پایانی فیلم به تکامل رسیده و تصمیم می‌گیرد قدرتمند باشد و دیگر از کسی نترسد. به همین خاطر است که دست به کشتار زده و کاندیداهای ریاست سندیکای جنایتکاران و نیز دو پلیسی که از هویت او باخبرند را به قتل می‌رساند.

کاراکتر دیگر که او بازیگر او را در فیلم قبلی کارگردان دنیای جدید نیز دیده‌ایم؛ شخصیت افسر کانگ هیونگ چول است. او را به نوعی می‌توان یک کفتار بی‌رحم دانست. چرا که بدون ترحم در حق مردی که هشت سال از عمرش را به وحشت گذرانده باز او را برای بیشتر فرو رفتن در چاه خون ترغیب می‌کند.

افسر کانگ

افسر کانگ نیروهای زیردستش را مهره‌های یک صفحه‌ی شطرنج می‌بیند. آن‌ها یا باید از او اطاعت کنند یا …! در واقع آن‌ها هیچ راه دیگری جز اطاعت از او ندارند. او تنها به رسیدن به هدفش فکر می‌کند و برای این راه حتی حاضر است بین سران سندیکای جنایتکاران نفاق به پا کرده و حمام خونین بوجود آورد.

افسر کانگ، جا سونگ را بزرگترین سرمایه‌ی پلیس می‌داند اما بیشترین آزار را به او می‌رساند. حتی حاضر است با یکی از مدیران سابق سندیکا برای تثبیت جایگاه جا سونگ همکاری کند. او رشوه خوار نیست اما اگر منافع پلیس در میان باشد حاضر است با مدیران سندیکا همکاری کند.

افسر کانگ از آن دست آدم‌هاییست که دور آتش می‌نشینند؛ از گرمای آن لذت می‌برند اما حاضر نیستند برای مهیا کردنش قدمی بردارند. به همین خاطر است که هیچوقت خودش به خطر نزدیکش نمی‌شود و از نیروهایش استفاده می‌کند.

داستان عدم اعتماد

عدم اعتماد به اطرافیان یکی از ویژگی‌های بارز اوست. چراکه حتی پس از هشت سال نتوانسته به جا سونگ اطمینان کند و برای او نیز جاسوس گذاشته! کاراکتر جذاب و مهم بعدی، شخصیت یونگ چونگ است. او در ظاهر یک ابله تمام عیار است. در آغاز فیلم او را در فرودگاه با کت و شلوار، عینک آفتابی و دمپایی پارچه‌ای می‌بینیم که به قدر کفایت این تصور را در بیننده به وجود می‌آورد که او زیادی نادان است.

تصویر ایجاد شده از او در نظر مخاطب با پیشرفت داستان تغییر می‌کند. در اولین برخوردش با افسر کانگ او را فردی زیرک و به قولی آب زیر کاه می‌بینیم که به نظر می‌رسد خودِ اصلیش را زیر نقاب بلاهت پنهان کرده است.

وجه دیگر شخصیت او درنده خویی و وحشی‌گری وصف ناپذیرش در برخورد با دشمن است. او به راحتی سر می‌برد، با چاقوی ساشیمی به مهاجمینی که احاطه‌اش کردند؛ حمله می‌کند. نمی‌تواند خیانت را تحمل کند و به طرز فجیعی از خائن انتقام می‌گیرد. اما با تمام این احوال در برخورد با دوست و برادرش جا سونگ که او نیز جاسوس پلیس است؛ دست نگه می‌دارد.

یونگ چونگ

یونگ چونگ نیز مانند افسر پارک عقیده دارد جا سونگ گنگستر خوبیست. اما مهمتر از آن می‌داند وی تنها با قدرتمند شدن می‌تواند باقی بماند. پس به او که مثل برادر دوستش دارد؛ یک حق انتخاب و فرصت زندگی می‌دهد. این مهمترین ویژگی اوست که با وجود تمام بدی‌هایش به دوستی و برادری اهمیت می‌دهد.

لی جونگ گو نیز شخصیت دیگر این داستان است. او نقطه‌ی مقابل یونگ چونگ است. در ظاهر شیک، خوش لباس، با درایت و عاقل به نظر می‌رسد اما در واقع آدم کوچکیست که میل دارد دیگران از او تعریف و تمجید کنند. برخلاف یونگ چونگ که در بدترین شرایط هم دست از معامله و کار بر نمی‌دارد؛ او تنها ریاست را برای بزرگ بودن می‌خواهد.

شین وو نیز یکی دیگر از کاراکترهای قابل توجه این فیلم است. او نیز سال‌هاست در نقش یک مربی شطرنج مراقب جا سونگ و رابط بین او و افسر کانگ است. او سرد و بی‌احساس جلوه می‌کند اما در پایان عمر به فکر ترک سیگار افسر کانگ است. او از ابتدا تا پایان حضورش در فیلم بدون هیچ تغییر رفتاری باقی می‌ماند.

سینمای کره جنوبی

صحنه‌هایی پر از خشونت

صحنه‌های رزمی فیلم که با حجم زیادی از خون، چاقوهای ترسناک ساشیمی و کشته‌های انباشته شده روی یکدیگر پر شده؛ یکی از جذابیت‌های دنیای جدید را تشکیل می‌دهد.

فیلمبردار و نیز کارگردان این فیلم به خوبی توانسته‌اند این کشتار را کنترل کرده و از آن یک تابلوی به یاد ماندنی بسازند. مانند صحنه‌ی کشتار در آسانسور که با نمای هوایی و از بالا به مخاطب نشان داده می‌شود. آدم‌هایی زخمی و خون‌آلود که در اتاقک آسانسور جان داده و در خون خود می‌غلطند.

فیلمبرداری از سکانس‌های دیگر کشتار نیز به خوبی توانسته حس وحشت و هیجان را به مخاطب منتقل کند. هیچ حرکتی از نگاه دوربین دور نمانده اما زیاده از حد نیز چیزی نشان داده نمی‌شود که بیننده را مشمئز کرده و از پرده‌ی سینما روی برگرداند.

موسیقی همراه با هراس

موسیقی جذاب و هیجان انگیز فیلم نیز به طور کامل هول و هراس صحنه را به مخاطب منتقل می‌کند. گاهی باعث می‌شود مانند جا سونگ عرق سرد بر چهره‌ی مخاطب می‌نشاند و گاهی حس تحسین او را در آخرین وداع دو دوست برمی‌انگیزد.

نقش آفرینی بازیگران را در این فیلم نباید از یاد برد. شاید بازیگران ستارگان اصلی این فیلم جنایی باشند؛ چرا که همگی به خوبی از عهده‌ی وظیفه‌ی خود برآمده و نمایش جالبی به وجود آورده‌اند. چوی مین سیک همانقدر سرد و بی‌احساس است که در فیلم من شیطان را دیدم با خونسردی مشغول تکه‌تکه کردن جسد زن بود.

هوانگ جونگ مین با ارائه‌ی بازی درونی خود، شکل دیگری از بازی خود و تا حدی متفاوت با جزیره‌ی نبرد و جاسوسی که به شمال رفت را نمایش می‌دهد. شخصیت او در این فیلم همچنان مثل دو فیلم یاد شده خود را به بلاهت می‌زند و آن دو کاراکتر را به یاد مخاطب می‌اندازد. اما تفاوت‌های بزرگی مثل بی‌رحمی و خونخواری در او دیده می‌شود که هوانگ جونگ مین همه را کامل نشان داده و حق مطلب را در مورد این نقش ادا کرده است.

بازیگری بدون جایزه

لی جونگ جه نیز گرچه از نگاه داوران جشنواره به دور مانده و جایزه‌ای برای این فیلم دریافت نکرده اما به خوبی توانسته هراس یک مأمور مخفی را به نمایش بگذارد. گاهی او انقدر وحشت کرده که مخاطب او را کاملاً اسیر و دربند می‌بیند و برخی اوقات تا حدی کلافه و آشفته است که کاملاً می‌توان حس او را درک کرد.

فضاسازی و طراحی صحنه به خصوص در بخش‌های جنایت‌آلود فیلم نیز در کنار گریم خوب بازیگران از اهمیت خاصی برخوردار است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم A Resistance

فیلم یک مقاومت، مبلغ شعاری برای تمام آزادی‌خواهان جهان است. اینکه “اگر فریاد بزنیم، فراموش نمی‌شویم”. جمله‌ای که اگرچه از زبان دختر مسیحی این فیلم شنیده می‌شود؛ اما به نوعی برگردان شعار “هیهات منه الذله” در اسلام است. اگر فریاد بزنیم، فراموش نمی‌شویم یو گوا‌ن‌سون فریاد ضد استکبار برمی‌آورد تا زیر بار ذلت و ننگ […]

فیلم Ant-Man and the Wasp: Quantumania

داستانی سرگرم کننده و دلنشین مرد مورچه‌ای و زنبورک اثری دیگر از کمپانی مارول است البته ساخته و پرداخته‌ دیزنی، به همین دلیل سطح آن با باقی آثار مارول متفاوت و بیشتر مورد توجه مخاطب نوجوان است. فضای کمدی و داستانی کودکانه‌تر (با توجه به اجرا) پیش روی مخاطب قرار داده است. در این قسمت […]

فیلم My First Client

“اولین موکل من” فیلمیست بر اساس یک داستان واقعی! فیلمی که مشابه آن را در سینمای کره با عنوان “خانم باک” پیش از این دیده‌ایم. اما تفاوت‌های ساختاری زیادی در این فیلم وجود دارد که “اولین موکل من” را جذاب و اثرگذار می‌نماید؛ که به جای خود به آن خواهیم پرداخت. دنیای کودک آزاری مسئله‌ی […]

فیلم Illang: The Wolf Brigade

فیلم ایلانگ: تیپ گرگ‌ها پیوند یک انیمیشن ژاپنی به سینمای کره است که احتمالا با تصوری که از این دو دارید توقع اثری خارق‌العاده را را داشته باشید. یک اکشن علمی تخیلی که اتمسفر تاریکی دارد ولی این اصلا باعث نمی‌شود حتی در نیمه اول هم خیلی جذاب باشد. نمی‌شود منکر بعضی از صحنه‌های دیدنی […]