مشخصات اثر

  • نام اثر
    My First Client اولین موکل من
  • ژانر
    درام جنایی
  • سال ساخت
    2019
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    114 دقیقه
  • کشور سازنده
    کره جنوبی
  • نام کارگردان
    جانگ گیو سونگ
  • نام نویسنده
    مین کیونگ یون جانگ گیو سونگ
  • بازیگران
    لی دونگ هووی یو سان چوی میونگ بین
  • استودیو سازنده
    Lotte Entertainment
  • بازخورد و میزان استقبال
    7.2 از 10 IMDb
نوشته شده در: توسط: ماه منیر داستان‌پور در: فیلم و سریال

“اولین موکل من” فیلمیست بر اساس یک داستان واقعی! فیلمی که مشابه آن را در سینمای کره با عنوان “خانم باک” پیش از این دیده‌ایم. اما تفاوت‌های ساختاری زیادی در این فیلم وجود دارد که “اولین موکل من” را جذاب و اثرگذار می‌نماید؛ که به جای خود به آن خواهیم پرداخت.

کودک آزاری

دنیای کودک آزاری

مسئله‌ی کودک آزاری و ضرب و خشونت علیه آن‌ها مسئله‌ای کاملاً جدیست که نباید از دید سینماگران دور بماند. این فیلم نیز یکی از تلاش‌های موفق برای نشان دادن این شرایط است؛ شاید تلنگری برای تغییر و اصلاح قانون در این زمینه باشد. چنانکه در این فیلم می‌بینیم نامادری با وجود گناه قتل و شکنجه‌ی کودکان تنها به شانزده سال و پدر به جهت سکوتش به پنج سال حبس محکوم می‌شود.

داستان واقعی این فیلم و آمار هولناکی که در پایان آن مطرح می‌شود؛ خبر از یک تراژدی بزرگ در کره‌ی جنوبی می‌دهد. بالارفتن آمار حرامزادگی و به دنیا آمدن کودکانی ناخواسته که حاصل یک هیجان آنی هستند؛ جامعه را با یک بحران روبرو کرده است. گروهی از فرزندانی که پدر و مادر از آن‌ها متنفرند و تنها به جهت بهره‌مندی از کمک هزینه‌ی دولت از آن‌ها نگه‌داری می‌کنند.

“اولین موکل من” ما را با چند کلیدواژه مواجه می‌کند. مادر، فرزند ناخواسته، بزرگترها و قانون! بچه‌ها حتی در بدترین شرایط از جی سوک با عنوان مادر یاد می‌کنند؛ چراکه آرزو دارند حس مادرانه‌ی او را بیدار کرده و از این طریق بر زخم‌های خود مرهم بگذارند. زیرا هر زنی چه مادر باشد چه نه، حس مادرانگی را بالقوه در خود دارد.

دا بین و مین جون از نظر پدرشان دو فرزند ناخواسته و زیادی‌اند! موجوداتی که ارزششان حتی از یک حیوان خانگی نیز کمتر است! پدر نیز به جای پذیرش مسئولیت، آن‌ها را تنها برای دریافت کمک هزینه نگه می‌دارد.

شکاف میان کودکان و والدین

واژه‌ی بعدی که دائم از سوی بچه‌ها تکرار می‌شود؛ واژه‌ی بزرگترهاست. این نشانه‌ی دوری بچه‌ها از والدین و تنهایی آن‌هاست. گویی هیچ راه نفوذی برای کودکان به این دنیا که اتفاقاً در این داستان مخوف و عذاب‌دهنده نمایش داده می‌شود؛ نیست. موضوعی که سبب بی‌اعتمادی دخترک شده و جرأت او را برای اعتراض از بین برده است.

دنیای بزرگترهای “اولین موکل من” در ذهن کودک داستان گرچه باید مکانی برای حمایت از وجود ضعیف او باشد؛ اما یک برهوت ترسناک است. جهانی پر از موجودات بی‌رحم که هیچ اهمیتی برای او قائل نمی‌شوند.

قانون آخرین کلیدواژه‌ی فیلم است. احکامی ناقص که گویی آن‌ها نیز برای کودکان ارزش قائل نیستند و در قبال کشته‌شدن یک کودک تنها قاتل را به گذران شانزده سال زندان محکوم می‌کنند. حال آنکه جزای قتل نفس قصاص است.

اینجاست که به درستی حکم خداوند در قرآن کریم درباره‌ی قصاص پی می‌بریم که: «و لکم فی القصاص حیات یاولی الالباب لعلکم تتقون».

مورد دیگری که در این داستان حقیقی اما آزاردهنده است؛ بی‌تفاوتی دیگران نسبت به این ماجراست. همسایه‌ها صدای ضرب و شتم بچه‌ها را هر روز و شب می‌شنوند اما کسی حرفی نمی‌زند. در صورتی که اگر یکی از همسایه‌ها زودتر به پلیس اطلاع می‌داد شاید مین جون زنده می‌ماند و بچه‌ها از دست این پدر و مادر خلاص می‌شدند.

کودک آزاری

نامادری بدجنس

نامادری بدجنس و دیو سیرت موضوع اصلی و ایده‌ی اولیه‌ی فیلم “اولین موکل من” را تشکیل می‌دهد . نویسنده‌ی این فیلم قصد ندارد چهره‌ی نامادری را تطهیر کرده و از او یک فرشته‌‌ی مهربان بسازد. برعکس او می‌خواهد با استفاده از واقعیاتی که در کشورش وجود دارد و با استناد به پرونده‌های قضایی داستانی واقعی را روایت کند.

داستان از سکون و آرامش آغاز شده اما پس از اولین برخورد از سوی نامادری دچار دگرگونی می‌شود. انسجام وقایع و ماجراهای اولین موکل من، موجب جذابیت داستانی شده و در مخاطب برای پیگیری فیلم کشش ایجاد می‌نماید.

مرگ مین جون نقطه‌ی عطف داستان پرماجرای اولین موکل من را بوجود می‌آورد. درست در این نقطه از فیلم است که ورق به نفع دا بین برگشته و آقای وکیل روندی متفاوت با گذشته در پیش می‌گیرد. از این پس رفته‌رفته تمام گره‌هایی که در نیمه‌ی اول فیلمنامه بوجود آمده باز شده و داستان به انتها می‌رسد.

پیرنگ اصلی اولین موکل من اگرچه شرح ماجرای غمبار عذاب کشیدن بچه‌ها از دست نامادری ظالم آن‌هاست. اما خرده پیرنگ اثبات قاتل بودن نامادری و برنده شدن وکیل در جلسه‌ی دادرسی جذابیت داستان را دو چندان می‌نماید.

اعتماد کلید واژه اصلی فیلم

کلیدواژه‌ی اصلی فیلم مادر، محبت و اعتماد است. بچه‌ها از نامادری خود تنها محبت می‌خواهند و او چون خود از این موهبت در زمانی کودکیش بی‌بهره بوده، نمی‌تواند آن را به کسی عرضه دارد. وکیل نیز با اینکه بچه‌ها را دوست دارد، ولی نمی‌تواند به حرف‌های آن‌ها اعتماد کرده و خود را به دردسر رفع مشکل آن‌ها بیاندازد.

مادر که بارها در دیالوگ‌های مهم فیلم نیز مورد پرسش واقع می‌شود؛ یکی دیگر از کلیدواژه‌های داستان است. زنی که در اصل می‌بایست تمام اعمالش را با مهربانی و دلسوزی نسبت به فرزندانش در آمیزد؛ اما در اولین موکل من تنها از او درنده‌خویی و آشفتگی می‌بینیم.

تکراری‌ترین دیالوگ فیلم جمله‌ایست که بارها از دهان دا بین، در تنهایی یا در گفتگو با برادرش بیان می‌شود. به بزرگترها اعتماد نکن! چون او پس از تمام کشمکش‌هایی که با زندگی داشته، فهمیده نباید به آ‌نها اطمینان کند. چراکه نه دنیای او را می‌فهمند و نه می‌توانند خود را به جای وی قرار دهند.

کودک آزاری

چهره‌ی دردمند کودکان

یونگ یوب با بازی لی دونگ هووی مهمترین کاراکتر فیلم و به نوعی خودِ مخاطب است. نویسنده به وسیله‌ای نشان دادن خطاها و اشتباهات او به بیننده هشدار می‌دهد که به راحتی از کنار چهره‌ی دردمند یک کودک نگذرد. مثل یونگ یوب که می‌داند بچه‌ها از طرف نامادریشان در آسایش نیستند اما پی کار خود می‌رود.

موقعیت کاری و شغل بهتر یونگ یوب را اغوا کرده و او چشم بر حقیقت بسته و انکارش می‌کند. گویی در ذهنش این جمله تکرار می‌شود که : “خودم از آن‌ها مهمترم و باید به فکر آینده‌ی خودم باشم”. یونگ یوب خود نیز مادرش را از دست داده و هنوز غم یتیمی و شیرینی خاطرات مادر را با خود دارد. در دادگاه نیز با استناد به همین حس، نامادری را مورد سوال قرار داده و توبیخ می‌کند.

یونگ یوب در پایان داستان موفق شده از جوانی بی‌مسئولیت که از طرف خواهرش مورد اعتراض واقع می‌شد؛ تبدیل به یک مرد مسئولیت پذیر شود که پدرانه از دا بین دفاع می‌کند. دا بین شخصیت دختر داستان است. او در ابتدا شاد و سرزنده است و آرزو دارد در بزرگسالی خواننده شود. دا بین به برادر کوچکش علاقه¬ی زیادی دارد و تا قبل از آمدن جی سوک، برای او مادری می‌کند. پس از مرگ مین جون، روح دا بین نیز می‌میرد. وحشت وجود او را در برگرفته و از همه‌چیز ناامید می‌شود.

امیدی به کمک نیست

دا بین امیدی به کمک بزرگترها ندارد. باور نمی‌کند کسی برای او دلسوزی کند یا حتی حرف‌هایش را باور کند. به همین جهت سکوت اختیار کرده و سرنوشت تلخ خود را می‌پذیرد. او پس از باورکردن حرف‌های یونگ یوب قوس شخصیتی خود را کامل کرده و تغییر می‌کند.

جی سوک یکی از شخصیت‌های منفی این فیلم است. او یک تبهکار است که پیش از ازدواج با پدر دا بین به زندان افتاده است. جی سوک خود طعم مادر داشتن را نچشیده و خیال می‌کند تربیت فرزند با کتک زدن او حاصل می‌شود. او اختلال روانی دارد و این مشکل به خاطر برخورد جامعه با او در زمان کودکیست.

جی سوک در ابتدای ورود به خانه‌ی پدر دا بین مهربان است. اما نمی‌تواند کوچکترین اشکال رفتاری بچه‌ها را تحمل کند و در نهایت دست به قتل می‌زند. او حرف مین جون را باور نمی‌کند چون هیچکس در کودکی او را باور نداشته است.

کودک آزاری

کودکان و قاب دوربین

تصویربرداری و نورپردازی این فیلم را می‌توان یکی از نکات قابل توجه و جذاب آن دانست. فیلمبردار با استفاده از نماهای لانگ شات تنهایی بچه‌ها را در کنار شلوغی شهر به نمایش گذاشته و نیز از مناظر سئول برای زیباتر کردن قاب تصویر بهره برده است.

نورپردازی مطابق با شرایط تلخ داستان و همگام با فضای روحی شخصیت‌ها تغییر می‌کند. تمام خانه‌ها روشن و شاد به نظر می‌رسد جز خانه‌ای که بچه¬ها در آن حضور دارند که پس از ورود نامادری رفته‌رفته تاریک‌تر و دلگیرتر می‌شود.

“اولین موکل من” نتوانسته چندان بهره‌ای از موسیقی ببرد. اما این ویژگی نه تنها به آن ضربه نزده؛ بله باعث فهم بیشتر داستان نیز شده است. چراکه موسیقی داستان را تحت‌الشعاع قرار نداده است.

نقش‌آفرینی بازیگران نیز یکی از جذابیت‌های این فیلم محسوب می‌شود. بازیگران نقش دا بین و نیز مین جون هر دو با سن کمی که دارند؛ توانسته‌اند از عهده‌ی شرایط سخت داستان برآمده و کاراکتر خود را با تمام ابعادش به تصویر بکشند.

بازیگر نقش جی سوک نیز یک نامادری جنایتکار را به شکلی باورپذیر ارائه کرده است. در آخر باید به نقش‌آفرینی لی دونگ هووی اشاره کرد که با وجود شخصیت طنازش به خوبی توانسته در سکانس‌های غمناک فیلم ظاهر شود.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم I Can Speak

می‌توانم حرف بزنم، ماجرای سر به مهر زنانیست که به یغما رفته‌اند. زنانی که مورد آزار و اذیت واقع شده و برای اینکه به چشم دیگران منفور جلوه نکنند؛ سکوت کرده اند. اسم فیلم “می‌توانم حرف بزنم” شاید بیننده‌ی ایرانی را به یاد فیلم “هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند” بیاندازد. هیس، زنان کره‌ای فریاد نمی‌زنند سکوت […]

فیلم space sweepers

زمین در حال نابودی است و تمام ساکنین زمین به فکر ترک کردن آن هستند. جیمزسالیوان مردی که با ساخت تکنولوژی‌های جدید برای ایجاد حیات در فضا و تلاش برای تبدیل کردن مریخ به محلی برای زندگی انسان‌ها لقب منجی بشریت را به دست آورده است. او سعی دارد جامعه جدیدش را عاری از هرگونه […]

فیلم Snowpiercer

جامعه‌ انسانی که از دیرباز همیشه با مشکل اختلاف طبقاتی و پیامدهای آن دست به گریبان بوده است، حالا در مدلی بسیار کوچک و مینیاتوری سوار بر یک قطار سریع‌السیر توقف ناپذیر، برای بقای خود تلاش می‌کند. آن هم در شرایطی که بیشتر افراد بشریت در اثر سرما از بین رفته‌اند و جمعیت کوچک سوار […]

فیلم Ant-Man and the Wasp: Quantumania

داستانی سرگرم کننده و دلنشین مرد مورچه‌ای و زنبورک اثری دیگر از کمپانی مارول است البته ساخته و پرداخته‌ دیزنی، به همین دلیل سطح آن با باقی آثار مارول متفاوت و بیشتر مورد توجه مخاطب نوجوان است. فضای کمدی و داستانی کودکانه‌تر (با توجه به اجرا) پیش روی مخاطب قرار داده است. در این قسمت […]