مشخصات اثر

  • نام اثر
    Mortal Kombat مورتال کمبت
  • ژانر
    اکشن فانتزی
  • سال ساخت
    2021
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    110 دقیقه
  • کشور سازنده
    آمریکا
  • نام کارگردان
    Simon McQuoid
  • نام نویسنده
    James Wan Todd Garner
  • بازیگران
    Lewis Tan Jessica McNamee Hiroyuki Sanada Joe Taslim
  • استودیو سازنده
    Warner Bros. Pictures
  • ارتباطات
    فیلم اقتباسی از سری بازی‌های مورتال کمبت است که در اولین قسمت آن در سال 1992 منتشر گردیده است.
نوشته شده در: توسط: امیر محمد بهامیر در: فیلم و سریال

اگر عاشق بازی‌های اکشن و مبارزه‌ای باشید، قطعا نام سری بازی‌های مورتال کمبت به گوشتان خورده است. بازی که با خشونت بسیار خود در بین تمامی گیمرهای جهان شناخته شده است. بازی که بر اساس مبارزه کاراکترها طراحی گردیده و نبرد آن‌ها را در زمین مبارزه به نمایش می‌گذارد.

مورتال کمبت بازی بر مبنای روایت داستانی نیست، هرچند که روایت داستانی کوتاهی پشت سر آن وجود دارد اما این روایت تنها در حد چند خط خلاصه می‌شود. روایتی کوتاه و البته بدون عناصر داستانی که انگار استودیو برادران وارنر با انتقال این داستان کوتاه به فیلم جدید خود که از روی این گیم ساخته شده، می‌خواهند بگویند به این گیم وفادار بوده‌ایم، حتی به روایت داستانی‌ آبکی‌اش.

پوستر مورتال کمبت

فیلمی آبکی‌ در ورایت داستان

فیلم جدید کمپانی برادران وارنر، اقتباسی از گیم مورتال کمبت است که بازیگران مشهوری همچون Joe Taslim و Hiroyuki Sanada در آن بازی می‌کنند. فیلمی که تنها و تنها سرگرم کننده است و با حضور بازیگران مشهور سینمای شرق همچون ژاپن و چین می‌خواهد بگوید که، نگاه کنید من یک فیلم با بازی بازیگران مطرح هستم.

در بالا ذکر کردم که یکی از وجوه مهم در ساخت فیلم داشتن روایت و پیرنگ مناسب است. روایتی که در فیلم نه تنها آن را نمی‌بینیم بلکه حتی این عدم درونمایه و پیرنگ مناسب، شخصیت‌پردازی کاراکترهای داستان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. گویی که شخصیت‌ها از داستان جدا هستند و داستان از شخصیت‌ها.

قهرمانی که اصلا قهرمان نیست

فیلم از نقطه‌ای آغاز می‌شود که ما با کاراکتر کول آشنا می‌شویم. کاراکتری که قرار است قهرمان داستان ما باشد اما تنها قرار است که باشد. زیرا این شخصیت از ابتدای داستان تا انتهای آن دستخوش هیچ تغییری نمی‌شود. البته بستگی به زاویه نگاه ما نیز دارد که تغییر را چگونه نگاه کنیم. اگر تغییر یعنی لحظه‌ای که جان خانواده در خطر است و تو به یکباره با قدرت مافوق بشری خود بتوانی حریف را شکست دهی، قطعا تغییر کرده‌ای. اما تغییر در اصول شخصیت‌پردازی یعنی کاراکتر شما از جایی به بعد آن چیزی که بود نباشد و دنیای درونی یا بیرونی او تغییر کند.

کول همچین پیچش شخصیتی یا تغییر درونی یا بیرونی ندارد. او یک مبارز است و تا انتها نیز مبارز باقی می‌ماند و تنها تغییرش پوشیدن زره‌ای است که قدرت او را تقویت می‌کند. حتی عشق او به خانواده یا خواسته‌اش برای محافظت از خانواده‌اش نیز تغییری نمی‌کند. ما از گذشته او هیچ چیزی نمی‌دانیم جز آنکه احتمالا ربطی به سکانس ابتدایی فیلم دارد. جایی شخصیت ساب زیرو و اسکورپین برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کرده و مبارزه می‌کنند.

سکانسی هیجانی که حداقل من را در ابتدا امیدوار کرد که قرار است اثر خوبی را ببینم ولی اینگونه نشد. چرا که زنده ماندن آن پسربچه کوچک در ابتدا این باور را در من ایجاد کرد که کول همان پسربچه است که حال می‌خواهد انتقام خانواده خود را از شخصیت منفی داستان بگیرد. اما قضیه آن است که فاصله سنی آن پسربچه با کول چند قرن است!.

کاراکترهای فیلم مورتال کمبت

شکست شخصیت پردازی در فیلم مورتال کمبت

کول در واقع از نوادگان اسکورپین یا هانزو هاتوشی است نه خود آن پسربچه. اینجاست که به عنوان مخاطب به خود می‌گویید پس پیشینه قهرمان داستان ما چیست؟ پیشینه‌ای که کمک کند تا قهرمان ما دلیلی برای مبارزه خود پیدا کند. زیرا قهرمان شدن بدون دلیل که امکان ندارد، آن هم قهرمانی که قرار است جهان را نجات دهد.

شخصیت کول که قرار است قهرمان داستان ما باشد با چنین نقاط ضعفی روبروست که اجازه نمی‌دهد تا مخاطب به شخصیتش نزدیک شود. باقی شخصیت‌ها وضعی به مراتب اسفناک‌تری دارند. سونیا که مثلا قرار است نقش راهنمای کول را ایفا کند و او را به سمت دنیای مبارزات مورتال کمبت هدایت کند انگار نه یک شخصیت، بلکه تنها تیپ است. کاراکتری که قبلا سرباز بوده و در طی ماموریت خود با یک مبارز با قدرت‌های فوق بشری برخورد کرده و سپس کشف می‌کند که دنیای مورتال کمبت وجود دارد!. به همین سادگی کل پیشینه سفر قهرمانی که قرار است کاراکترهای ما طی کنند به مخاطب ارائه می‌شود.

شکست‌ پی در پی کاراکترها

سراغ کاراکتر دیگر داستان یعنی Liu Kang برویم. او که نقش استاد راهنما را برای قهرمان ما قرار است ایفا کند نه تنها استاد نیست بلکه در حد تیپ استاد راهنما نیز نمایان نمی‌شود. کل کمک او به جریان و روند داستان گفتن این دیالوگ است که باید قدرت درونی خود را کشف کنی. سپس چند سکانس ضد و خورد بین او و قهرمان داستان رخ می‌دهد و تمام.

اگر قرار است بر اساس کهن الگوی سفر قهرمان که یکی از پایه‌ای‌ترین الگوها در ساخت آثار ابرقهرمانی است به شخصیت استاد نگاه کنیم تازه متوجه می‌شویم که فیلم چه باگ‌های بزرگی در شخصیت‌پردازی دارد. حتی این باگ‌ها در روایت داستانی نیز نمایان می‌شود و فیلم مورتال کمبت را در حد گیم آن پایین می‌آورد. منظور از این پایین آمدن، صحنه‌های اکشن یا مبارزات نفس‌گیر سری بازی‌های مورتال کمبت نیست بلکه منظور داستان خود بازی است.

داستانی که اگر برای اولین بار با گیم مورتال برخورد کنید حتی متوجه آنکه بازی داستانی هم دارد نمی‌شوید. دقیقا همچون فیلم که اگر از هر نقطه فیلم شروع به دیدنش کنید هیچ مشکلی برای شما از نظر متوجه شدن روایت داستانی اثر ایجاد نمی‌شود. این یعنی فیلم برادران وارنر تنها یک اثر بلک باستری سرگرم کننده برای کسانی است که سری بازی‌های مورتال کمبت را بازی کرده باشند.

گیمرهایی که به واسطه آشنایی با بازی و شخصیت‌ها تنها آن‌ها هستند که متوجه می‌شوند قرار است در فیلم چه رخ دهد. حتی سبک پیرنگ‌های فیلم نیز به بازی تشابه دارد، پیرنگ‌های مبارزات دو به دو کاراکترها که یکی پیروز است و دیگری شکست می‌خورد؛ کاملا بدون هدف.

اسکورپینساب زیرو

یک هرج و مرج تمام عیار

برگردیم به داستان و نقطه عطف که نبرد با شخصیت‌های شرور است نگاهی بیاندازیم. قطعا برای آن که شما درگیری را بین کاراکترهای خود بخواهید راه بیاندازید نیاز به زمینه چینی دارید. مثلا فرض کنید در داستان موش و گربه، گربه تله‌ای برای گیر انداختن موش طراحی می‌کند اما موش از آن فرار می‌کند و گربه به دنبال موش می‌افتد. تعقیب و گریز ادامه پیدا می‌کند تا آنکه گربه در تله‌ای که خود درست کرده گیر می‌کند.

زمینه چینی دقیقا همین نکته‌ای است که در بالا ذکر کردم. یعنی شما باید هم فضای داستانی و هم شخصیت‌های خود را آماده کنید تا وارد نقطه عطف داستان شما شوند و زمانی که نقطه عطف رخ می‌دهد باید از قبل برای آن برنامه‌ای چیده باشید و به مخاطب آن را نشان دهید. حال بیایید نگاهی به نقطه عطف فیلم بیاندازیم، کاراکترهای داستان بعد از شکست اولیه از شخصیت‌های شرور وارد یک فضای خلع می‌شوند. در این فضا کاراکتر کول می‌گوید که باید تک تک آن‌ها را گیر انداخته و شکست دهیم.

بعد به یکبار می‌بینیم که سونیا با کانو درگیر شده، جکس با یک نره غول که پتک دارد و لئو کینگ هم به سراغ کابال رفته است. همگی نیز درگیر مبارزه و ضد و خورد می‌شوند بدون آنکه بفهمیم اصلا چه شد که این گونه شد.

تماشای مبارزات خوبی که دیدنش اتلاف وقت است

البته اگر از حق نگذریم باید از مبارزات جذاب فیلم کمی تعریف کنیم. زیرا طراحی مبارزات به خوبی انجام شده، درست است که مدل خشونت بازی را ندارد اما کمی آن دنیای خشن و بی‌رحم بازی را برای ما تداعی می‌کند. از سکانس‌های یخ زدن کاراکتر توسط ساب زیرو تا صحنه نصف شدن شخصیت‌ها و غیره که همگی خوب از آب درآمده‌اند.

اما مسئله آن است که اگر قرار بود فقط شاهد مبارزه و صحنه‌های نبرد خونین کاراکترها باشیم بهتر آن است که به سراغ یکی از استریمرهای بازی مورتال کمبت رویم و استریم آن‌ها را از بازی ببینیم تا این که وقت خود را به پای دیدن این فیلم هدر دهیم، تازه هیجانش هم بیشتر است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم TENET

نولان از سری کارگردان‌هایی است که علاقه آنچنانی به استفاده از جلوه‌های بصری کامپیوتری ندارد به همین علت به جای استفاده از جلوه‌های تصویری (VFX) برای سکانس سقوط هواپیما تشخیص داد که خرید یک بوئینگ 747 مقرون به صرفه‌تر است. همچنین در این فیلم بیش از یکصد کشتی آبی به همراه کاتاماران، یخ شکن ، […]

فیلم Ashfall

فیلم باران خاکستر داستان خانواده‌ای از هم پاشیده را روایت می‌کنند. مردم کره جنوبی و کره شمالی در اصل یک خانواده بزرگند که توسط آمریکا و شوروی سابق از یکدیگر جدا شده و پیوندشان گسسته شده است. اما اگر قرار باشد خطری مردم کره شمالی یا جنوبی را تهدید کند؛ دودش به چشم طرف دیگر […]

فیلم Gladiator

گلادیاتور (Gladiator) یک فیلم درام تاریخی حماسی به کارگردانی ریدلی اسکات و نویسندگی دیوید فرانتزونی، جان لوگان و ویلیام نیکلسون است. این فیلم توسط DreamWorks Pictures و Universal Pictures تولید و در سال 2000 منتشر شد. در این فیلم بازیگرانی چون راسل کرو، واکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید (در نقش آخر خود)، ریچارد هریس، […]

فیلم The Swordsman

فیلم The Swordsman بیش از آنکه بیننده را پای تماشای یک فیلم داستانی بنشاند؛ برای او یک صحنه‌ی نمایشی از هنرهای رزمی ترتیب داده است. بخش مفقود این فیلم یک داستان مناسب و جذاب است که می‌توانست در زمانی بیش از یک ساعت و چهل دقیقه به نمایش درآید. اختصار و گزیده گویی در این […]