مشخصات اثر

  • نام اثر
    Maze Runner: The Scorch Trial هزارتو (مشقت‌های اسکرچ)
  • ژانر
    علمی‌تخیلی ماجراجویی مهیج
  • سال ساخت
    2015
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    131 دقیقه
  • کشور سازنده
    آمریکا
  • نام کارگردان
    وس بال
  • نام نویسنده
    نوا اوپن هایم گرنت پیرس مایرز تی اس نولین
  • بازیگران
    کی هونگ لی دیلن اوبرایان کایا اسکودلاریو توماس سنگستر رزا سلزار جیکوب لافلند
  • استودیوی سازنده
    فاکس قرن بیستم
  • ارتباطات
    ساخته شده بر اساس مجموعه کتاب دونده هزارتو (مشقت‌های اسکرچ) به قلم جیمز دشنر این فیلم دنباله‌ای بر دونده‌ هزارتو در سال 2014 و دومین مجموعه از فیلم‌های دونده هزار تو به حساب می‌آید.
نوشته شده در: توسط: فاطمه شاه‌بنده در: فیلم و سریال

قسمت دومی بهتر از اولی

فیلم دونده‌ هزار تو (مشقت‌های اسکرچ) را اگر بخواهیم به طور مجزا از قسمت قبل نقد و بررسی کنیم به طور قطع با اثری به مراتب بهتر و پخته‌تر نسبت به قسمت اول روبرو هستیم. نقش‌آفرینی ها بهتر، داستان هیجان‌انگیزتر و ریتم فیلم تندتر است. داستان هیجان انگیز آن و همچنین سوال‌هایی که از ابتدا برای مخاطب خود (گروه نوجوانان و جوانان) ایجاد کرده بود  نیروی محرکه‌ی اصلی و جذاب اثر برای همراهی آن تا پایان به شمار می‌آمد. حالا در فیلم مشقت‌های اسکرچ به تک تک آنها پاسخ‌هایی داده می‌شود. این فیلم ضعف‌های قسمت اول را ندارد بلکه به فیلمی خوب و قوی تبدیل شده است.

دونده‌ هزار تو

حضور هوشمندانه تنها کاراکتر زن در فیلم

داستان‌های این چنینی که از شیوه‌ی ایجاد پرسش در ذهن مخاطب و در آخرِ اثر جواب‌دهی به پرسش‌ها شکل گرفته‌اند باید با پیشروی خود این امر را میسر کنند، امّا دونده‌ هزارتو در قسمت اوّل از پاسخ باز ‌مانده بود. مشقت‌های اسکرچ به خوبی به تک تک سوالات پاسخ می‌دهد البته که باز هم برای تکمیل داستان خود به قسمت سوم وابسته است، امّا دیگر بیننده را دلسرد نکرده و او را با آگاهی از علت پیش آمدن اتفاقات از سینما به خانه می‌فرستد.

حالا می‌دانیم دلیل آزمایش روی پسران چیست حالا می‌دانیم توماس با خون خود می‌تواند دارویی برای درمان مردم داشته باشد. وجود تنها دختر در جمع به منظور جاسوسی فکر هوشمندانه‌ای از طرف نویسنده بود، برخورد با بازماندگان بیرون از هزارتو آن هم افرادی با خصوصیاتِ رفتاری عجیب و غریب بسیار جالب است. فیلم اثری آخرالزمانیست و بسیار منطقی‌ است که بازماندگان خلق و خوی عجیبی داشته باشند.

البته هنوز سوالاتی بی جواب مانده، پرسش‌هایی مانند اینکه اگر از مفید بودنِ خونِ توماس اطلاع داشتند چرا از همان اوّل وقت خود را صرف ساخت دارو به وسیله‌ی خون او نکردند. چرا جان او را با فرستادنش درون هزار تو به خطر انداختند، امیدواریم در قسمت سوم به آنها نیز پاسخی قابل قبول داده شود. نکته دیگر اینکه پرسش‌های بی جواب قسمت دوم بسیار کمتر از قسمت قبل است و می‌توان داستان آن را مستقل‌تر دانست.

دونده‌ هزار تو

بازیگرانی که می‌شود با آن‌ها همذات‌پنداری کرد

بازیگران در قسمت اول در دل بیننده نشسته و بسیار دوست داشتنی شدند کی هانگ لی بازیگر متولد کره جنوبی و توماس برودی با آن چهره‌ی مظلوم و بدن نحیف در دل مخاطب جا باز کرده‌اند. حالا بیننده با آنها بیشتر هم‌ذات‌پنداری می‌کند و در موقعیت‌های حساس بیش از پیش نگران جانشان می‌شود، حتی خیانت تیریسا و لو دادن دوستانش پس از تراژدی وحشتناکی که برای مادرش اتفاق افتاده بسیار قابل درک است.

اتفاقات سریع‌تر و ریتم فیلم تندتر شده است، دوربین تحرک بیشتری دارد، فرار از دست زامبی‌ها نیز اضافه شده که باعث می‌شود شخصیت‌های اصلی مجبور به گرفتن تصمیمات خاص در شرایط بحرانی شوند. از خود گذشتگی و هم‌فکری بیشتری در این قسمت می‌بینیم. چند شخصیت جدید نیز به داستان اضافه شده‌اند. یکی از این افراد جدید به نام آریس با بازی جیکوب لفلند پسری کنجکاو و محوری است که تصمیمات و فضولی‌هایش داستان را پیش می‌برد.

شخصیت‌های خاکستری خوب

البته انتظار می‌رود حالا که بچه‌ها در شرایط خطرناک‌تری گرفتار شده‌اند قوانین دیگری مانند آنچه در هزارتو برای ادامه‌ بقا وضع کرده بودند بیرون از آن نیز ایجاد کنند، با توجه به اینکه اتفاقات با سرعت بیشتری در جریان است این مورد شاید منطقی‌تر جلوه می‌کرد. وجود شخصیت‌های خاکستری نیز سطح شخصیت‌پردازی را بسیار بالا برده افرادی مانند: برندا و جورج که در ابتدا تصمیم گیری‌هایشان با توجه به منافعشان است، امّا در آخر به دوستان خوبی برای توماس تبدیل می‌شوند.

تعداد شخصیت‌های منفی نیز زیاد شده، توماس و دوستانش در فضایی بزرگتر با مشکلاتی بیشتر قرار گرفته‌اند پس وجود دشمنان قوی‌تر و سیاه‌تر ضروریست که به خوبی رعایت شده است. یکی از ویژگی‌های مثبت قسمت اول دیدن قوانین برای حفظ بقا از طرف پسران بود امّا در مشقت‌های اسکرچ بیشتر شاهد تعقیب و گریز هستیم.

فرار از دست دکتر و دارو دسته‌اش، فرار از دست زامبی‌ها، فرار از دست صاعقه‌های عظیم با اینکه تمامی این موارد به هیجان مضاعف می‌انجامد و گذشت زمان دو ساعته‌ی اثر برای بیننده حس نمی‌شود ولی بهتر ‌بود از حجم این فرار‌ها کم شده و کمی برای اضافه کردن عناصری دیگر وقت گذاشته می‌شد.

دونده‌ هزار تو

دلهره در دل کویر

ساخت جلوه‌های ویژه و دکور خلاقیت بیشتری نسبت به قسمت قیبل دارد. ساختمانی که در ابتدای فیلم توماس و دوستانش در آن زندانی می‌شوند. فضای بزرگی است میان صحرا و کویر که حس ترس و دلهره‌ خاصی را به مخاطب با همان نگاه اول تزریق می‌کند. بیننده حتی قبل از وقوع اتفاقات با دیدن این ساختمان متوجه می‌شود قرار نیست همچین فضایی امنیت لازم برای بچه‌ها را فراهم آورد.

صحرای شنی بزرگی که اثری از حیات در آن دیده نمی‌شود یاد آور این موضوع است که راه زیادی برای رسیدن به موفقیت پیش روی بچه‌هاست. گریم زامبی‌ها و تغییر حالت بدن افراد هنگام تبدیل با نمونه‌های دیگرِ فیلم‌های زامبی‌محور متفاوت است. زامبی‌ها کمی ترسناکترند و سرعت بیشتری هنگام حرکت دارند همچنین فضاهای خاص‌تری برای این منظور (تعقیب و گریز توسط زامبی ها) ساخته شده است.

فروشگاه‌های بزرگی مدفون شده زیر تپه‌هایی از شن، ساختمان‌های بزرگ فلزی که بر روی هم آوار شده‌اند، کوه‌های ساخته شده از بنا‌های بتنی، در مجموع تمامی این موارد برای جذب مخاطب بسیار خوب پردازش شده و نتیجه‌ی آن بسیار موفقیت آمیز بوده است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم Little Forest

فیلم جنگل کوچک با هر سلیقه‌ای سازگار است. چرا که مخاطب را مستقیماً با طبیعت روبرو کرده و مادر را به عنوان نمادی از آن معرفی می‌کند. این فیلم برخلاف تمام داستان‌های مهیج، اکشن، تراژیک یا گاهاً ترسناک که افکار بیننده را مغشوش می‌کنند؛ به او آرامش آغوش مادر را هدیه می‌دهد. بازگشت به طبیعت […]

فیلم Nightcrawler

شبگرد را می‌توان بیشتر یک فیلم معترضه به فضای رسانه‌ای حاکم بر آمریکا دانست. رسانه‌ای که برای جذب حداکثری مخاطبان دست به پخش هر نوع خبر و تصویری می‌زند. نفوذ به حریم شخصی افراد و سوءاستفاده از موقعیت‌های ناگوار مردم در جهت پیشبرد اهداف رسانه‌ای دو شاه‌کلید مهم و مورد بررسی این فیلم است. داستانی […]

فیلم The Fountain

سرچشمه، اثری شبه‌فلسفی است که تنها به واسطه‌ی پیچیدگی ظاهری، خودش را یک اثر فلسفی کامل معرفی می‌کند. درامی معمولی که فقط بر مبنای استفاده از تخیل science fiction به عنوان یک اهرم، و ترکیب نظریه کابالای قرون وسطی (کابالا: عرفان ماتریالیستی – ماورایی دین یهود) ادعای فلسفه می‌کند. فیلمی فلسفی از دارن آرونوفسکی اثری […]

فیلم The Great Gatsby

فیلم بر پایه رمانی با همین نام به قلم اف. اسکات فیتزجرالد ساخته شده است. شروع ساخت این فیلم در ۵ سپتامبر ۲۰۱۱ در سیدنی آغاز شد. سپتامبر ۲۰۱۲ اعلام شد که این فیلم در تاریخ ۱۰ می ۲۰۱۳ در جریان ۶۶امین دوره فستیوال فیلم کن اکران خواهد شد. اکران این فیلم در سینماهای سه‌بعدی […]