مشخصات اثر

  • نام اثر
    Illang: The Wolf Brigade ایلانگ: تیپ گرگ‌ها
  • ژانر
    اکشن علمی تخیلی
  • سال ساخت
    2018
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    138 دقیقه
  • کشور سازنده
    کره جنوبی
  • نام کارگردان
    Kim Jee-woon
  • نام نویسنده
    Kim Jee-woon Jeon Cheol-hong
  • بازیگران
    Gang Dong-won Han Hyo-joo Jung Woo-sung
  • استودیو سازنده
    Lewis Pictures
  • ارتباطات
    داستان فیلم ایلانگ اقباسی از مانگای Kerberos Panzer Cop نوشته مامورو اوشی است که البته بیشتر به انیمه جین رو که از همین مانگا اقتباس شده شباهت دارد.
  • جوایز
    با این که فیلم نامزد جوایز بهترین فیلم‌بردای و نورپردازی شده بود اما فقط برنده جایزه بهترین طراحی لباس Grand Bell Awards سال 2018 شد.
  • بازخورد و میزان استقبال
    فیلم ایلانگ: تیپ گرگ‌ها برخلاف انیمه جین‌رو: تیپ گرگ‌ها که از آن اقتباس شده است بازخورد چندان خوبی نگرفت. این فیلم با بودجه 17میلیون دلاری ساخته شد و هدف آن جذب حدود 6 میلیون مخاطب بود. با این حال بخاطر نقدهای منفی منتقدان و مخاطبان، فقط سه هفته اکران شد و در نهایت حدود 900 هزار تماشاگر و 6 میلیون دلار فروش داشت.
نوشته شده در: توسط: هانیه بهرامی در: فیلم و سریال

فیلم ایلانگ: تیپ گرگ‌ها پیوند یک انیمیشن ژاپنی به سینمای کره است که احتمالا با تصوری که از این دو دارید توقع اثری خارق‌العاده را را داشته باشید. یک اکشن علمی تخیلی که اتمسفر تاریکی دارد ولی این اصلا باعث نمی‌شود حتی در نیمه اول هم خیلی جذاب باشد. نمی‌شود منکر بعضی از صحنه‌های دیدنی و گیرای آن شد اما فیلمی که از انیمه‌ای چنین موفق – دست کم در داستان‌سرایی- ساخته شده است باید قوی‌تر از این‌ها ظاهر می‌شد.

از کارگردان فیلم‌های A Tale of Two Sisters و I Saw the Devil توقع بیشتری برای ساخت اولین فیلمی علمی تخیلی خود می‌رفت اما فیلم ایلانگ انگار ساخته شده تا داستان خوب مامورو اوشی را به استهزا بگیرد. این را زمانی عمیقا متوجه خواهید شد که انیمه جین رو: تیپ گرگ‌ها را تماشا کرده باشید.

ایلانگ: تیپ گرگ‌ها

از ژاپن به کره

داستان از ژاپن به کره منتقل شده است جایی که سال‌هاست پس از جنگ‌های داخلی بین کره اتحادی شکل نگرفته است. حال ترکیب یک روایت سیاسی – اکشن از مانگای Kerberos Panzer Cop با جنگ بین دو کره و اتحاد احتمالی آن‌ها می‌توانست یک داستان فوق‌العاده بسازد.

قصه فیلم Illang: The Wolf Brigade از پنج سال پس از جمعه خونین آغاز می‌شود که شرایط اجتماع به شدت وخیم است. جمعه‌ای که نیروهای ویژه بجای تروریست‌ها با خطای افتضاحی 15 دختر دبیرستانی را کشتند و آن روز را به عنوان جمعه خونین نام‌گذاری کردند.

اکنون در سال 2029 نیروهای یگان ویژه در سطح شهر سئول با زره‌های ترسناک مخصوص گشت‌زنی و مقابله با تروریست‌ها هستند. این زره‌ها با هیبت ترسناک و چشمان قرمز در ذهن هرکسی که آن‌ها را می‌بیند فردی غیرانسانی را متصور می‌شود. شاید به نظر برسد که هیچ کشوری به چنین نیروهای خوفناکی نیاز نداشته باشد و همین نقطه شروع خوبی برای پرداختن به داستان پشت این نیروها و سرگذشت کشور است.

درحالی که دو کره تلاشی جدی برای اتجاد مجددشان به منظور حفاظت از خود دربرابر قدرت‌های جهانی می‌کنند، از طرف دیگری برای جلوگیری از تحریم‌های بین‌المللی که اتحاد را تهدید می‌کند گروهی از تروریست‌ها به نام فرقه به وجود آمدند.

در دل این داستان کلی با نیرو ویژه جوانی آشنا می‌شویم که در طی عملیات قادر نیست به دخترک تروریست شلیک کند و دچار آسیب‌های روانی شدیدی شده که مجبور به بازگشتن به کمپ آموزشی می‌شود. یکی از مواردی که در جین رو واضح‌تر به نمایش درآمده است مواضع و عقاید تروریست‌ها است و دقیقا همین موضوع در انتقال به داستان کره‌ای مبهم است. تروریست‌ها دقیقا چه چیزی می‌خواهند و چرا؟ سود این اقدامات به نفع مردم است یا گروهی خاص؟

ایلانگ: تیپ گرگ‌ها

اثری هیجان انگیز ولی تنها در نیمه ابتدایی

فیلمی که داستان نسبتا پیچیده‌ای دارد باید سعی کند در همان نیمه اول توجه مخاطب را به خود جلب کند. 140 دقیقه زمان زیادی برای حفظ توجه مخاطب است که البته فیلم قادر نیست این توجه را تا آخر با خود نگاه داشته و صحنه‌های اضافه بسیاری دارد.

بجای دراماتیک کردن داستان با شخصیت‌های بیشتر و اکشن اضافه، در نیم ساعت کمتر از این، فیلم می‌توانست یک اکشن تر و تمیز و به مراتب بهتر باشد. کیم جی وون انگار فراموش می‌کند که فیلم را برای آینده‌ای پیشرفته‌تر از امروز ساخته است چرا که از اواسط فیلم به بعد تجهیزات کاملا معمولی و امروزی هستند.

شاید او فکر کرده که با بیان این که فیلم در 2029 اتفاق می‌افتد به مخاطب پیشفرضی می‌دهد که نیاز به اثبات ندارد. احتمال آن هم وجود دارد که پس از 2018 هیچ ماشین جدیدی ساخته نشده، مردم هنوز از مدهای این سال‌ها پیروی می‌کنند و معماری هم به همان شیوه قدیم چیز اضافه‌تری ندارد! البته اگر هم چنین بوده است هیچ توضیحی درباره آن در فیلم وجود ندارد.

آنچه ایلانگ را ازجین رو متفاوت می‌کند، تمرکز بر ملودرام است که با پیشروی فیلم در تلاشی برای جلب نظر بیننده بارزتر می‌شود. آیا این تفاوت Illang: The Wolf Brigade را از جین رو بهتر می‌کند؟

ایلانگ: تیپ گرگ‌ها

اثری نه برای گیشه

انیمه جین رو: تیپ گرگ‌ها برای گیشه ساخته نشده بلکه هرآن‌چه از دل نویسنده و کارگردان برخواسته بر اثر جاری شده است. فیلم ایلانگ: تیپ گرگ‌ها اما ساخته شده که مخاطب عام داشته باشد و همین یک لایه مصنوعی روی اثر کشیده که کار را خراب کرده است.

از اضافه کردن بعضی از صحنه‌های اکشن گرفته تا تبدیل پایان فیلم به یک پایان خوش که کاملا معنای هرآنچه را که مامورو اوشی در تلاش برای فهماندنش بوده زیر سوال ببرد. وقتی با چنین پایان دل‌خوش‌کنی روبرو می‌شویم اقتباس از شنل‌ قرمزی، ارتباط شخصیت‌ها با هم و کلا هر آنچه مقصود مانگا و انیمه بود ضایع می‌شود. این جذابیت برای مخاطب عام را می‌شود از همان سکانس درگیری در برج نامسان -که یک مقصد گردشگری بین‌المللی در کره است- هم متوجه شد.

با این که بیست سال اختلاف زمان ساخته شدن جین رو و ایلانگ: تیپ گرگ‌ها است و فیلم ایلانگ را با این امید تماشا می‌کنید که همچون آثار شاخص سینمای کره تغییرات مثبتی داشته باشد اما هرچه به پایان آن نزدیک می‌شوید آرزو می‌کنید که بیشتر به اصل پایبند بماند و زیاد داستان را دستکاری نکند.

اگرچه ادبیات و سینما دو رسانه متفاوت هستند و این فیلم‌ساز است که تصمیم می‌گیرد چطور ادبیات را (در اینجا مشخصا کتاب مصور) به سینما و فیلم بدل کند اما تغییرات اساسی اعمال‌شده در مفهوم و محتوای اثری که از آن اقتباس شده دست‌کم در فیلم ایلانگ: تیپ گرگ‌ها نتایج خوشایندی نداشته است. بازیگران اضافه، روایت‌های موازی ناکارامد، پایان کاملا متفاوت، همه و همه دست به دست هم داده تا یک فیلم پایین‌تر از متوسط بسازد.

ایلانگ: تیپ گرگ‌ها

اقتباسی ناامید کننده

تغییرات ایلانگ: تیپ گرگ‌ها هوشمندی و ذکاوت اثر اصلی را هم به شدت کمرنگ کرده است. در نهایت اگر دنبال فیلمی هستید که از انیمه جین رو الهام گرفته باشد و در عین حال منحصر به فرد هم باشد فیلم Illang: The Wolf Brigade ناامیدتان خواهد کرد.

علاوه بر هر آنچه گفته شد داستان و حتی خود شخصیت‌ها آنطور که باید به فرهنگ و سینمای کره نزدیک نشده‌اند. همان عملکرد شخصیت‌ها که در جین روی ژاپنی زیبا، غمگین و دوست‌داشتنی است در ایلانگ کره‌ای خالی، بی‌حس و سرد است. مخصوصا رابطه دو شخصیت اصلی که در جین رو به خوبی به تصویر کشیده شده و ملموس است در ایلانگ به طور واضحی غیر قابل درک و نچسب است.

دو بازیگر اصلی با این که هنرمندان مطرح و شناخته شده‌ای هستند اما رابطه‌شان اصلا حس عشق ندارد. نقش گانگ دونگ وون در این فیلم دقیقا یاداور نقشش در فیلم قطار بوسان 2 (شبه جزیره) است. با این که در هر دو فیلم نقش یک سرباز را دارد اما شخصیت‌پردازی و داستان از زمین تا آسمان متفاوت است اما با تماشای هر دو اثر دل‌زده می‌شوید که انگار او از روی چهره سرد و خشکی که دارد انتخاب شده است نه به واسطه بازیگریِ خوب.

انیمه یا فیلم

اگر به عنوان یک مخاطب عادی که انیمه را ندیده است یا تفاوتی بین فرهنگ کره و ژاپن احساس نمی‌کند فیلم را تماشا کنید آنقدرها این جزئیات یا ظرافت‌های داستانی به چشمتان نخواهد آمد و احتمال آن که از آن لذت ببرید هم زیاد است. برای یک طرفدار نسخه اصلی، فیلم ایلانگ ضعف‌های آشکاری دارد. این فیلم پر از جزئیات زاید و درامی است که تصنعی به نظر می‌رسد، در واقع در یک جمله فیلم ایلانگ: تیپ گرگ‌ها اصالت ندارد.

ایلانگ درباره این که با نمادگرایی بسیار زیبای جین رو چه کار می‌کند سردرگم عمل کرده و آن را حیف می‌کند. انگار کیم جی وون قانع نشده است که چه پیامی را می‌خواهد به مخاطبش برساند و همین فیلم را مبهم و ناراحت‌کننده می‌کند. با نگاهی به آثار پیشین کیم جی وون از او انتظار بیشتری برای ساخت اولین فیلم علمی تخیلی‌اش می‌رفت که آن را براورده نساخت.

نقطه قوت فیلم همانطور که از لیست نامزدی جوایزش پیداست بیشتر در بخش فنی آن است. کلاه زرهی مخصوص، ماسک ضد گاز، چشمان قرمز و صحنه‌های اکشن بیشتر شبیه یک بازی ویدیویی هیجان‌انگیز با حضور نازی‌ها است تا یک فیلم کره‌ای. طراحی لباس و فیلم‌برداری ایلانگ‌: تیپ‌ گرگ‌ها آن را به اثری مهیج تبدیل می‌کند که از روند کند داستان می‌کاهد.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم Gladiator

گلادیاتور (Gladiator) یک فیلم درام تاریخی حماسی به کارگردانی ریدلی اسکات و نویسندگی دیوید فرانتزونی، جان لوگان و ویلیام نیکلسون است. این فیلم توسط DreamWorks Pictures و Universal Pictures تولید و در سال 2000 منتشر شد. در این فیلم بازیگرانی چون راسل کرو، واکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید (در نقش آخر خود)، ریچارد هریس، […]

فیلم Pcific Rim

فیلم حاشیه اقیانوس آرام به کارگردانی و نویسندگی گیرمو دل‌تورو کارگردان مکزیکی در سال 2013 اکران شد در این فیلم بازیگرانی چون ادریس آلبا، چارلی هونام به ایفای نقش پرداخته‌اند. همچنین موسیقی این فیلم بر عهده موزیسین معروف ایرانی تبار، رامین جوادی است. اثری صرفاً سرگرم کننده فیلم حاشیه اقیانوس آرام، ساخته گیرمو دل تورو […]

فیلم Intruder

کره جنوبی را باید یکی از برترین کشورهای شرق آسیا در حوزه فیلم‌سازی به حساب آوریم. کشوری که زادگاه کارگردانان نابغه‌ای همچون بونگ جون هو و لی چانگ دونگ است، و هر سال فیلم‌های قابل اعتنایی از آن بیرون می‌آید. یکی از جدیدترین این فیلم‌ها، ‌(مزاحم) به کارگردانی سان وون پیونگ و در ژانر تریلر […]

فیلم Forgotten

فراموشی، فیلم خوش‌ساختی از سینمای کره جنوبی است که از نظر فرمی و محتوایی، اثری ارزشمند است. فیلم اگرچه موضوعی تکراری دارد، امّا بازگوکننده بخشی از تاریخ اجتماعی سرزمین کره در دوران معاصر است. دوران رکود کره جنوبی محرومیت‌های اجتماعی مردم ( از جمله رکود اقتصادی و مصائب حاصل از آن ) همیشه دست‌مایه خلق […]