مشخصات اثر

  • نام اثر
    Edward Scissorhands ادوارد دست‌قیچی
  • ژانر
    فانتزی عاشقانه
  • سال ساخت
    1990
  • نوع اثر
    سینمایی
  • زمان
    101 دقیقه
  • کشور سازنده
    آمریکا
  • نام کارگردان
    تیم برتون
  • نام نویسنده
    تیم برتون
  • بازیگران
    جانی دپ وینونا رایدر داین ویست
  • ارتباطات
    فیلم ادوارد دست قیچی نیز مانند یکی از فیلم‌های قبلی تیم برتون یعنی فرانکن وینی ۱۹۸۴ بسیار تحت تاثیر رمان فرانکنشتاین اثر مری شلی است.
نوشته شده در: توسط: محمد حسین امامی در: فیلم و سریال

فیلم Edward Scissorhands پس از فرانکن وینی ۱۹۸۴ و بتمن ۱۹۸۹ سومین فیلم تیم برتون است که در آن به دو موضوع مهم و تامل برانگیز می‌پردازد. یکی خصوصیت دوگانه (سیاه و سفید) علم و دانش؛ دیگری عدم درک مردم عادی از علم.

ادوارد دست‌قیچی

دستانی برای خلق زیبایی

بیایید بیشتر به سراغ بررسی این دو مضمون برویم. اول به سراغ شخصیت ادوارد برویم. او در واقع رباتی است که به وسیله دست‌هایش توان انجام کارهایی را دارد که از عهده دیگران خارج است. اما همین دست‌ها در عین این که عامل برتری‌اش هستند نقطه ضعفش نیز محسوب می‌شوند.

او هم می‌تواند با بریدن شاخ و برگ درخت‌ها پیکره‌های زیبایی خلق کند و هم توانایی آسیب رساندن به دیگران را دارد. او هم در شاد کردن مردم توانمندست و هم قادر به کشتن آنان است. در واقع او هم خالق است و هم ویرانگر. اما آنچه انسان‌ها در وجودش می‌بینند بیشتر ویرانگری‌ است و همین نگاه بدبینانه و سیاه آن‌ها، دلیل رانده شدن ادوارد و بازگشتش به کنج عزلت است. با این که ادوارد قصد کمک به دیگران را دارد به خاطر عقاید اشتباه مردم تلاش‌هایش برای ایجاد دوستی با آنان، راه به جایی نمی‌برد و سرانجام مجبور می‌شود که دوباره به قصر خلوت و تاریک بیرون از شهر بازگردد.

البته تاثیر حضور کوتاه ادوارد همچنان با مردم دهکده می‌ماند (موهای کوتاه زنان و درختان تزیین شده حیاط خانه‌های مردم گواه این ادعاست).

دوست داشتنی یا نابودگر

بد نیست کمی هم کاراکتر مخترع یعنی آفریننده ادوارد را در فیلم Edward Scissorhands بررسی کنیم. به نظر می‌رسد که مخترع هم همچون مخلوقش شخصیتی مطرود از جامعه باشد. گفته شد که دست‌های قیچی مانند ادوارد در عین این که از استعداد فراوانی برای خدمت به مردم برخوردار هستند قدرت نابودکننده و مخربی هم دارند. آیا علم و دانایی مخترع نیز دارای چنین خصوصیتی است؟ ظاهرا که چنین است.

انگار که دانش او هم مانند دست‌های ادوارد در حکم شمشیری دولبه است که متاسفانه روی تاریک آن در نظر انسان‌ها بیشتر به چشم می‌آید. به همین دلیل چنین شخصیت عالمی را از جمع خود طرد کرده‌اند. پر واضح است که همین نگاه نادرست مردم عادی به علم، سبب عدم توانایی آن‌ها در فهم و درک درست این پدیده شگفت انگیز است. همین امر باعث ناتوانی ایشان در پذیرفتن شخصیت ادوارد به عنوان عضو مفیدی از جامعه شده است.

البته همان طور که پیش‌تر اشاره شد نگاه خاکستری تیم برتون به دانش تنها در این فیلمش نمود پیدا نمی‌کند. در فیلم قبلی این کارگردان یعنی بتمن هم شاهد چنین نگاهی هستیم. در آن فیلم، از یک سو بتمن با کمک تکنولوژی سعی در بیرون راندن اشرار از شهر گاتهام دارد و از سوی دیگر جوکر با استفاده از همان فناوری‌های پیشرفته گاتهام سیتی را به آشوب می‌کشاند.

ادوارد دست‌قیچی

فیلم Edward Scissorhands اثری که فرم و محتوایش بر هم منطبق‌اند

یکی از نقاط قوت فیلم Edward Scissorhands که در تاثیرگذاری آن بیشترین نقش را داشته است مطابقت کامل فرم و محتواست. اما مطابقت فرم و محتوا در این فیلم به چه نحوی صورت پذیرفته است؟ اگر از طرفدارن تیم برتون باشید حتما تاکنون متوجه مهارت او در داستان‌گویی شده‌اید. او کارگردانی ا‌ست که همیشه در فیلم‌هایش از شیوه روایت ساده و کلاسیک برای تعریف داستان‌هایی صمیمانه و دلنشین استفاده می‌کند.

نوع روایت ادوارد دست قیچی نیز چنین است. فیلم دارای آغاز، میانه و پایان واضح و روشنی است. همچنین پیرنگ مشخصی دارد و از نظر فرم یا شکل روایی‌، فیلم پیچیده و دشواری نیست. هوشمندی کارگردان در این است که با انتخاب روایتی سرراست، فرم و محتوای فیلمش را به درستی با هم تطبیق داده و این امر در هم حسی مخاطب با شخصیت اول فیلم، بیشترین تاثیر قابل ملاحظه‌ای داشته است.

به بیانی دیگر، ادوارد موجودی ا‌ست یکرو و راست کردار که برای یاری کردن انسان‌ها افریده شده، هرگز در پی فریفتن یا آزار دادن دیگران نیست و پاکی درونش مهم‌ترین شاخصه اوست. پس برای معرفی ادوارد و پیشبرد داستان بر اساس وی، نیازی به پیچیده کردن قصه نیست چرا که اساسا ادوارد شخصیت پیچیده‌ای ندارد بلکه کاملا دارای معصومیتی پیامبرگونه است. پس فیلم هم نیازمند داستان و روایتی به همان اندازه ساده و معصومانه است. و خوشبختانه کارگردان به خوبی از عهده پرداخت آن بر آمده است.

مقایسه ای میان دو اثر تیم برتون

در ادامه به منظور افزایش جذابیت مطالب، تصمیم گرفتم که به مقایسه فیلم Edward Scissorhands با یکی دیگر از آثار این کارگردان یعنی عروس مرده بپردازم.

۱ – تیتراژ (اپنینگ) در فضاسازی فیلم‌های تیم برتون دارای تاثیر بسزایی ا‌ست. مثلا در تیتراژ فیلم ادوارد دست قیچی محل زندگی این کاراکتر را می‌بینیم. ساختمانی بلند، تاریک و مخوف که شباهت زیادی با قصر قصه‌های پریان دارد. بعدا می‌فهمیم که آن جا فراتر از یک مکان است. در واقع این قلعه رعب‌آور و گوتیک برای ادوارد حکم مادر را دارد‌. در تیتراژ عروس مرده هم می‌بینیم که ویکتور (شخصیت اول فیلم) پروانه‌ای در قفس را آزاد می‌کند. نکته این است که در سکانس آخر، پروانه نماد مهمی‌ است که به خاطر نقش کلیدی و تعیین کننده‌ای که دارد بسیار حایز اهمیت است.

۲ – با مقایسه این دو فیلم متوجه می‌شویم که گره اولیه داستان با ورود کاراکتر به دنیایی دیگر بسته می‌شود (برای ویکتور جهان مردگان و برای ادوارد دهکده‌ای که مردم در آن زندگی می‌کنند).

۳ – در بخش پایان‌بندی، گره‌گشایی داستان با قربانی شدن یکی از افراد حاضر در فیلم صورت می‌پذیرد (در عروس مرده شاهد فداکاری ٬٬ امیلی ٬٬ هستیم و در ادوارد دست قیچی، نامزد ٬٬ کیم ٬٬ کشته می‌شود).

۴ – در پایان هر دو این آثار شخصیت اول فیلم مجبور است به دنیای سرد و غم انگیز خویش یعنی به همان جایی که از آن آمده بود بازگردد (ادوارد به محل سکونت قدیمی‌اش و ویکتور به دنیای زندگان)

ادوارد دست‌قیچی

تنهایی شاخصه سینمای برتون

یکی از مولفه‌های همیشگی سینمای تیم برتون، وجود شخصیت‌های منزوی و تنهایی ا‌ست که انزوایشان یا آن‌ها را به جنون می‌رساند (مانند سویینی تاد و بیتل جوس) یا باعث پناه بردن آنان به عوالم خیالی و اعجاب انگیز می‌شود (مانند ادوود و ویلی ونکا)در ادوارد دست قیچی هم با شخصیت تنها و گوشه‌گیری مواجهیم که به گواهی خود کارگردان برآمده از دوران پرآشوب نوجوانی اوست.

تیم برتون می‌گوید (ایده فیلم از طرحی به من رسید که خیلی وقت پیش کشیده بودم. به احتمال زیاد این تصویر در نوجوانی به ذهنم آمده بود یعنی زمانی که احساس می‌کردم نمی‌توانم با کسی ارتباط برقرار کنم. (فرنچی ، اورلین ، سینماگران بزرگ – تیم برتون ، ترجمه آزیتا لسانی ، نشر دیبایه ، ۱۳۹۴ ، ص ۴۷)

افزون بر این همان طور که در آغاز اشاره کردم رمان فرانکنشتاین اثر گران سنگ مری شلی نیز تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر کارگردان در آفرینش شخصیت اول فیلمش داشته است. اگر در رمان مری شلی، هیولای فرانکنشتاین از اتصال اعضای بدن مردگان به همدیگر خلق می‌شود در فیلم تیم برتون، ادوارد از به هم وصل کردن قطعاتی به وجود می‌آید که مخترع، آن‌ها را برای ساختن اختراعات عجیب و هنرمندانه خود به کار برده بود.

فرانکنشتاین هیولایی تک افتاده

همان طور که در فرانکنشتاین، هیولای تک افتاده داستان پرومته وار (پرومته (اسطوره یونانی) نماد طغیان علیه آفریدگار است.) علیه خالقش می‌شورد و سبوعانه او را به قتل می‌رساند در ادوارد دست قیچی نیز شخصیت مذکور (ادوارد) سرانجام دست به کشتن آفریننده‌اش می زند. با این تفاوت که برخلاف هیولا، ادوارد ناخواسته و بر حسب اتفاق (و نه از روی اراده) باعث مرگ مخترع می‌شود.

دیگر ویژگی مهم ادوارد در فیلم Edward Scissorhands داشتن دست های قیچی مانندی است که هم وجه مشخصه این شخصیت و هم موجب برتری‌اش نسبت به دیگر افراد است و عاملی ا‌ست که باعث بهره‌کشی رذیلانه دیگران از او می‌شود. به علاوه، وجود این دست‌ها برای ادوارد، در عین این که باعث محدودیت اوست، امکان کمک به انسان‌ها و نیز انجام اعمال هنرمندانه را در اختیار او قرار می‌دهد.

تضاد شخصیتی ادوارد

خصوصیت دیگر این شخصیت امکان عشق ورزی ا‌ست که با ماهیت اصلی این کاراکتر یعنی ربات بودنش در تضاد است (این ویژگی شخصیتی ادوارد، باعث شباهت این فیلم با فیلم وال ای ۲۰۰۸ شده است). درست است که این موجود دوست داشتنی و خطرناک، اصلی‌ترین شخصیت داستان است اما تنها کاراکتر به یادماندنی فیلم نیست. کیم (وینونا رایدر) نیز یکی از سمپاتیک‌ترین کاراکترهای فیلم است. کسی که باعث می‌شود رقابت خونینی میان ادوارد و جیمی (نامزد کیم) برای به دست آوردن او شکل بگیرد.

مثلث عشقی این سه نفر به خوبی یادآور افسانه دیو و دلبر و داستان گوژپشت نتردام است. علاوه بر ادوارد و کیم، بقیه کاراکترها نیز از پرداخت مناسبی برخوردارند که در این میان پگی (مادر خانواده) دارای جایگاه ویژه‌ای ا‌ست. چون که به نوعی، نقش مادرخوانده مهربان ادوارد را دارد و اصلا اوست که باعث آشنایی این شخصیت با دنیای پیرامونش می‌شود.

ادوارد دست‌قیچی

برتون و ژانر فانتزی وحشت آفرین

سینمای تیم برتون همیشه تحت تاثیر سبک‌های سینمایی مختلفی بوده است اما به طور خاص تقریبا تمام آثار او متاثر از فیلم‌های دو ژانر فانتزی و وحشت هستند. بنابراین، اتفاقات عجیب و غیرعادی در جهان سینمایی این فیلم‌ساز بزرگ امری عادی محسوب می‌شود. در دنیای شگفت آور آثار برتون ممکن است همه معادلاتی که در سینما یا زندگی واقعی شاهد آن بوده‌ایم وارونه شود.

مثلا در فیلم بیتل جوس (که شاید پارودی فیلم‌های ترسناک باشد) ارواح ساکنین قبلی خانه‌ای در پی بیرون راندن کسانی هستند که به تازگی در آن جا سکنی گزیده‌اند زیرا فکر می‌کنند که این افراد آسایش آن‌ها را مختل کرده‌اند. دقیقا برعکس آثار معروف ژانر وحشت!

مانند سایر فیلم‌های این کارگردان چنین ویژگی منحصر به فردی در ادوارد دست قیچی هم یافت می‌شود. به عنوان مثال در لحظه ورود ادوارد به دهکده، ظاهر غریب و ترسناک او نه تنها باعث نگرانی مردم آن جا نمی‌شود، بلکه لحظه به لحظه به کنجکاوی و اشتیاق آنان می‌افزاید. گویی آن‌ها در انتظار آمدن چنین شخصی بودند و اکنون به آرزوی خود رسیده‌اند! یا مثلا در یکی از اولین سکانس‌های فیلم (که شبیه سکانسی در فیلم ماجراجویی بزرگ پی وی است) دستگاه عجیب و غریبی را می‌بینیم که برای انجام کار ساده‌ای مثل شکستن تخم‌مرغ روش‌های پیچیده‌ای را به کار می‌گیرد.

ادوارد دست‌قیچی

سبک اکسپرسیونیستی فیلم Edward Scissorhands

یکی از نکاتی که در نقد فنی فیلم Edward Scissorhands، پرداختن به آن را لازم می‌دانم نورپردازی اکسپرسیونیستی فیلم است که عمده‌ترین خصوصیات آن کنتراست زیاد نماها، استفاده از سایه‌های تیز و تابش نور به صورت اتمسفریک و غلوشده است. و تداعی کننده سبک فیلم‌سازی افرادی چون فریتس لانگ و رابرت وینه است.

البته این شکل از نورپردازی منحصرا مربوط به سکانس‌هایی است که ادوارد را در محل سکونت اولیه‌اش (قصر مخوفی که پیشتر به آن اشاره کردم) می‌بینیم. این قلعه هراسناک به دلیل این که در تاریکی گسترده‌ای فرورفته و از تابش آفتاب کمترین بهره را دارد، ناخودآگاه بیننده را به یاد رحم (زهدان) مادر می‌اندازد. به همین خاطر هنگام خروج ادوارد از آن جا و عزیمتش به سمت روشنایی دهکده‌، ما در مقام بیننده شاهد تولد دوباره این شخصیت هستیم و در زمان بازگشت او به این مکان، بی آن که بدانیم به یاد مرگ می‌افتیم.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم توکیو غول – Tokyo Ghoul، صلح بین غول و انسان با داستانی سرشار از خشونت

صلح بین غول‌ها و انسان‌ها با داستانی سرشار از خشونت فیلم سینمایی یک اثر اقتباسی از مانگا و انیمه توکیو غول است. به نوعی می‌توان گفت که این اثر هم اقتباسی از مانگا توکیو غول و هم لایو اکشنی برای انیمۀ این مجموعه به حساب می‌آید. این اثر تقریباً موفق‌ترین و پرفروش‌ترین اثر کارگردان این […]

سریال Itaewon Class

کلاس ایته‌وون یک سریال درام و عاشقانه و محصول 2020 کره جنوبی است. این سریال 16 قسمتی به کارگردانی کیم سئونگ یون و براساس وبتونی به همین نام ساخته شده است. این اولین سریالی است که توسط بزرگ‌ترین کمپانی پخش فیلم در کره‌جنوبی به نام Showbox منتشر می‌شود. کلاس ایته‌وون عنوان بهترین درام کره‌ای در […]

فیلم The Call

فیلم تماس یا The Call، فیلمی در ژانر هیجان انگیز ، ترسناک و راز آلود است و به کارگردانی و نویسندگی Chung-Hyun Lee ساخته و پرداخته شده است. این فیلم امتیاز ۷٫۲ را از میان ۱,۳۶۵ رای درسایت IMDB دریافت کرده است. The Call (کره ای: 콜 ؛ Kol)، فیلمی مهیج و محصول کره جنوبی […]

سریال Arthdal Chronicles

سریال سرگذشت آسدال اولین مجموعه کره‌ای (کی دراما) است که درباره این دوره از تاریخ صحبت می‌کند و در یک دوران باستانی تخیلی اتفاق می‌افتد. حتی می‌توان گفت اولین در ترکیب ژانرهای فانتزی تاریخی به این سبک و سیاق است. سریال در داستان‌سرایی و شرح جهان خود خوب عمل کرده است اگرچه تا اواخر فصل […]