مشخصات اثر

  • نام اثر
    wandavision وانداویژن
  • ژانر
    اکشن درام عاشقانه
  • سال ساخت
    2021
  • نوع اثر
    سریال تک فصل 9 قسمت
  • زمان
    40 دقیقه‌
  • کشور سازنده
    آمریکا
  • نام کارگردان
    مت شکمن
  • نام نویسنده
    جک شفر
  • بازیگران
    الیزابت اولسن پل بتانی کاترین هان
  • استودیو سازنده
    مارول استودیوز
  • بازخورد و میزان استقبال
    امتیاز : ۸٫۳ در سایت IMDB
نوشته شده در: توسط: فاطمه جباری در: فیلم و سریال

ونداویژن مینی سریالی که با تکیه بر کمیک‌بوک ابرهیرو اسکارلت ویچ و با بدنه‌ای از جنس مارول ساخته شده است . فیلمی در ژانر معمایی و قهرمانی که این‌بار موضوع زمان را مورد استفاده قرار داده است. وندا بعد از مرگ ویژن دچار شکست عاطفی عمیقی شده و به دنبال راهی برای بازگرداندن ویژن می‌باشد. این غم به حدی قدرتمندانه در روح وندا پیش‌روی کرده که تنها راه درمان را برای او در انتقام قرار داده است.

او با استفاده از نیروی جادویی خود، زندگی ایده‌آل و رویایش را در قالبی آسیب‌پذیر اما پایدار، از میدان مغناطیسی ایجاد کرده است. قدرت او تمام اهالی شهر وست‌ویو را هم تحت تاثیر قرار داده و مردم را وارد فضای ساختگی و مصنوعی وندا کرده است. او با انرژی خود سبک زندگی و برهه‌ی زمانی که وست‌ویو در آن قرار دارد را تنظیم می‌کند تا بتواند در آرامش با ویژن زندگی کند.

سرعت گذر زمان در محل زندگی وندا سریع است و هرچه از خانه‌ی او فاصله گرفته ‌شود این سرعت کندتر می‌شود و افعال و حرکات مردم آهسته‌تر پیش می‌رود. وندا در قبال یک سری اتفاقات رخ داده در داخل هاله‌ی انرژی‌اش آگاهی ندارد و نمی‌تواند بر آن‌ها احاطه پیدا کند. این باگ داستانی در شخصیت ویژن مصداق پیدا می‌کند، رفتار او به رفتار سایر مردم که طبق الگوریتم خاصی رفتار می‌کنند شباهت ندارد و استفلال فکری و شخصیتی او را از بقیه متمایز کرده است.

ترکیبی از ابرقهرمان‌ها و نمایش ترومن

اگر ویژن زاده‌ی ذهن ونداست پس چطور ممکن است خارج قواعد بازیِ او عمل کند و نشانه‌های غیرواقعی بودن دنیایی که در آن قرار گرفته را پیگیری نماید؟

مینی‌سریال دارای ” ارتباط معنوی نزدیکی “با فیلم (نمایش ترومن (1998)) ساخته‌ی پیتر ویر است. دنیایی ساختگی و مصنوعی که ساکنین آن متوجه نیستند اما عده‌ای به تماشای آن‌ها مشغولند و کنش‌های آن‌ها را دنبال می‌کنند. دروغی بزرگ که مردم را به خود مشغول کرده و اجازه‌ی تفکر و تصمیم را به آن‌ها نمی‌دهد.

تراژدی عجیبی که ذهن بیننده را به خود مشغول می‌کند و همیشه احساس می‌کند دو چشم در حال دیدنشان است. آمیختگی دو دنیای‏ رؤیایی و واقعی که حقیقت نادرستی را خلق کرده و قوانین خاص خودش را بیان می‌کند، قلب داستان را تشکیل داده است.

کمدی دهه شصت و هفتاد سینما

دو قسمت ابتدایی این سریال بر محوریت کمدی موقعیت شکل گرفته است. طنزی که بیشتر در آثار دهه شصت و هفتاد سینما و اصطلاحا سینمای کلاسیک دیده می‌شود. نوع کمدی نهفته در این دو قسمت از نظر ریتم و نوع بازی بازیگران توانسته این شباهت را به خوبی نمایش دهد. در تمام لحظات دو اپیزود آغازین، معمایی وجود دارد که وندا و ویژن نشانه‌هایی از مجازی بودنِ حقیقتی که پیش روی مخاطب است را به داستان القا می‌کنند.

بیننده احساس اطمینان و اعتماد نمی‌کند و منتظر ضربه‌ای برای بیرون آمدن از این حباب شک است. تاریخ 23 آگوست و قلبی که وندا به دور آن کشیده اما علت دقیق آن را نمی‌داند، یکی از المان‌هاییست که بر جذابیت هر چه بیشتر این معما افزوده و کشش بیشتری به داستان بخشیده است. نکته‌ی دیگری که موجب تردیدی دو چندان درباره‌ی زندگی عاشقانه و آرام وندا و ویژن می‌شود، سکانس متلاشی شدن سر ویژن در قسمت آخر انتقام‌جویان توسط تانوس است.

جک شافر و گرچن اندرز تمام تلاش خود را کرده‌اند که در معمامحور بودن داستان و پیش‌روی به سمت ادبیات ابرقهرمانی همچنان وجهه‌ی طنز ماجرا را حفظ کنند و اپیزودهای اول را در فضایی متفاوت روایت کنند. قسمت موهوم ماجرا نقطه‌ی عطف این سریال نیز هست که با تلنگرها و کدهایی که به بیننده می‌دهد، تکاپو را به بدنه‌ی ماجرا اضافه می‌کند. اپیزود دوم این سریال تاحدودی موفق‌تر از اپیزود اول ظاهر شده است.

طنز کلاسیک

بخش اول بیشتر بر نمایشی از جنس طنزهای‌کلاسیک تاکید دارد اما اپیزود دوم شروع جدی‌تری برای ونداویژن رقم می‌زند. بارداری ناگهانی وندا ضربه آخر را به داستان می‌زند و فضا را غیرواقعی‌تر نشان می‌دهد. در نگاه اول بیننده ممکن است این سرعت رشد جنین را مشابه با رشد خون‌آشام‌ها در مجموعه‌ی توآیلایت بداند اما خود سریال به تدریج این احتمال را کنار می‌زند.

پیچیدگی سبک روایت، از نقاط قوتی است که مارول در جدیدترین اثر خود به آن پرداخته است. تغییرات زمانی و عبور از دهه‌های مختلف بدون تغییر در ظاهر و سن کاراکترها خبر از احاطه‌ی قدرتی نوظهور به بستر جهان مارول می‌دهد. دنیایی که در عین واقعیت، شبیه یک وهم عمل می‌کند و رویکردی سورئالیستی را در نظر گرفته است.

قسمت سوم رضایت بیشتری را به دنبال دارد و مخاطبان دوآتشه‌ی مارول را تا حد خوبی اغنا می‌کند. شاید بتوان گفت قسمت چهارم این مینی‌سریال شاه کلیدهای اصلی ماجرا را در فلاش‌بک‌هایی از وقایع رخ داده به بیننده ارائه می‌کند. سازمان SWORD (Sentient Weapon Observation and Response Division) حالا بیشتر به داستان ورود پیدا کرده و در حال ایجاد دو قطبی جدی‌تری در طرفین ماجرا می‌باشد.

کاپیتان مارول وارد می‌شود

یکی دیگر از نکاتی که این فیلم را برای طرفداران مارول اختصاصی‌تر کرده است حضور مانیکا رامبی( کاپیتان مارول)، پای دارسی (ثور: دنیای تاریک) و مامور اف بی آی جیمی وو (مرد مورچه ای) در متن داستان است. کمپ ای بی آی در اطراف محوطه‌ی وست‌ویو و حضور دارسی که حالا دکتری‌اش را گرفته است، به شدت خاطرات ثور و ناتالی پورتمن را برای بیننده زنده می‌کند. از اپیزود پنجم تا به آخر، داستان در قالب همیشگی مارول بر موج سوار می‌شود و ازین نظر جذابیت‌های بصری مارولی خود را تکرار می‌کند.

مهم‌ترین فکت و اوج داستان، در عدم اطمینان و تردیدی است که نسبت به خوبی یا بدی شخصیت وندا ایجاد می‌شود و تا انتها هم ادامه پیدا می‌کند.

جادوگر سرخ

الیزابت اولسن درنقش واندا ماکسیموف/ جادوگر سرخ (انتقام جویی که می‌تواند جادو را مهار کند و از قدرت هیپنوتیزم برخوردار است) در این سریال وجه خبیث کهن الگوی منجی مونث یعنی زن ویرانگر را تداعی می‌کند. او به دنبال آسیب به دیگران نیست اما راه و روش انتخابی او مخرب، خشن و بی‌رحمانه است.

وندا زندگی چندین نفر را تحت تاثیر قرار داده تا بتواند ویژن را به زندگی برگرداند و طعم زندگی با او را بچشد. او این کار را تنها برای خودش انجام می‌دهد اما مدام تکرار می‌کند که این عمل به خیر و صلاح ساکنین وست‌ویو نیز بوده است. وقتی جان چندین نفر را برای حفظ جان ویژن به خطر می‌اندازد احساساتش را کنار می‌گذارد و به صورتی خودخواهانه تصمیمش را عملیاتی می‌کند. او در تمام داستان از حقایقی خبر دارد که قابل توضیح نیست.

پل بتانی درنقش ویژن، ربات اندروئید و یکی از اعضای انتقام جویان که با استفاده از هوش مصنوعی برگرفته از جارویس، اولتران، سنگ ذهن، تونی استارک و دکتر بروس بنر ساخته شده‌ است. علارغم اینکه وندا با شخصیت‌پردازی به نسبت کامل‌تری در این سریال حاضر شده اما ویژن همچنان در این زمینه نقص دارد. شاید علت اصلی این نقص در سیاست دنباله‌دار بودن آثار مارول(MCU) حل شود اما در ذهن مخاطبی که بیننده‌ی این مینی سریال است نمی‌تواند جایگاه دقیق و درستی پیدا کند.

جادوی سیاه مقابل جادوی سرخ

کاترین هان درنقش اگنس/ آگاتا هارکنس، جادوگری که در ابتدا به عنوان دوست و همسایه‌ی وندا با هویت اگنس به قاب تصویر کشیده می‌شود. او فردی است که به جادوی سیاه دسترسی دارد و به همین علت از جامعه‌ی جادوگران طرد شده است. آگاتا/اگنس نقش بسزایی در ریتم و هیجان داستانی دارد و همین نکته باعث شده تا بتواند از تیغ پرسش‌های پیرامونش توسط مخاطب جان سالم به در برد.

سوالی که مطرح می‌شود این است که هدف اصلی آگاتا از به دست آوردن قدرت جادویی اسکارلت ویچ چیست و برای چه اقدامی دست به این جنگ زده است؟ قصد و نیت آگاتا ازین اقدام هیچ‌وقت مشخص نشد و تنها اتفاق مورد تاکید دوربین، صحنه‌ی مرگ سایر جادوگران توسط او برای بیان گذشته‌اش می‌باشد.

ادای احترام به آدری هپبورن

طراحی لباس‌های این مینی‌سریال شدیدا مورد توجه منتقدین و مخاطبین قرار گرفته است. لباس‌ عروسی ویژن و وندا ماکسیموف که در صحنه‌های ابتدایی مورد استفاده قرار گرفته بود، یکی از مورد توجه‌ترین طراحی‌ها است که به عنوان ادای احترام به آدری هپبورن طراحی شده بود.

از جذابیت‌های بصری این مینی سریال ساختار تصویربرداری کلاسیک آن در اپیزودهای اول است که سطح مهارت و توانایی تیم تولید را به نمایش گذاشته است. استفاده از نسبت ابعاد 4: 3 برای صحنه های سیاه و سفید، ابتدایی‌ترین و در عین حال مهم‌ترین بخش ساخت این سکانس‌ها بوده است. طبق گزارشات طراحان مختلفی با هم همکاری کرده‌اند تا ظاهری یکپارچه برای شخصیت‌ها در صحنه‌های سیاه و سفید داشته باشند.

مارک ورتینگتون، طراح تولید گفته است که تیم او به مرور یاد گرفت که چگونه رنگ‌های مختلف در قالب سیاه و سفید خود را نشان می‌دهند.

گریم یکی از چالش برانگیزترین قسمت‌های ساخت یک اثر در تولیدات مارول به حساب می‌آید که با وجود وندا و ویژن این پروسه چند برابر پیچیده‌تر شده است. کارن بارتک، آرایشگر مو، 22 کلاه گیس برای این مجموعه ایجاد کرد تا دوره‌های مختلف زمانی را نشان دهد.

سلیقه‌ی کمدی و علایق مردم به طنز در طی دوران‌ متوجه تغییر شده و سبک و فرم جدیدی پیدا کرده است. به همین جهت مربی گویش، کورتنی یانگ، به صداپیشگان کمک کرده تا لهجه و نوع حرکاتشان مشابه با مردم در هر دوره زمانی باشد.

حواشی اثر

وانداویژن (WandaVision‎) مینی‌سریالی اینترنتی و محصول سال 2021 آمریکا است. جک شفر کارگردان، تهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی این مینی‌سریال را برای دیزنی‌پلاس تولید کرده ‌است. شفر پیش‌از این فعالیت‌های دیگر هم برای MCU داشته که می‌توان از آن به فیلم‌‌نامه‌ی کاپیتان مارول و بیوه‌ی سیاه اشاره داشت.

ونداویژن، بر اساس شخصیت‌های اسکارلت ویچ و ویژن از مارول کمیکس ساخته شده‌، این مجموعه بخشی از دنیای سینمایی مارول (MCU) می‌باشد. الیزابت‌اولسن بازیگر نقش وندا درباره‌ی این اثر گفته است : سریال توضیح می‌دهد که چگونه و چرا واندا به عنوان جادوگر سرخ شناخته می‌شود، زیرا او در آثار قبلی سینمای مارول (MCU) به این عنوان شناخته نشده بود و افشای این راز پس از وقایع فیلم انتقام‌جویان: پایان بازی (۲۰۱۹) رخ می‌دهد.

سریال جدید مارول

جدیدترین سریال مارول به تهیه‌کنندگی کوین فایگی ساخته شده‌ و جک شفر به عنوان شورانر و مت شکمن به عنوان کارگردان این سریال برگزیده شده‌اند. از ستارگان این فیلم می‌توان به الیزابت اولسن و پل بتانی در نقش‌های واندا ماکسیموف و ویژن اشاره کرد. تیونا پریس، کت دنینگز، رندل پارک و کاترین هان نیز سایر بازیگران این سریال هستند که به ایفای نقش پرداخته‌اند. همچنین در این اثر ایوان پیترز در نقش کوئیک سیلور ظاهر شده ‌است که پیش از آن، آرون تایلر-جانسون این نقش را بازی می‌کرد.

فیلمبرداری در نوامبر 2019 در آتلانتا، جورجیا آغاز شد و پیش از تکمیل روند تولید به دلیل همه‌گیری COVID-19 در مارس 2020 متوقف شد. در نهایت ادامه‌ی مراحل فیلم‌برداری و تولید در سپتامبر 2020 در لس آنجلس مجددا پیگیری و آغاز شد و در نوامبر به پایان رسید. این مجموعه شامل 9 قسمت است، که اوایل داستان در قالب یک سریال کمدی نیم ساعته ارائه شده است.

شش ساعت هیجان

سه قسمت اول هر کدام حدود 30 دقیقه طول می‌کشد و قسمت‌های باقی‌مانده دارای زمان‌بندی‌های متفاوتی هستند. در مجموع تقریباً نزدیک به شش ساعت محتوا انتظار مخاطب را می‌کشد. بودجه هر قسمت از این مجموعه تا 25 میلیون دلار گزارش شده است. برای فیلم‌برداری این سریال از 47 لنز دوربین مختلف برای هفت دوره زمانی استفاده شده، که بسیاری از آن‌ها لنزهای مدرنی بودند که به منظور حفظ مشخصات لنزهای دوره مربوطه، اصلاح شده‌اند.

در بخش روشنایی و نورپردازی، عمدتا از چراغ‌های تنگستن برای قسمت‌های 1950 تا 1970 استفاده شده است، چرا که آن‌ها وسایل نورپردازی مورد استفاده در آن دوران بوده‌اند. سپس برای قسمت‌های 2000 نور LED مورد استفاده نورپردازان قرار گرفت تا خط زمانی درستی برای استفاده از تجهیزات ایجاد شود.

Nielsen Media Research که تعداد دقایق تماشای آثار پخش شده در مجموعه‌های تلویزیونی ایالات متحده را اندازه گیری می‌کند، WandaVision را با 434 میلیون دقیقه مشاهده به عنوان ششمین سریال اصلی تماشا شده در بین سرویس‌های پخش تلویزیونی برای هفته های 11 تا 17 ژانویه 2021 اعلام کرد.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده

این مطالب را هم از دست ندهید

فیلم Me and Earl and the Dying Girl

(من و ارل و دختر در حال مرگ) سینمایی رمانتیک است که بر زیربنایی از طنز و کمدی بنا نهاده شده است. این اثر در قالب مکتوب و نوشتاریِ یک رمان می‌تواند جذاب‌تر باشد اما صحنه‌های طنز اجازه‌ی جا ماندن از شکل کتابی را نداده است. فیلم بیشتر از آنکه بر سرطان ریچل تمرکز داشته […]

فیلم The King and the Clown

شاهی اسیر شهوت فیلم شاه و دلقک به زیبایی دو موضوع مهم را مدنظر قرار می‌دهد. فسادی که در لایه‌های حاکمیت نفوذ کرده است و بسته به مقام و جایگاه هر شخص، از بالاترین مقام تا پایین ترین سطوح، به اشکال متفاوتی خود را نشان می‌دهد. پادشاهی که اسیر گذشته خود است و در حالی […]

فیلم The Odd Family: Zombie

داستان زامبی اگرچه در بین فیلم‌های ژانر وحشت سینمای غرب از قدمت برخوردار است. اما در سینمای کره‌ی جنوبی، موضوع جدیدالورودی محسوب می‌شود. پس از موفقیت فیلم خوش ساخت قطار بوسان که توسط یان سنگ هو ساخته شد؛ این بار کارگردان دیگر کره‌ی جنوبی به نام لی مین جه دست به ساخت فیلمی با موضوع […]

فیلم Mortal Kombat

اگر عاشق بازی‌های اکشن و مبارزه‌ای باشید، قطعا نام سری بازی‌های مورتال کمبت به گوشتان خورده است. بازی که با خشونت بسیار خود در بین تمامی گیمرهای جهان شناخته شده است. بازی که بر اساس مبارزه کاراکترها طراحی گردیده و نبرد آن‌ها را در زمین مبارزه به نمایش می‌گذارد. مورتال کمبت بازی بر مبنای روایت […]