نوشته شده در: توسط: تیم تحریریه اونترنت در: مقالات

مرد شنی یکی از کمیک‌های شرکت دی‌سی محسوب می‌شود که توسط نیل گیمن خلق شده است. او با نام‌های ارباب رویاها، مورفیوس و سندمن در بین هواداران خود و مخاطبان دنیای کمیک شناخته می‌شود. مرد شنی همزمان با نخستین موجودی که توانایی رویاپردازی داشت متولد شد و تا مرگ آخرین موجودی که توانایی دیدن رویا داشته باشد، زنده خواهد ماند. در واقع باید گفت که مرد شنی یک موجود نامیرا است که مرگ نمی‌تواند او را در چنگال خود اسیر کند. نکته جالب توجه درباره شخصیت مرد شنی این است که مفهموم رویا بدون نام بردن از او بی معنا است و در واقع هویت او در رویاپردازی‌های موجودات دیگر معنا پیدا می‌کند. یکی از نکات جالبی که می‌توان درباره شخصیت مرد شنی در دنیای کمیک‌ها بیان داشت این است که او توانسته مفاهیمی که در دنیای روانشناسی معاصر در این چند دهه اخیر باب شده را به زبانی ساده و کاملا عملی در قالب شخصیت‌هایی که رویاهای انسانی را شکل می‌دهند بیان کند؛ از همین‌رو کمیک مرد شنی یکی از جذاب‌ترین و ارزشمندترین کمیک‌های تاریخ محسوب می‌شود.

کمیک مرد شنی یکی از آن دست کمیک‌هایی است که بسیار مورد توجه و تحسین منتقدان قرار گرفته و توانسته جوایز بسیاری را از آن خود کند. در واقع باید گفت که مرد شنی از معدود رمان‌های کمیک است که در فهرست پرفروش‌ترین‌های مجله نیویورک تایمز در کنار Maus، Watchmen و The Dark Knight Returns قرار گرفته است.

یکی دیگر از نکات جالب توجه درباره کمیک مرد شنی این است که نورمن میلر آن را به عنوان یک کمیک استریپ برای روشنفکران توصیف کرده است.

کمیک مرد شنی

نخستین حضور

در واقع اگر بخواهیم منصفانه بررسی کنیم باید گفت که: مرد شنی، تولد خود را مرهون نیل گیمن است که به واسطه احیای سریال مرد شنی که توسط جو سایمون و مایکل فلیشر نوشته شده بود. شخصیت تازه‌ایی از او را به دنیای کمیک‌ها معرفی کرد. گیمن در نظر داشت شخصیت‌هایی تازه از «جریان رویا» (از جمله کربی سندمن، بروت، گلوب، و برادران کین و هابیل) را برای اولین بار در صحنه‌ای از مینی‌سریال Black Orchid در سال ۱۹۸۸ قرار دهد.

گیمن شخصیت تازه خود را بر اساس تصویر مردی جوان با موهای تیره و بلند، لاغر، رنگ پریده، برهنه با چشمانی عجیب و اسیر در یک سلول کوچک که در انتظار مرگ است، آفرید. او سعی کرد لباس شخصیت تازه خود را هم بر اساس کیمونوی ژاپنی خود طراحی کند. گیمن در وهله نخست یک طرح هشت شماره‌ایی نوشت و آن را به دیو مک کین و لی بولچ داد تا طرح‌اش مورد بررسی‌های نهایی قرار بگیرد. به مرور زمان و با با توسعه خط داستانی پیچیده و شخصیت‌ها، رویکرد گیمن برای نوشتن فیلمنامه این سریال دشوارتر شد. خود او در این‌باره می‌گوید: زمانی که نوشتن فیلمنامه Sandman را شروع کردم، چند هفته طول می‌کشید تا فیلمنامه بنویسم.

نخستین شماره مرد شنی، گیمن در تاریخ در ۲۹ نوامبر ۱۹۸۸، به فروش رفت و در تاریخ ژانویه ۱۹۸۹ برای اولین بار منتشر شد.

محبوبیت مرد شنی

کمیک مرد شنی یا همان the sandman با این که یک داستان کاملا تخیلی را روایت می‌کند، اما در دل خود سعی می‌کند حقایقی را مطرح کند که عناصر غیر واقعی داستان را تحت‌الشعاع خود قرار دهد و مخاطب را در یک دنیای ذهنی جذاب غرق کند. باید انصاف داشته باشیم که تمام این خصوصیات‌های پیچیده‌ایی که در جای جای داستان مرد شنی قرار گرفته است مرهون قلم و نگارش گیمن است. در واقع گیمن روح دمیده شده در کیمک مرد شنی است.

جهان مرد شنی تفاوت چندانی با جهان مملوس ما ندارد. شاید بهتر باشد اینطور بگویم که همان‌طور که در دنیای ما با توجه به حضور تکنولوژی و پیشرفت‌های بشری در حوزه علوم مختلف، هنوز که هنوز حرف از جادو و جمبل، سحر و خرافات و حتی مفاهیمی فرا بشری وجود دارد، ساکنان دنیای مرد شنی هم باور‌های خاص خود را در زمینه‌های سحر و جادو دارند. و از باورهای خاص خود پیروی می‌کنند. نکته جالب توجه در این باره این است که در دنیای مرد شنی حتی اساطیر و خدایان هم بسیار قابل لمس‌تر هستند.

شاید از همین رو است که یکی از دلایل جذابیت کمیک مرد شنی در میان مخاطبان، همین نکته باشد که مرد شنی سعی کرده است تا جهانی شبیه به جهان موجودات انسانی داشته باشد تا برای هواداران و مخاطبان خود ملموس‌تر به نظر بیاید.

مرد شنی

بسیاری از منتقدان بر این عقیده هستند که از آنجایی که در مرد شنی سعی شده از انواع شخصیت‌ها، اسطوره‌ها و رویاها بهره گرفته شود، بهترین نوع ارائه آن در قالب کمیک بوده است و نمی‌توان تصوری دیگر برای آن داشت؛ چون در غیر این صورت تمام بسترهای داستانی آن از بین می‌رفت و حیف و میل می‌شد. در واقع نظر منتقدان در ابین باره اینطور است که چون نمی‌توان مرز مدیوم‌ها و عنصرهای ادبی را در The Sandman مشخص کرد، نشانه شاهکار بودن آن است و همین امر بر میزان محبوبیت آن در بین مخاطبان می‌افزاید.

شاید بتوان یکی دیگر از دلایل محبوبیت کمیک مرد شنی را ژانر منحصر به فرد آن دانست. ژانر فانتزی تاریک که در یک فضایی مدرن سعی دارد تا داستان‌هایی را با عناصر جادویی و اسطوره‌ایی بیان کند.

مارک باکستون متنقد ادبی این کتاب را به عنوان “داستانی استادانه که حرکتی از فانتزی تاریک بالغ را ایجاد کرد” توصیف کرد که تا حد زیادی در آثار فانتزی قبلی پیش از آن دیده نشده بود. او در واقع بر این باور است که کمیک مرد شنی به شکلی متافیزیکی به نگارش در آمده و می‌تواند در ژانرهای دیگر مانند فانتزی شهری، فانتزی حماسی، درام تاریخی و ابرقهرمانی نیز قرار بگیرد.

سخن آخر

در واقع مرد شنی با آنکه از لحاظ قالب کاری، یک کمیک حرفه‌ایی محسوب می‌شود اما به سبب ادبی هم هیچ چیزی از یک رمان کم ندارد و بدون در نظر گرفتن تصاویر گرافیکی هم می‌تواند مخاطب خود را در لابه‌لای خطوط داستانی‌اش به دام شگفتی و کشش بیندازد و چنان قوه تخیل او را به کار بگیرد که دیگر هیچ نیازی به عناصر بصری اضافه‌یی نداشته باشد و مخاطب را در دنیای داستانی و ماورایی خود غرق کند.

The Sandman راوی‌های گوناگونی دارد و شخصیت‌های بسیاری در آن حضور دارند که گاهی رویا می‌بینند و گاهی رویاهای‌شان را زندگی می‌کنند. کمیک بوک بودن The Sandman به هر چه بهتر زنده شدن دنیا و شخصیت‌هایش کمک قابل توجهی کرده که در نوع خود، یک اثر کاملا نوآور و خلاقانه محسوب می‌شود که پیش از انتشار اولیه‌اش در سال ۱۹۸۹، نظیری نداشته است.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده