نوشته شده در: توسط: تیم تحریریه اونترنت در: مقالات

شاید اسطوره‌ها قدیمی‌ترین مفهومی باشند که بشر با آن روبه‌رو شده است. در واقع اسطور‌ه‌ها با رموز عجیب خود همواره یکی از جذابیت‌های تفکر و تامل برای بشر بوده است. و شاید به همین خاطر است که بخشی جداناشدنی از ادبیات شده و در طول تاریخ حضور پررنگی از خود به جا گذاشته است.

اسطوره‌ها از کجا می‌آیند؟

هزاران سال پیش مردم علومی نداشتند که به آنها در درک زندگی کمک کند. به عنوان مثال، آن‌ها نمی‌دانستند که چرا خورشید هر روز صبح طلوع می‌کند یا چرا فصل‌ها تغییر می‌کنند. مردم باستان، بیماری، مرگ و بلایای طبیعی را می‌دیدند، اما نمی دانستند چه چیزی باعث آن‌ها شده است. گروه‌هایی از مردم داستان‌ها و باورهای خود را برای توضیح دنیای اطراف خود توسعه دادند. این داستان‌ها معمولا نوشته نمی‌شد. در عوض، آن‌ها بخشی از یک سنت شفاهی بودند، به این معنی که آن‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شدند و نسل‌های بعدی آن‌ها را با صدای بلند به عنوان داستان بیان کردند. مردم با شنیدن داستان‌ها آن‌ها را به عنوان حقیقت پذیرفتند. به این ترتیب اسطوره‌ها تبدیل به باور شدند. به همین دلیل است که اساطیر با دین پیوند تنگاتنگی دارند.

اسطوره‌ها در دنیای کودکان

 

اسطور‌ها معمولا به عنوان داستان‌هایی در مورد خدایان یا شخصیت‌های الهی بیان می‌شوند. آنها به سؤالات بزرگی پاسخ می‌دهند:

  • جهان چگونه ایجاد شد؟
  • انسان ها از کجا می‌آیند؟
  •  چگونه آتش ساختن یا آهنگری فلز را یاد گرفتیم؟
  • خاستگاه خدایان چیست؟

اصطلاح «اسطوره» ممکن است بیشتر برای پوشش چرخه‌های کامل داستان‌ها، مانند داستان‌های خدایان ایرلندی یا چهار شاخه مابینوگی، که با شخصیت‌های نیمه الهی ولزی سروکار دارند، استفاده شود. داستان‌هایی که توضیح می‌دهند مردم خاصی از کجا آمده‌اند و به عنوان «افسانه‌های منشأ» شناخته می‌شوند. یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین این افسانه‌ها، افسانه بروتوس است؛ پناهنده‌ای از تروا که با کشتی به این سواحل رفت و تمام غول‌هایی که در آن زمان تنها ساکنان آن بودند را کشت و نام خود را به جزایر بریتانیا داد.

نکته مشترکی که در همه اسطوره‌ها و افسانه‌ها به چشم می‌خورد این است که همه آن‌ها ریشه در تجربه عمومی بشر دارند. در واقع چرخه‌های زندگی مشابه جهانی، از تولد، ازدواج، فرزند‌پروری، پیری و مرگ، ممکن است داستان‌های مشابهی را  درباره عشق واقعی یا خطرات بزرگ کردن کودکان، یا تلاش‌های بیهوده برای غلبه مرگ ایجاد کند. چنین معضلات و مشکلاتی برای انسان‌ها در هر کجا که زندگی می‌کنند مشترک است و به نوعی یک الگوی جهانی برای بیان اسطوره‌ها قلمداد می‌شود.

کارشناسان در مورد چگونگی توسعه و گسترش داستان‌ها از مکانی به مکان دیگر اختلاف نظر دارند، اما واضح است که اسطوره‌ها و افسانه‌ها همیشه نقشی تعیین کننده در فرهنگ هر سرزمینی داشته‌اند. افسانه‌های مفید از نسلی به نسل دیگر به شکل مختصر و قابل درک منتقل می‌شود. آنها توضیح می‌دهند که چرا نباید به کودکان کوچک اجازه داد در نزدیکی یک آب خطرناک سرگردان شوند. این داستان‌ها یا مشابه آن‌ها معمولا سینه به سینه به نسل‌های دیگر منتقل می‌شود.

اسطوره‌ها و ادبیات کودکان

اسطوره‌ها در ادبیات کودکان می‌توانند قلمروهای تخیلی تازه‌یی را بگشاید که به کودکان اجازه می‌دهد تا از یکنواختی زندگی روزمره خود دوری کنند و به جای آن قهرمان مرد یا زنی را که با هیولاها و شیاطین مبارزه می‌کند، دنبال کنند. در واقع داستان‌های افسانه‌ایی یا اسطوره‌ایی می‌تواند به خواننده کودک کمک کند تا جایگاه خود را در جهان، استنباط‌شان از تولد و مرگ، درک مسیر کودکی به بزرگسالی و تشخیص خوبی از بدی را بهتر شناسایی کنند.

ادبیات کودکان طیف وسیعی از ژانرها را در برمی‌گیرد. کتاب‌های مصور، متون مصور، رمان، شعر، داستان‌های نوجوانان، داستان‌های مدرسه، فانتزی، داستان‌های عامیانه و غیره. از آنجایی که کودکان هم در طول تاریخ  به متون دسترسی داشته‌اند، ریشه‌های آنچه ما اکنون «ادبیات کودکان» می‌نامیم دشوار است. در اواخر قرن هفدهم، نویسندگان، چاپخانه‌ها و کتاب‌فروشان تلا‌ش‌های عمده‌ای را برای تمایز متون کودکان از دیگر انواع ادبیات انجام دادند، به طوری که در اواخر قرن هجدهم، ادبیات کودک به‌عنوان مقوله‌ای خاص شناخته شد. از همین رو می‌توان گفت که حضور اسطوره‌ها نقش مهمی بر شکل‌گیری ادبیات کودکان داشته و توانسته است در طول تاریخ تاثیر مثبت خود را بر این گونه ادبی بگذارد.

جایگاه اسطوره در ادبیات کودکان

اسطوره‌ها در واقع بی‌مرز‌ترین مفهومی هستند که می‌توانند از محدودیت‌های تاریخی، علمی، مذهبی و فرهنگی فراتر بروند و جایگاه ویژه خود را خلق کنند. واژه اسطوره ریشه در زبان یونانی دارد و به معنای داستان است. بیشتر اسطوره‌ها سفرهای قهرمانانه را نشان می‌دهند، جایی که قهرمانان زندگی معمولی خود را ترک می‌کنند و رهسپار دنیای ماوراء‌طبیعی می‌شوند. آن‌ها بر موانع غلبه می‌کنند و با دانش و بینش جدید به جوامع خود بازمی‌گردند و آماده غنی‌سازی جامعه هستند. چنین سفرهای بیرونی استعاره‌ای از سفر درونی به ناخودآگاه، نبرد با روشنایی و تاریکی، و جستجوی شناخت خود است. در واقع اسطوره به خواننده خود گوشزد می‌کنند که مفاهیمی عمیق‌تر در جهان هستی وجود دارد که با شناختن آن‌ها زندگی بشر می‌تواند با مشکلات کمتری پیش برود و جهان جای بهتری برای زیستن شود.

اسطوره‌ها با حضور در دنیای کودکان، تلاش می‌کنند تا بتواند با بهره‌گیری از پاکی و سادگی کودکان، دریچه‌های تازه‌یی را در دنیای ذهنی او باز کنند تا اثری موثر برای تجربه‌های او داشته باشند. به طور مثال داستان قهرمان گیلگمش یکی از همین اولین روایات جستجویی است که برگرفته از قطعاتی از شعر حماسی بابلی است که به احتمال زیاد در هزاره دوم پیش از میلاد سروده شده است. داستان مطابق با الگوی قهرمان جهانی یا یک اسطوره است، زیرا گیلگمش که احتمالا یک شخصیت تاریخی بود به دنیای زیرین سفر می کند، با هیولاها می‌جنگد و به دنبال جوانی ابدی می‌گردد.

دیو و پری در داستان‌های کودکان

شاید یکی از قدیمی‌ترین شخصیت‌هایی که در قصه‌های کودکان سراسر جهان وجود دارد و کودکان از همان سال‌های اولیه با آن‌ها آشنا می‌شوند، شخصیت دیو و پری باشد. دو شخصیتی که نمادهای از شر و خیر هستند که با رفتارها و اعمال خود به شنوندگان و خوانندگان قصه یادآور می‌شوند که برای زندگی بهتر و سعادتمند باید کدام راه را برگزینند.

اسطوره‌ها در دنیای کودکان

پری معمولا موجودی زیبا، دلفریب و مهربان است که همیشه سعی دارد افراد را از انجام کارهای ناشایست و زشت بازدارد. آن‌ها معمولا خلق و خویی نرم دارند تا بتوانند موثرترین تاثیر را بر روی خواننده بگذارند. اما بر عکس شخصیت پری، موجودی به نام دیو وجود دارد که بسیار زشت‌رو و زشت‌خو است و از انجام هیچ کار زشت و ناپسندی آبا ندارد و همواره سعی می‌کنند تا دیگران را همپای مقاصد شیطانی خود کند و جهان را از حضور خود ناامن کند.

دیو و پری دو شخصیت کاملا نمادین هستند که با حضور خود در داستا‌ن‌های کودکان به راحتی می‌توانند مفاهیم را به آن‌ها یادآوری کنند و نقش موثر تربیتی در شخصیت کودکان داشته باشند.

لزوم حضور اسطوره در کتاب‌های کودکان

همانطور که قبلا اشاره کردیم، اسطوره‌ها به دلیل آن‌که می‌توانند الگوهای کاملی از اخلاقیات باشند، تاثیر بسزایی در نگرش افراد ایجاد می‌کنند. در واقع اسطوره‌ها با حضور خود در قصه‌ها و افسانه‌ها می‌توانند پل ارتباط‌دهنده میان خیال، رویا و واقعیت باشند و ساختاری موثر از مفاهیم تاثیرگذار و مفید را در روح جامعه تزریق کنند.

از آنجایی که اسطوره‌ها همواره قصه‌های شنیدنی دارند به راحتی می‌توانند به دل کودکان راه پیدا کنند و مسیر درست و شایسته زندگی را برای آن‌ها به تصویر بکشند. اما این نکته را به یاد داشته باشید که این ارزشمندی و جذابیت اسطوره‌ها فقط در دنیای کودکان دارای اهمیت و مرتبه نیست، بلکه بزرگسالان هم با شناخت بهتر از اسطوره‌ها، می‌توانند برای نسل‌های آینده بشر جهانی بهتر را به یادگار بگذارند.

سخن آخر

شاید اگر قصه‌ها، افسانه‌ها و اسطوره‌ها نبودند جهان هم به درستی چهره خود را به نمایش نمی‌گذاشت و انسان همواره دربه‌در شناسایی آن بود. اسطوره‌ها میراث جامانده از بازماندگان بشرند که از همان کودکی با نقل سینه به سینه در دل آدمیان ثبت می‌شود تا یادآور این نکته باشد که حهان جایی برای زیستن بهتر است و خوشبحال آنانی که بتوانند این میراث ارزشمند را پاس بدارند و با همان مرغوبیت نخست، به نسل‌های بعدی منتقل کنند.

 

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده