نوشته شده در: توسط: تیم تحریریه اونترنت در: مقالات

دنیل توماس رند که بیشتر مخاطبان دنیای کمیک او را با نام آیرون فیست یا مشت آهنی می‌شناسند، یک شخصیت خیالی ابرقهرمان است که در کتاب‌های کمیک مارول وجود دارد. او عضو گروه انتقام‌جویان جدید است؛که توسط روی توماس و گیل کین خلق شده ‌است و برای اولین بار، در شماره ۱۵ مجله مارول پریمیر در مه سال۱۹۷۴ میلادی به مخاطبان دنیای کمیک معرفی شد.

کمیک آیرون فیست یا مشت آهنی درباره مرد جوانی است که مانند سایر ابرقهرمانان هویتی دوگانه دارد که در هنگام وقوع حوادث قدرتی ماورایی پیدا می‌کند تا بتواند از پس مشکلات پیش آمده بر بیاید.

مقاله پیشنهادی: کمیک مرد شنی (the sandman)

آیرون فیست متولد می‌شود

کان لون، شهری اسرارآمیز در نزدیکی هیمالیا است که هر ۱۰ سال یکبار، قابل دیدن است. در واقع کان لون برای اولین بار میلیون‌ها سال پیش توسط موجودات فرا زمینی، که در خارج از اتمسفر زمین زندگی می‌کردند، کشف شد.

کان لون در طول طول حیات طولانی خود توسط موجوداتی اعجاب‌آور به نام « پادشاهان‌ اژدها» اداره می‌شد. پدر آیرون فیست یا همان مشت آهنی، وندل رند، زمانی وارد شهر کان لون شد که خطری فرمانروای آنجا را تهدید می‌کرد. وندل با قدرتی که NHAJ توانست جان « لرد توان»، فرمانروای کان لون را نجات دهد و همین امر باعث شد تا وارث فرمانروا معرفی شود و خشم « یو- تی» پسر فرمانروا را برانگیزد.

وندل در طی مدتی‌ که در سرزمین کان لون اقامت داشت، با زنی به نام «شاکاری» ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند دختر به نام «میراندا رند-کای» شد.

کمیک آیرون فیست

پس از آن رند در یک مبارزه با «Davos» پیرزو میدان نبرد شد و توانست توسط لی کونگ دارای قدرت شو لائو نامیرا شود. بسیاری از منتقدان بر این عقیده هستند که لائو هزاران سال پیش توسط یک پادشاه اژدها به نام «چیان تنگ» تبدیل به مار بزرگ اسرارآمیزی شده بود. با این‌حال، با اینکه جنگجویان بزرگی از کان لون، پیش از این قدرت شو لائو را به دست آورده بودند و تبدیل به آیرون فیست شدند، اما رند مقاومت کرد و از پذیرش این قدرت سر باز زد.

دنیل رند ۹ ساله بود که شهر کان لون پدیدار شد؛ پدرش تصمیم گرفت تا او و هدر را به کان لون ببرد. آن‌ها به همراه «هارولد میچم»، شریک تجاری رند به هیمالیا رفتند. اما در همان حین، وندل از لبه کوهی به پایین سقوط کرد و درحالی‌که برای زنده ماندن خود تلاش می‌کرد تا لبه کوه را چنگ بزند، میچم را برای کمک صدا کرد، اما شریک او امیدوار بود که بعد از مرگ او بتواند سهم تجاری او را هم تحت کنترل بگیرد از همین رو او نه تنها هیچ کار مفیدی انجام نداد بلکه دو دستی رند را به سمت مرگ سوق داد. مدت کمی بعد از این ماجرا هم هدر جان خود را فدا کرد، تا از دنیل در برابر یک گروه گرگ محافظت کند. ساکنان کان لون در نهایت دنیل را پیدا کردند و همراه با خود بردند تا زنده نگاهش دارند. میچم که از زنده ماندن دنیل با خبر شده بود تصمیم گرفت تا در یک فرصت مناسب و با آمادگی قبلی یک برنامه دفاعی دقیق را برای حمله‌های بعدی طراحی کند.

دنیل رند که سوگند یاد کرده بود تا انتقام پدر و مادرش را بگیرد، زیر نظر لی کونگ به یادگیری هنرهای رزمی پرداخت؛ آن هم در طی مدت زمانی‌که در کان لون بزرگ می‌شد. اما نکته جال توجه در این باره این است که نزدیک‌ترین دوست او در این دوران، میراندا رند-کای بود که در واقع خواهر ناتنی‌اش محسوب می‌شد و او از این راز خبر نداشت.

کمیک آیرون فیست

زمانی‌که دنیل به سن ۱۹ سالگی رسید، فرصت دریافت قدرت آیرون فیست به او پیشنهاد شد. او برای به دست آوردن این قدرت بزرگ باید با شو لائو نامیرا، کسی که قدرتش در آتش درونش نهفته شده بود، مبارزه می‌کرد. دنیل در پایان این مبارزه توانست شو لائو را به قتل برساند. او سینه خود را به سینه اژدها فشار داد، ارتباط او را با انرژی زندگی قطع کرد و از درون قلبش این انرژی را به سمت خود کشید. همین اتفاقات و کارهایی که دنیل انجام داد، باعث شد تا یک علامت اژدها شکل روی سینه او حک شود. او در آخرین اقدام، دست خود را در قسمتی که قلب اژدها در آن وجود داشت، فرو کرد و به این ترتیب توانست قدرت آیرون فیست را از آن خود کند.

پس از به قتل رسیدن شو لائو توسط دنیل، چیان تنگ که بسیار برافروخته شده بود تصمیم گرفت تا شهر کان لون را نابود کند و از ببن ببرد. اما در نهایت توسط مستر خان دستگیر و زندانی شد. مدت کمی بعد از این اتفاق، افراد بسیاری تلاش کردند که با دنیل به مبارزه بپردازند اما دنی توانست با استفاده از کونال و میراندا، تمام آن‌ها را شکست دهد. میراندا به واسطه‌ی کونال هنرهای رزمی را آموخته بود تا بتواند در برابر قانون کان لون مقاومت و مخالفت کند. دنی که  به‌ دنبال میچم می‌گشت و قصد داشت که انتقام پدرش را از او بگیرد در قالب آیرون فیست کان لون را ترک کرد.

کمیک آیرون فیست

میچم که کاملا از بازگشت دنی خبردار شد جایزه‌ایی ده هزار دلاری برای سر او تعیین کرده بود. همین جایزه باعث شد که خیلی زودتر از آن چیزی که تصور می‌شد، افراد زیادی با لباس‌های مبدل و ناشناس، از جمله «Scythe» به سراغ دنیل بروند. آن‌ها برای به دست آوردن جایزه حاضر بودند دست به هر کار ناممکنی بزنند. آیرون فیست در نهایت توانست بر نیروهای دفاعی میچم غلبه کند اما زمانی‌که به او رسید، نتوانست کاری را که دوست داشت، انجام دهد و برای همین از کشتن او صرفنظر کرد. و میچم در نهایت توسط یک نینجای شبح که یکی از خدمتکاران مستر خان محسوب می‌شد، به قتل رسید. از آنجایی که آیرون فیست به خاطر به قتل رسیدن میچم سرزنش می‌شد، تصمیم گرفت نام خود را از هرگونه اتهامی پاک کند، به همین دلیل به دو کارآگاه خصوصی به نام کالین وینگ (آموزش‌های سامورایی دیده بود) و میستی نایت (پلیس سایبورگی سابق) پیوست و با آن‌ها دوست شد تا در این زمینه به آن‌ها کمک کند.

اما ماجراجویی‌های آیرون فیست تمامی نداشت و دوباره با افراد تازه‌یی برخورد کرد که اتفاق‌های جدیدی را برای او رقم زدند. همچنین او با یک ربات بیگانه به نام «Monstroid» آشنا شد که داستان‌ها تازه‌ایی برایش به وجود آورد.

دشمنان و متحدان آیرون فیست یا مشت آهنی

آیرون فیست هم مانند سایر ابرقهرمانان دشمنان و متحدانی دارد که تلاش می‌کنند تا او را از میدان به در کنند و جایگاه او را به دست آورند و یا در مواقع لزوم به یاری و کمک او بپیوندند. در این بخش قصد داریم تا نام متحدان و دشنان قسم خورده او را برشماریم.

دشمنان

ایب جنکینز، مرد جاذب، اگاموتو، آلن کاوانا، آنجلا دل تورو، اطلس، بارون هلموت زیمو، بارون موردو، باتروک، بیتل، بلک مامبا، بلک ماریا، بلک تارانتولا، بلک اوت، بلاد برادرز، بومرنگ، کاپیتان اولترا، کارنیج، کت، سنچری، چاکا، کمیسترو، کلیتوس کسدی، کبرا، کنترولر، کوول میلیون، کنت نفاریو، کرین مادر، کرایم باستر، دنیل درام، دردویل، دارک متر، دارک استار، دمی گاد، دکتر اختاپوس.

متحدان

آلن کاوانا، آنجلا دل تورو، انت-من، بیست، بتی راس، بلک کت، بلک نایت، بلک پنتر، بلک ویدو، برندا سوانسون، کاپیتان آمریکا، کاپیتان هیرو، کارول دنورس، کریستین پالمر، کالین وینگ، کرایم باستر، دنیلا کیج، دردویل، دزلر، ددپول، دث، دث لوک، دکتر دووم، دکتر دروید، دکتر استرنج، داگ برادر، دووپ، اکو، گوست رایدر، هنک پیم، هارمونی یانگ، هدر رند، هل استورم، هرکول، زن نامرئی.

کمیک آیرون فیست

آخرین داستان

شرکت چینی به نام «وای گو» از آیرون فیست درخواست کرد تا او یک قطار الکترومغناطیسی برای آن‌ها تولید کند. اما آیرون فیست این پیشنهاد را نپذیرفت، برای همین هم مدیر شرکت تصمیم گرفت تا در یک اقدام معترضانه  شرکت بین‌المللی رند را بخرد تا خودش بتواند این قطار را بسازد.

دنیل پس از مدتی تصمیم گرفت درباره شرکت وای گو تحقیقاتی انجام دهد. او در این تحقیق متوجه شد که این شرکت وابسته به سازمان هایدرا است. در طی همین ماجراها بود که احساس کرد فرد دیگری به جز خودش در حال استفاده از قدرت آیرون فیست است. به همین دلیل هم به سراغ میزبان قبلی این قدرت یعنی اورسن رندال رفت. اورسن به دنیل گفت که نه‌ تنها پدر او را می‌شناخته است، بلکه چیزهای زیادی را هم به او آموزش داده بود. دنیل، اورسن را دنبال کرد و به ایستگاه متروی مخفی پدرش رسید و کمیک آیرون فیست را هم دریافت کرد. دنیل از گفته‌های اورسن متوجه شد که  تاریخچه و همچنین حقیقتی که در رابطه با عنوان آیرون فیست وجود دارد، در این کتاب نوشته شده است. این کتاب همچنین توانایی این را داشت تا دنیل را برای شرکت در مسابقه شهرهای آسمانی آماده کند.

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده