نوشته شده در: توسط: فائزه اسدیان در: مقالات

ارتباط مستقیم آثار درخشان سینمایی با یک پشتوانه‌ داستانی قوی، همواره ساخت اقتباس سینمایی را به یکی از پررنگ‌ترین گزینه‌های سینماگران تبدیل کرده است. در سال‌های اخیر بازار فروش نسخه‌های سینمایی و تلویزیونی از کتاب‌های فانتزی و علمی تخیلی گرم بوده است، با وجود این، اقتباس‌های کلاسیک هیچگاه تماشاگر خود را از دست نداده‌اند.

البته داشتن یک داستان ناب و شناخته شده اقتباس شده تنها عامل درخشش یک اثر سینمایی نیست و تبدیل متن آن به فیلمنامه، کارگردانی و حتی انتخاب بازیگران مناسب نیز عاملی تعیین‌کننده در میزان فروش و استقبال عمومی است. در زیر به معرفی 5 نمونه از برترین اقتباس‌های درخشان تاریخ سینما پرداخته‌ایم:

1. بادبادک باز (The Kite Runner)

بادبادک‌باز یا کاغذپران‌باز نخستین اثر نویسنده‌ی افغانستانی، خالد حسین است که بلاغت و فصاحت کلامش آن را در زمره‌ی ۱۰۰ اثر برجسته ادبی افغانستان قرار داده است.

بادبادک باز، داستان رفاقتی برادرانه در دل اوضاع متشنج افغانستان است. امیر نویسنده‌ای افغانستانی است که مأمن گرم و دنج خود در کالیفرنیا را ترک می‌کند و در جست‌وجوی کودکی به نام سهراب به خاک وطن باز می‌گردد؛ افغانستانی که در چنگال طالبان اسیر است و مردمانش فضایی برای نفس کشیدن ندارند.

رفاقت دو رفیق

امیر به بهانه این سفر، گذشته را ورق می‌زند و ماجرای رفاقتی گس و عجیب را برای مخاطب تعریف می‌کند؛ رفاقت امیرِ پشتون و حسنِ هزاره. در سال ۲۰۰۷ مارک فوستر، رفاقت امیر و حسن را به زبان سینما و در قالب اقتباس برگرداند و برای این ترجمه بی‌نظیر نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

شرایط ناامن افغانستان، فوستر را مجبور کرد که برای تعهد به متن داستان، فیلم‌برداری را در شهر کاشغر چین و با ایجاد فضایی با رنگ‌وبوی پس‌کوچه‌های افغانستان بسازد. عمده دیالوگ‌های فیلم به زبان فارسی‌دری است و بجز بازیگران خردسال بومی، سایر بازیگرها برای این فیلم، زبان فارسی را آموختند.

بادبادک باز

2. مردی به نام اوه (A Man Called Ove)

سرگذشت مکتوب پیرمرد سوئدی بداخلاقی که با آمدن همسایه‌ی ایرانی‌اش دست‌خوش تغییر می‌شود، توانست در سال ۲۰۱۲ فردریک بکمن را به یکی از نویسنده‌های پرفروش نیویورک‌تایمز تبدیل کند.

بکمن، نویسنده اهل سوئد، که پیشتر به پشتوانه وبلاگ‌نویسی‌هایش نامدار بود، پس از فروش شش هزار نسخه از کتاب جدیدش، “مردی به نام اوه” ، نام خود را در دنیای ادبیات نیز ماندگار کرد.

اقتباس از پیرمرد سوئدی بداخلاق

درخشش روایت بکمن در جهان تصویر نیز ادامه یافت. در دسامبر ۲۰۱۵ هانس هولم نسخه‌ای اقتباس شده از “مردی به نام اوه” را روانه سالن‌های سینما کرد، که علاوه بر استقبال بی‌نظیر در مراسم گلدباگن سوئد (سوسک طلایی)، توانست نامزد بهترین فیلم خارجی زبان در هشتادونهمین دوره جوایز اسکار شود.

مردی به نام اوه

3. غرور و تعصب ( Pride and Prejudice)

۱۷ سال سال طول کشید تا جین آستین ۲۱ ساله از فرزند دلبندش دل بکند و او را راهی بازار نشر کند. “غرور و تعصب” دومین اثر این نویسنده انگلیسی است که در ابتدا با نام ” تأثرات اولیه” به دفاتر نشر ارائه شد اما استقبال خوبی از سوی ناشران دریافت نکرد. چندی بعد در سال ۱۸۱۳ کتاب تحت عنوان “غرور و تعصب” و نام “یک‌خانم” به جای نام نویسنده به چاپ رسید.

داستان غرور و تعصب از میان خانواده پرجمعیت بِنِت آغاز می‌شود، جایی که پنج‌دختر آقا و خانوم بنت با رفتارهای منحصر به‌فرد خود، در انتظار شاهزاده‌ای آراسته به انتظار نشسته‌اند. با پیدا شدن سروکله آقای دارسی و دوستش آقای بیگلی در همسایگی آن‌ها، سرنوشت دو دختر بزرگ خانواده دستخوش تغییر می‌شود.

جین وارد رابطه‌ای عاشقانه با آقای بینگلی می‌شود، در حالی که دافعه‌ی میان آقای دارسی و الیزابت مانع از شکل‌گیری هرگونه ارتباط عاطفی میان آن دو می‌شود.

گذر زمان اما ورق را برمی‌گرداند؛ به نحوی که الیزابت و دارسی به تدریج چشم به خوبی‌های یکدیگر باز می‌کنند و عشق واقعی را در یکدیگر پیدا می‌کنند. در حالی که کمی آن سوتر، جین و بینگلی به آرامی از هم دور می‌شوند.

اقتباس مشهور از کتابی مشهورتر

جین آستین یکی از ۱۰۰ اثر ادبی برتر جهان است و اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی بسیاری در سطح بین‌المللی از عاشقانه جین‌آستین ساخته شده است. شبکه BBC یک مجموعه تلویزیونی در سال 1980 و یک مجموعه دیگر در سال 1995 با اقتباس از این شاهکار ادبی ساخت که بازی درخشان جنیفر ایلی در نسخه 1995 در زمان خود، آن را به برنامه‌ی محبوب تلویزیون تبدیل کرد.

همچین در سال 1985 بالیوود با ساخت سریال تلویزیونی Bride and Prejudice نسخه‌ی هندی این کتاب کلاسیک را به تصویر دراورد.

بر پرده‌ی سینما نیز نخستین‌بار در سال 1940 ، غرور و تعصب با بازی گریر گارسون به نمایش درامد. پس از آن در سال ۲۰۰5 نسخه هالیوودی غرور و تعصب با درخشش کارا نایتلی بر پرده سینما نشست.

غرور و تعصب انگلیسی در جشنواره‌های بین‌المللی خوش درخشید و توانست در هفتاد و هشتمین دوره‌ی جوایز اسکار، چهار نامزدی، در جوایز گلدن‌گلوب دو نامزدی و در آکادمی جوایز فیلم انگلستان شش نامزدی را از آن خود کند.

غرور و تعصب

4. اتاق ( Room)

آشکارشدن جنایات هولناک مرد اتریشیِ پرونده فریتزل و ماجرای حبس‌کردن دخترش در یک اتاق برای ۲۴ سال، اما داناهیو را به نوشتن رمان اتاق ترغیب کرد. فریتزل با مورد سواستفاده قرار دادن دخترش در زمان حبس، از او صاحب 7 فرزند شد که کوچترین آن‌ها در زمان دستگیری 5 سال داشت.

داناهیو نویسنده‌ دو رگه‌ی ایرلندی-کانادایی است که رمان اتاق را تحت تاثیر پرونده فریتزل در سال 2010 منتشر کرد. او کتاب را از زبان پسر بچه‌ای ۵ ساله نوشته است که از بدو تولد به همراه مادرش در اتاقی کوچک محبوس بوده و هرگز جهان بیرون از آن را به چشم ندیده است.

داناهیو توانست اتاق را در فهرست نهایی جایزه ادبی بوکر جای دهد و عنوان رمان برتر نویسندگان راجرز کانادا را از آن خود کند. نویسنده در سال 2014 حق فروش کتابش را فروخت و همزمان مشغول نوشتن فیلمنامه‌ای اقتباسی از آن شد.

کم خرج ولی پرفروش

اثر سینمایی کم خرج اتاق با هزینه ۱۳ میلیون دلاری توانست به هنگام اکران به فروش ۴۰ میلیونی در گیشه دست یابد و همچنین در لیست ۲۵۰ فیلم برتر IMDb جای گیرد. این اقتباس همچنین در اسکار هشتاد و هشتم و گلدن‌گلوب هفتاد و سوم جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن درام را کسب کرد.

بری لارسون برای بازی در نقش جویِ اتاق، برای یک ماه از اجتماع فاصله گرفت و خودش را در یک اتاق حبس کرد. او همچنین در طول مدت فیلمبرداری صورت خود را نشست تا هم نیازی به گریم نداشته باشد و هم بتواند تصویر باورپذیری از کاراکترش ارائه دهد.

اتاق

5. عشق سال های وبا ( Love in The Time of Cholera)

گابریل گارسیا مارکز نویسنده و فعال سیاسی کلمبیایی و نویسنده شاهکار متفاوت “صد سال تنهایی” در دومین اثر خود توانست بار دیگر تبحر قلمش را بر جهان ادبیات نمایان کند.

شهرت مارکز در میان صفحات صد سال تنهایی محصور نماند و بار دیگر در سال ۱۹۸۵ با کتاب “عشق سال‌های وبا” در مجامع ادبی خوش درخشید. این رمان عاشقانه و پرماجرا، داستان شخصیت‌هایش را از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم پیوسته روایت می‌کند.

فلورنتینو پسر یتیم خانواده آریزو و کارمند تلگراف‌خانه در حین انجام وظیفه دلباخته فرمینا شده و جوانه عشقشان مقدمه‌ای بر آغاز داستان مفصل مارکز می‌شود. عشقی که بدست‌آوردنش با حضور خوونال اوربینو، خواستگار ثروتمند فرمینا، ۵۰ سال به به طول می‌انجامد.

اقتباس از اثر گابریل گارسیا

در سال ۲۰۰۷ سرانجام طلسم مارکز شکسته شد و اجازه ساخت اقتباس سینمایی از قلم او به کارگردان انگلیسی مایک نیوول داده شد. تهیه‌کننده فیلم نیوول تنها ۳ سال مشغول انجام امور حقوقی مربوط به فیلم، از جمله جلب رضایت مارکز بود.

اثر مایک نیوول در بخش رقابت اصلی Camerimage سال 2007 به عنوان نامزد جایزه قورباغه طلایی معرفی و یک سال بعد در گلدن‌گلوب 2008 و World Soundtrack Awards نامزد بهترین آهنگ متن شد. موفقیت‌های فیلم در سال 2008 به همین جا ختم نشد و در Movies for Grownups Awards نیز در لیست نامزدهای بهترین نقش مکمل زن قرار گرفت.

عشق سال های وبا

نظرات مخاطبین

0 نظر ثبت شده